یکشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۸

بیاد جانباختگان سی سال مبارزه، این شجاع ترین و آگاه ترین شهروندان کشور!



بیش از 28 سال از آغاز نسل کشی رژیم اسلامی در سال 1360 و 21 سال از جنایت بزرگ، سازمانیافته و از قبل طراحی شده سال 1367 گذشت. شهروند امروزی، بویژه زندانیان و مبارزین سالهای فوق، هنوز از درک و هضم این بربرمنشی رژیم مشترک بازاریان، آخوندهای هیتلرمنش، بخش لمپن و دریده جامعه، اصلاح طلبان کنونی، لیبرالهای سلطنت طلب، لیبرالهای ملی، لیبرالهای ملی- اسلامی، و طیف توده ای- اکثریتی عاجز است. تنها، فکر کردن عمیق و شرح ددمنشی های این پست ترین جانیان تاریخ ایران، برای دقایق و ساعاتی، انسان را درهم کوفته، روح را فلج میسازد.

در شرایط پس از اوج گیری مبارزات مردم در مقطع 23 خرداد 88، بار دیگر و در ابعادی وسیع، نسل جوان امروزی برای سرنگونی عامل همه این تبهکاریها، به میدان آمده است- سکون ظاهری کنونی، نباید کسی را به اشتباه دچار سازد. گردونه مقاومت توده ای پس از 30 سال به چرخش افتاده، فراز و نشیب های آن، به خصلت عام همه جنبشهای اجتماعی بزرگ تعلق داشته، درعین حال از ویژه گیهای جامعه ایران- پراکنده گی، یأس، سرخورده گی و بی تفاوتی سیاسی، فقدان احزاب سیاسی مبارز، و عادات عقب مانده - نیز رنج میبرد.

در شرایط کنونی، جریانات لیبرال غیرمذهبی و مذهبی ( انواع اصلاح طلبان )، مانع اصلی رشد مبارزات مردم هستند. آنها مردم را فریب دادند، و از فداکاریهای آنان بمثابه وسیله ای برای چانه زدن با جناح حاکم استفاده میکنند. اصلاح طلبان حکومتی و غیرحکومتی، از این معامله با همدستان خود، فقط و فقط برای حفظ امتیازاتی که از طریق کشتارهای دسته جمعی دهه 60 و 8 سال جنگ جنایتکارانه ایران و عراق بدست آورده اند، استفاده میکنند. این تصور که گویا اصلاح طلبان و لیبرالهای غیرمذهبی و مذهبی، بهتر از جناح حاکم هستند، اشتباهی فاحش و تصوری بکلی نادرست است؛ حداقل در دهه 60 که اصلاح طلبان کنونی، افراطی تر و جانی تر از جناح حاکم عمل کرده، عامل اصلی ادامه جنگ 8 ساله بوده اند. همه جناحهای لیبرالیسم ایرانی، جریاناتی فاشیستی، ضدکارگر و ضدکمونیست افراطی بوده، حتی همین امروز هم، از همه جنایات گذشته خود و رژیم اسلامی، با صراحت دفاع میکنند. رژیم اسلامی، قبل از همه تجسم قدرتگیری کامل لیبرال- فاشیسم ایرانی است.

نسل جوان کشور، بویژه زنان و دانشجویان، باید از این حقیقت آگاه شوند، که هرگونه نزدیکی به فاشیستهای مذهبی نظیر رفسنجانی، موسوی اردبیلی، محمدی گیلانی، موسوی تبریزی، لاریجانی ها، کروبی، مجاهدین انقلاب اسلامی و نظایر آنها، و نوع جدید لیبرالیسم ایرانی، یعنی دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال و یا تحکیم وحدت، جز شکست کامل مبارزات این نسل، نتیجه ای نخواهد داشت. نسل جوان کنونی، باید خود را تمام و کمال، تا جزئیات شیوه مبارزه سیاسی، عادات شخصی و شیوه زندگی، با تاریخ انقلاب بهمن و شجاع ترین شهروندان این کشور هویت یابی کند - با آنهایی که در یک چرخش تاریخی هولناک، برای جلوگیری از تثبیت رژیم اسلامی، به پا خواسته، از همه چیز خود گذشتند. هنوز و برای همه نسلهای آتی، کار بزرگ و فداکاری توصیف ناپذیر نسل انقلاب بهمن، تنها ارزش فرهنگی قابل ذکر در تاریخ این جامعه باقی خواهد ماند.

نسل جوان کنونی، دارای حزب انقلابی و سراسری خود نیست؛ این در عین حال به این معناست، که هم اینک یک پیوند ملی جدی بین اعضاء ملت ایران- بمثابه شهروندان مستقل، آزاد، دارای حقوق، و جدا از طبقات ستمگر- موجود نیست- هرچند طبق قوانین رژیم اسلامی و موازین قرآن لعنتی، مردم ایران، نه شهروند، بلکه برده و غنیمت جنگی محسوب میشوند. در مقابله با این وضعیت، باید هر چه بیشتر کمیته ها و ارگانهای مخفی، نیمه مخفی و علنی شکل گرفته، از پیوند آنها به یکدیگر، یک جبهه سیاسی مبارز و مؤثر ایجاد شود. تأسیس" جبهه کار و آزادی" و یا هر عنوان مشابه دیگر، میتواند بخش پیشرو جامعه را از یک ابزار سیاسی مهم برخوردار ساخته، از تبدیل شدن آن به سیاهی لشگر اصلاح طلبان فریبکار ممانعت بعمل آورده، بر خلاء بزرگ و خطرناک فقدان پیوندهای ملی نیز غلبه کند. در اینصورت مسیر مبارزات مردم در شرایط کنونی، از امکانات واقعی سرنگونی رژیم اسلامی برخوردار خواهد بود.

بمناسبت سالگرد جنایت بزرگ تابستان سال 1367، و در ارجگذاری بر زندگی و مبارزات زندانیان سیاسی مقاوم، جانباختگان، اعضاء خانواده و بستگان آنها، متن زیر از یک سایت خبری انتخاب شده است. امید که رجوع مداوم به شرح زندگی حماسه آفرینان و مدافعین ارزشهای انسانی در سال 67 - که آخرین سنگر باقی مانده از انقلاب بهمن را تشکیل میدادند- دریچه ای به سوی شناخت خود، وظایف خویش و پیشروان جامعه، انگیزه گیری و تقویت مبارزه انقلابی علیه رژیم اسلامی ایجاد گردد.

اکبر تک دهقان، 7 شهریور 1388- 29 اوت 2009

pouyane50@yahoo.de http://www.j-shoraie.blogspot.com/
***********

به یاد شیدا بهزادی و همسر با وفایش سعید طباطبایی


بانو صابری

این متن در سوگ شیدا بهزادی و سعید طباطبایی است. شیدا دانشجوی زمین شناسی دانشگاه اصفهان بود و سعید مهندس برق. عکس مربوط به دومین سالگرد تولد دختر آن ها شیرین در نوروز ۱٣۶۵ است.


بالاخره یک بار خواهرم نوشته ای را به شیشه کابین ملاقات چسباند. در آن یک تکه کاغذ خواهرم به من اطلاع داد که بعد از مراجعه مکرر خا نواده اش به آنها گفته اند که در ۱۹ شهریور ماه یعنی ۴۰ بعد از دستگیری شیدا خود را در سلولش حلقه آویز کرده است ...

------

شیدا بهزادی و همسرش سعید طباطبایی در ۱۲ مرداد ۱٣۶۵ دستگیر و به انجمن توحید ( کمیته مشترک سابق ) آورده شدند. من که خود همراه با دختر دو سال و ۴ ماهه و پسر ۴ ماهه ام در ۹ مرداد دستگیر شده بودم و در انفرادی بسر می بردم با شنیدن صدای شیدا که به دخترش شیرین می گفت: « شیرین منو خسته کردی دستت را از دهان من بیرون بیار » متوجه حضور شیدا شدم. ( شیرین عادت داشت که موقع خواب انگشتانش را به هم برساند و آنها را در دهان شیدا بگذارد ). صدای شیرین شیدا همراه با لهجه اصفهانی مرا در آن غمکده آرامش می بخشید و غم غربت را و نگرانی را برای زمانی هر چند کوتاه از من می ربود. هر از گاهی هر کدام بچه ها را بهانه میکردیم و سخنی می گفتیم و به این ترتیب حضور خود را اعلام میکردیم. در هر سه نوبت که اجازه رفتن به دستشویی را داشتیم صدای کلش کلش دمپایی شیدا در راهرو زندان باز صدای آشنایی بود که مرا و اندیشه مرا به بیرون زندان می برد. همراه با نگرانی که برای بودنش و بودنمان در آنجا داشتم، یک جور روحیه گرفتن بود شنیدن صدای آشنا در آن سیاهچال شور بود، شوق بود، امید بود. یک بار هم در صف رفتن به حمام توانستم از زیر چشم بند دمپایی هایی آشنا را ببینم. زمان در آن سیاهچال از دست آدم بدر می رود بخصوص اگر مجبور باشی تمام مدت ظاهر سازی کنی تا بتوانی کمی این وضع را برای بچه هایت عادی جلوه بدهی. نمی دانم که از چه روزی دیگر صدای شیدا را نشنیدم؛ حدس زدم که یا آزاد شده یا شیرین کوچکش را توانسته به خارج از زندان بفرستد و دیگر بهانه ایی نیست که صدایش را بشنوم.

در جا به جایی ها از هر کسی دیدم از شیدا می پرسیدم ولی کسی خبر مشخص و موثقی نداشت. من به زندان اصفهان منتقل شدم و در اولین ملاقاتی که داشتم از وضیعت سعید و شیدا پرسیدم. گفتند هنوز زندان هستند همان تهران. بالاخره یک بار خواهرم نوشته ای را به شیشه کابین ملاقات چسباند. در آن یک تکه کاغذ خواهرم به من اطلاع داد که بعد از مراجعه مکرر خا نواده اش به آنها گفته اند که در ۱۹ شهریور ماه یعنی ۴۰ بعد از دستگیری شیدا خود را در سلولش حلقه آویز کرده و فقط چند عکس به خانواده اش نشان داده اند.

پیگیری پرونده شیدا نتیجه ای نداد بلکه ابهامات بیشتری را بوجود آورد، و درد و رنج این خانواده و دوستانش را افزون کرد. سعیید همسر شیدا مرتب از درون زندان اعتراض خود را به مرگ مشکوک شیدای نازنین اعلام کرد ولی بی نتیجه. سعید در بیدادگاه های رژیم به سه سال زندان محکوم شد، ولی رژیم مستبد خمینی این را هم بر نتافت. سعید در زندان گوهردشت در تابستان ۱٣۶۷ به خیل عظیم جانباختگان پیوست، و خانواده و دوستانش را در غم و ماتم فرو برد و از همه مهمتر شیرین نازنین که در میان فامیلی پر مهر و محبت بزرگ شد ولی نه مهر پدر دید نه ذره ای از عشق مادر.در میان شعرهای عباس که در ساک لباس هایش جا سازی شده بود شعری بود که نوشته بود برای شیدا سروده است.


یاد و خاطره ُ شیدا و سعید ماندگار باد.

---------------


برای شیدا




نام ترا به کوه می گویم


با صدای من


کوه ها نام ترا می خوانند


قله ها نشان ترا دارند



***

از درخت نشان تو می جویم


درخت در اندوه توست

***


با قایقران


آواز تو می خوانم


ترانه ماهیگیران


معنی نام توست

***


با خزر


از تو می گویم


قایقها ایستاده اند


دریا طوفانی است


***


طلایی گیسویت


خونین است شیدا


خورشید داغدار توست.



***



در قلبم ستاره ای دارد


بالهایش گلگون


غمت در دل می ریزد


ستاره خونین عشق


تویی شیدا.



آذر ۶۵ کمیته مشترک (عباسعلی منشی رودسری)*
------------


* عباسعلی منشی رودسری سراینده شعر، خود نیز از جانباختگان تابستان ۱٣۶۷ می باشد.

------------
اخبار روز:
www.akhbar-rooz.com
http://www.iran-chabar.de/article.jsp?essayId=23527
آدينه ۶ شهريور ۱٣٨٨ - ۲٨ اوت ۲۰۰۹

دوشنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۸

پیرامون وبلاگهای جمهوری شورایی


بازدید کننده گرامی!

همه وبلاگهایی که از سوی این نگارنده تأسیس، و تا مدت کم یا بیش از 2 سال نیز فعال بودند، در روز 22 مرداد، از شبکه اینترنت حذف شدند؛ این اما شامل وبلاگ " جمهوری شورایی" و آرشیو آن نمی گردد.

این مجموعه از سوی تأسیس کننده آن تحت عنوان " گروه وبلاگهای جمهوری شورایی" نامیده شده بود. هدف از نامگذاری فوق، ذکر آنها بدون نام بردن یک به یک، و نه بهیچوجه، ایجاد توهم مبنی بر وجود یک گروه از افراد، نظیر یک گروه سیاسی بود. از آنجا که همه مطالب- بجز مواردی محدود، نقل شده از سایتهای دیگر-، با یک امضاء مشخص درج میگردید، نویسنده، مشغله ای پیرامون توهم آفرینی، و یا گمراه سازی دیگران از این طریق نداشت.

دلیل تأسیس وبلاگهای متعدد، تنها تعدد موضوعات مورد علاقه نگارنده و بحث پیرامون آنها، از این طریق همچنین، تبلیغ بنفع توجه به نکاتی از انواع فوق برای عناصر مستقل و نزدیک به تئوری و پراتیک" سازمان چریکهای فدایی خلق ایران"، در داخل کشور بود؛ به علت تفاوت این موضوعات، امکان انتشارهمه مطالب در رابطه با آنها در وبلاگ جمهوری شورایی، وجود نداشت. نویسنده معتقد است، مطالب معینی و موضوعات خاصی در این وبلاگها، در بحثهای مخالفین رژیم اسلامی در اینترنت، در سطح معینی بی تأثیر نبوده اند؛ صرفنظر از اینکه، قبل از همه، برای نویسنده این سطور نیز، میدان بازی را برای کار فکری، و جبران حرفهای فرو خورده در دوره های گذشته – کار مثلاً تشکیلاتی در یک باند شبه چپ- ایجاد کرد. از این رو، با صراحت به کسانی که ترور فکری و شخصیتی ناشی از مناسبات ارتجاعی در دسته جات خارج از کشوری، موسوم به " حزب" و " سازمان" را نمیخواهند و یا نمیتوانند تحمل کنند، میتوانم توصیه کنم: یک وبسایت رایگان برای خود ایجاد کن و به مردم بگو، چه فکر میکنی؟ نتایج کار و خلاقیت انسان - حتی تحت شرایط امپریالیسم -، امکاناتی ایجاد کرده است، که هیچ سرکوبگر و الدنگ سانسورچی و لمپن شبه سیاسی از جنس فرخ نگهدار، مصطفی مدنی و عباس توکل، قادر به ممانعت انسان آزاد به استفاده از آن نخواهد بود.

تعطیل وبلاگهای ذکر شده، به دو دلیل اساسی زیر صورت گرفت:

1- دلیل اول، عدم توانایی نویسنده، در به روز نمودن منظم آنها است. این اما نه یک عامل شخصی و مکانیکی صرف، بلکه از عدم وجود امکان مؤثر یک فعالیت تشکیلاتی، تضعیف شدید موقعیت اجتماعی طیف فدایی- اقلیت و فقدان نیروی متشکل و وابسته به تئوری و پراتیک آن در جامعه و خارج، همچنین، برخی از معضلات در زندگی روزمره ناشی شده است. فعالیت فکری حرفه ای مولد از دید این نگارنده، نه یک اقدام ایستا، خود نمایی بورژوایی رایج در میان چپ محفلی خارج و حرکتی از نوع " باری به هر جهت " و گذران امور، بلکه پاسخ به یک ضرورت مبارزاتی، و ارتقاء مداوم کمی و کیفی آن در این راستا است. آشفتگی و ناروشنی عمیق در طیف نیروی مستقل فدایی- اقلیت، کار فکری در این زمینه را کم مخاطب ساخته، علیرغم وجود دهها مطلب و مقاله نیمه کاره، به روز شدن منظم وبلاگها را بدنبال نیاورده، حتی برعکس، فشارفکری مضاعفی را ایجاد کرده، و از فعالیت منظم وبلاگ " جمهوری شورایی" نیز کاسته است. از این رو، برای حفظ این وبلاگ، منظم ساختن و بهبود کیفیت آن، باید همه وبلاگهای نامبرده حذف میشدند.

این نگارنده قصد دارد، در صورت امکان و در آینده، فعالیت وبلاگهای" کاپیتال"، " دموکراسی اقتصادی"، " خود- آگاهی"، و " برنامه سیاسی" را در سرور Blogspot ازسر بگیرد. این موضوع نیز قابل ذکر است، که وبلاگهای نامبرده در سطر بالا ، همچنین، " 4 بهمن 64" و " یادداشتهای اولیه"، در دوره فعالیت نسبتاً منظم گذشته، مورد استقبال واقع شده، مخاطبان قابل توجهی داشته اند.

2- دلیل دوم تعطیل وبلاگهای مورد بحث، به مشکلات استفاده از سرورهای داخلی برمیگردد. لازم به تأکید است که نویسنده در اینجا، به آن گروه از افراد تعلق ندارد، که مداوماً شک و تردید امنیتی و حتی وابستگی مسئول سایت بلاگفا به رژیم اسلامی را مطرح و دامن میزدند. مسئول وبلاگهای فوق، از خدمات رایگان سایت بلاگفا با کمال میل استفاده کرده، هیچگونه شکایتی از این سایت نداشت. همچنین با هیچ ادعای منفی مربوط به این سایت همراهی نکرده، به مهملات افراد غیرمسئول که بساده گی آب خوردن، با حیثیت مردم بازی میکنند، بهایی نداد.

اما استفاده از سرورهای داخلی، بدون دامن زدن به وحشت از رژیم- آنچه که رژیم خود میخواهد- هم اکنون با مشکلاتی روبرو شده است؛ این بطور خاص به موضوع قانون جدید مربوط به رایانه ها برمیگردد. براین اساس و همچنین با توجه به شدت گیری سرکوب همگانی بعد از انتصاب دوباره احمدی نژاد، تعمق بر استفاده و یا عدم استفاده از سرورهای داخلی- مستقل از دعاوی افراد غیرمسئول -، به یک سوال روز مبدل شده است. نگارنده این سطور، برای عدم تبدیل شدن خود و خواننده گان به طعمه ساده رژیم اسلامی، بناچار از این پس از سرورهای داخلی استفاده نخواهد کرد. هرچند براساس تجارب قبلی، استفاده از سرور بلاگفا، برای ارتباط با مخاطبین، امکان ساده تر و مؤثرتری محسوب میشد.
pouyane50@yahoo.de www.j-shoraie.blogspot.com www.j-shoraii.blogspot.com آرشیو
-------------------
- برای دریافت هر مطلبی از وبلاگهای حذف شده، میتوانید آن را به نشانی ای- میل نویسنده اطلاع دهید.

- وبلاگهای حذف شده عبارتند از: کاپیتال، بازسازی، دموکراسی اقتصادی، ای رفیقان، ، 4 بهمن 64، نفتگران، دولت و انقلاب، خود- آگاهی و یادداشتهای اولیه. دو وبسایت آخری، از محتوا خالی شده، اما بهر دلیلی قابل حذف شدن نبودند. وبلاگ " سازمانیابی دانشجویی" هم، بدلیل فنی فعلاً قابل حذف نیست.

- همچنینن نگارنده، مدتی پیش نیز، وبلاگهای " تندر" در سرور بلاگ سپات، بمنظور بحث پیرامون تئوری و پراتیک سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، وبلاگ " کاپیتال" در بلاگ سپات، در حال انتقل مطالب وبلاگ کاپیتال از سرور بلاگفا بر روی آن، و وبلاگ " خود آگاهی" بمنظور انتقال مطالب همین وبلاگ از سرور بلاگفا به سرور بلاگ سپات را راه اندازی نموده بود. این وبلاگها نیز فعلاً حذف شدند.

- هم اکنون بجز وبلاگ جمهوری شورایی در آدرس جدید( همین وبسایت کنونی)، وبسایت جمهوری شورایی در نشانی قدیم( حال بعنوان آرشیو)، همچنین وبلاگی تحت عنوان " پیک بهمن"، که بمنظور انتقال تمام مطالب جمهوری شورایی بر روی آن، برای مواردی نظیر هک شدن کامل جمهوری شورایی تأسیس شده بود وجود دارند. " پیک بهمن"، بعد از انتقال دو مطلب از جمهوری شورایی، بدلیل فنی از کنترل خارج شده و امروز بهمان دلیل، قادر به حذف کردن آن نیستم.
---------------------------------

شنبه، مرداد ۲۴، ۱۳۸۸

مردم! از " نهضت سبز اسلامی"، فاصله بگیرید!

اکبر تک دهقان
24 مرداد 1388- 15 ژوئیه 2009

هدف اصلاح طلبان حکومتی، نه نماینده گی مبارزه ای است، که شما در پیش گرفته اید، یعنی سرنگونی این ماشین شکنجه، آدمکشی و غارتگری؛ بلکه استفاده از شور و انرژی شما برای ارتکاب دور دیگری از سرکوب علیه نیروهای مبارز دوران دهه 60، و از این طریق، تثبیت رژیم اسلامی، برای حداقل یک دوره 20 ساله دیگر است. نه حتی در انتهای این راه، بلکه همین امروز، خود شما، از نخستین کسانی هستید که قلع و قمع شده، به دلیل شرکت مداوم در مبارزات خیابانی، و گویا "وابستگی" به سازمانهای ضد رژیمی، مجازات خواهید شد. شیوه حکومتگری اسلامی، همواره همین بوده است.

نگاه کنید به اطلاعیه ها و نوشته های اخیر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، که چگونه رژیم اسلامی را به سرکوب و چه بسا اعدام بازداشت شده گان اخیری که از دید آنها " منافق" و" سلطنت طلب" هستند، تشویق میکنند؛ در حالیکه که همه آنها، از سازماندهان مبارزات خیابانی اخیر بوده اند! دقت کنید به پیام مرتجع ریاکار مهدی کروبی، که چگونه کشتار دهها هزار نفر از شهروندان جوان این کشور در دهه 60 را توجیه و تأیید نموده، این جنایات ضدبشری را ناشی از خواست و حضور " مردم" کذایی آنها، در ارتکاب این سبعیت تاریخی، معرفی میکند.

امیدواری و افتادن به دنبال این باند ایدوئولوژیک تر از جناح حاکم، که هنوز یک کلمه علیه حکم هیتلری سنگسار و اعدامهای دسته جمعی اخیر نگفته اند، از روزهای آغاز سال 1388 هم، بشدت نادرست و زیانبار بود. توده مردم اما در شرایط فکری گریز از این گام خطرناک نبوده، چه بسا هنوز، در لحظه برداشتن اولین قدم برای ابراز نفرت 30 ساله از این رژیم تبهکار قرار داشتند. در صورتی که مبارزات بعضاً مستقل و رادیکال دوره اخیر، زمینه های واقعی و مادی را برای یک تصمیم گیری صحیح توده مردم در این رابطه فراهم آورده، چه بسا، قطع رابطه کامل با اصلاح طلبان حکومتی را به یک اجبار و تنها راه ادامه نتیجه بخش مبارزات تاکنونی، مبدل ساخته است.

در خارج از کشور، گروههای متعددی از شهروندان، دست به دفاع از حقوق بازداشت شده گان زده، جنایات رژیم اسلامی را در نزد سازمانهای بین المللی رسوا نمودند. امروز باید با نقل سند و مدرک از گفتارها و بیانات این به اصطلاح رهبران اپوزیسیون، ماهیت جنایتکارانه آنها را که سرکوب و اعدام مخالفین رژیم اسلامی- عمدتاً سازماندهان تظاهراتهای اخیر را- توصیه و تأیید میکنند، افشاء کرد. باید اعتماد ایجاد شده ناخواسته به جریان اسلامی موسوی را در خارج پس گرفت، و به شهروندان غربی توضیح داد، باند اصلاح طلبان حکومتی، رنگ سبز را تنها برای پوشاندن درون زشت و پلید خود علم کرده اند. به آنها باید توضیح داد، که رنگ سبز در غرب به معنایی کاملاً مثبت درک شده، از این رو اصلاح طلبان حکومتی، با سوءاستفاده از آن، آنها را به حامیان یک دارودسته " خط امامی"، که خود جزء مسئولین افراطی جنایات علیه مردم هستند، مبدل ساخته اند.

از " نهضت سبز اسلامی"، این مشوقین اصلی کشتارهای دهه 60 و ادامه جنگ ویرانگرانه به مدت 8 سال، فاصله بگیرید. مردم! در هیچ فراخوان مشخص، رسمی و اعلام شده این دارودسته فریبکار شرکت نکرده، برای دستورات ارگان اینترنتی آنها، سایت " قلم نیوز"، تره هم خرد نکنید. در هر خیابان و محلی که عناصر فریبکار آنها با شیادی تاکنونی، و در میانه اعتراضات خود بخودی مردم، علامت سبز و تصاویر موسوی و کروبی را برافراشتند، با صدای بلند به آنها اعتراض کنید، و خواهان توقف شعارهایی که بنفع اصلاح طلبان حکومتی هستند شوید، حتی اگر چنین کشمکشهایی در خیابان، منجر به شکست اعتراض و خاتمه راهپیمایی شود! به هر قیمتی از انجام اعتراض مشترک با آنها خودداری کرده، از هر فرصتی استفاده و به حاضرین اعلام کنید، که موسوی و کروبی، ریاکاران و تبهکارانی بیش نیستند. راهپیماییهای مستقل، هر چند کم جمعیت، اما با خواستهای مستقل خود را برپا کرده، به هوچیگری، عوامفریبی و جار و جنجال لمپنهای وابسته به اصلاح طلبان حکومتی، وقعی نگذارید. به اطلاعیه ها و بیانیه هایی که هر فعالیتی را تحت عنوان " جنبش سبز" معرفی میکنند اعتراض و اعلام کنید، ما به نهضت سبز اسلامی شما قاتلان، دروغگویان و " خط امامی" ها تعلق نداریم. بویژه چهره های شناخته شده از فعالین زنان، دانشجویان، کارگران و روشنفکران ضد سانسور، باید از طریق امکانات تاکنونی رابطه با مردم، بطور خاص رسانه های بین المللی، روشن و صریح، به تفاوت بنیادی خود با جریان موسوی و شرکاء صراحت بخشند.

دوره نسبتاً آرام کنونی، نه ناشی از تسلیم مردم به فرمان " سکوت " این " موج" سواران راهزن، بلکه بویژه از نیازهای سیاسی مردم به چاره یابی و شناخت از مسائل تاکنونی، یعنی سرکوب شدید خیابانی، صراحت یابی مواضع سرکوبگرانه اصلاح طلبان، و پخش اعترافات تلویزیونی ناشی شده است. این که مردم- بویژه پیشروان خیابانی- در حال تعمق بر امکانات بعدی مبارزه هستند، درعین حال فرصتی است، که روشنگران ضد جریان ریاکار موسوی و شرکاء، بقدر کافی گوشهای شنوا پیدا خواهند کرد. در دور بعدی مبارزه، دامنه و بازتاب مبارزات خیابانی کاهش یافته، اما بر کیفیت، قدرت تأثیر گذاری و توانایی آن در کشاندن طبقه کارگر به میدان مبارزه، افزوده خواهد گشت.

pouyane50@yahoo.de www.j-shoraie.blogspot.con Archive: www.j-shoraii.blogspot.com
-------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها
---------------------------
- رونوشت به رسانه های بین المللی
- رونوشت به شهروندان آزادیخواه و رسانه های اینترنتی مستقل داخلی
--------------------------------------------------------

دوشنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۸۸

حزب توده؛ این عصاره بی شرافتی!


اکبر تک دهقان
10 مرداد 1388- 3 آگوست 2009
حزب توده در جنبش بزرگ اعتراضی کنونی، با گستاخی روزافزونی، علیه رشد مبارزات مردم ایران، عمل میکند. اکثریت عناصر مبارز در خارج و داخل، در برابر ویرانگری این زشت ترین پدیده سیاسی 3 دهه اخیر ایران، سکوت کرده، این جریان جنایتکار دهه 60 را، عملاً به ادامه سیاستهای گذشته خود تشویق میکنند. حزب مذکور از طریق کیهان خود، یعنی سایت " پیک نت"، در روز روشن مبارزات و فداکاریهای مردمی را، که قصد دارند به 30 سال برده گی مذهبی خاتمه دهند، به توطئه گری عوامل مشکوک- از جناح احمدی نژاد و یا خارج- نسبت داده، علناً جنایتکاران حاکم را به سرکوب شدیدتر مردم، تشویق میکند. ضمن بررسی آخرین موضع گیری این حزب تحت عنوان عوامفریبانه " گزارش ویژه برای پیک- توطئه جدید کودتاچی ها، ... "، نظیر همیشه مطلبی بدون امضاء، وبدون هیچگونه منبعی در اثبات ادعاهای خود، هرچه بیشتر از ماهیت این نابودکننده سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در سال 1359، مطلع میگردیم.

گزارش ویژه برای پیک- توطئه جدید کودتاچی هاشعارهای انحرافی برای جدا کردن مراجع از موج سبز

http://www.peiknet.com
http://www.peiknet.com/1388/08mor/10/PAGE/35GOZARESH.htm

- در همین تیتر مقاله، کوهی از عوامفریبی نهفته است. اولاً این به استفاده از عبارت " گزارش ویژه" برمیگردد. گزارش این منبع قلابی باید ثابت کند، که اتفاق خاصی افتاده، یعنی شعارهای کاملاً جدیدی طرح شده است؛ در حالیکه این به هیچ وجه تازه گی ندارد. از 18 تیر سال 1378 تاکنون در هر تظاهرات جدی، بوفور شعارهای ضد رژیمی و مشخصاً ضد خامنه ای، تکرار شده است. از سوی دیگر، ضدیت با رژیم و فحش و ناسزا علیه این دستگاه آدمکشی، در کلیه صحبتهای خانواده گی و علنی مداوماً تکرار شده، به فرهنگ سیاسی روزمره جامعه ایران تعلق دارد. حزب توده بیکباره با طرح آن بعنوان یک " شعار انحرافی"، گویا حادثه جدیدی را کشف کرده، اما در واقع، این حزب، شرایط سرکوب خیابانی کنونی را فرصت مناسبی، برای انتقام کشی از نیروهای رادیکال ضدرژیمی، مورد استفاده قرار میدهد. نقل قول زیر از متن مطلب مورد بحث از " پیک نت"، و از آغاز این به اصطلاح " گزارش"، برداشته شده است. در اینجا تلاش میکنیم، قدم به قدم پیش رفته، و نشان دهیم، این جریان تا چه حد حقایق را جعل کرده، و علیه مبارزات رو به رشد مردم ایران، دست به اقدامات توطئه گرانه میزند. بخشهای آبی، یا نقل قول مستقیم از مطلب پیک نت، و یا نشانی مطالب و ویدئو های مورد اشاره ست. برای مشخص کردن قطعاتی از منابع دیگر، از رنگ سیاه و فونت کوچکتر استفاده شده است.

http://www.peiknet.com
1388/08mor/10/PAGE/35GOZARESH.htm

- " حدود ساعت 3:45 مهندس موسوی برای رفتن به قطعه 257 از اتومبیل پیاده شد. نیروی انتظامی مانع ادامه حرکت او به سمت قطعه 257 شد. موسوی بسیار خونسرد خطاب به ماموران گفت: خدا لعنت کند بزرگان شما را که شما را روبرو مردم قرار داده اند.
حدود ساعت 4:30 تا 5 کروبی و سپس هادی غفاری به میان جمعیت آمدند و با مردم صحبت می کردند. مردم بر سر قبر اشکان سهرابی و ندا آقا سلطان با صدای بلند فاتحه خواندند.

تصویری که پیک نت ارائه داده، غیرواقعی است. از حداقل 2 ساعت پیش از زمان رسمی برگزاری مراسم، درگیری شدید شروع شده و بهیچ وجه، فضا اینهمه آرام و زیبا که این حزب توصیف میکند، نبوده است. ادعای مربوط به گفتن جمله بالا از سوی موسوی هم، دروغ محض است.

در این قطعه در نشانی زیر با تیتر بالای آن، هیچ اثری از ادعای حزب توده مبنی بر اظهار " خدا لعنت کند بزرگان شما را که شما را روبرو مردم قرار داده اند."، از سوی موسوی به نیروهای انتظامی وجود ندارد.

" مجبور کردن میرحسین موسوی به ترک بهشت زهرا"
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4516

باز هم در زیر،این نشانی سایت رسمی و وابسته به موسوی و زهرا رهنورد است. در اینجا یک مصاحبه کاملاً جدید از موسوی در روز شنبه، وجود دارد. اما این نزدیک ترین سایت و هیچ گزارش دیگر داخلی و یا خارجی، ادعای مربوط به گفتن جمله بالا، از سوی موسوی به افراد نیروی انتظامی را درج نکرده است. ادعای حزب توده بر چه مبنایی متکی است؟ هیچ! یک ادعای دروغین و پوچ، اما با هدف خودشیرینی برای موسوی و قهرمان سازی از اوست. حتی حزب توده نقل قول قلابی را به عبارت " بسیار خونسرد گفت" مزین میسازد، تا موسوی را سیاستمداری آرام و اهل تفکر و روشنگری معرفی کند!

http://www.ghalamnews.ir
" موسوی بسیار خونسرد خطاب به ... "

نویسنده دروغگوی حزب توده، که خود در خارج وبال گردن مردم است، حتماً تک و تنها در کنار موسوی ایستاده، و این جمله را شنیده است. هیچ خبرنگار داخلی، خارجی، وبلاگ نویس، نزدیکان موسوی، همسرموسوی و احدالناس دیگری، این جمله را از زبان موسوی نشنیده است!

http://news.kodoom.com/zAAT2SA

در نشانی بالا، شما با سایت مثلاً یک حزب سیاسی، مزین به تکه پارچه رنگی رژیم، سرو کار پیدا میکنید، که همین " گزارش" حزب توده را بدون ذکر منبع، تکثیر کرده است. اگر این به اصطلاح جمله موسوی را در اینترنت وارد کنید، تنها دو مورد، یعنی سایت " پیک نت" و سایت بالا را که جریانی سبزاللهی است، خواهید یافت.
نگاه کنید به مطلب زیر، که از فیس بوک موسوی نقل شده، و جمله ادعایی حزب توده در آن موجود نیست.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4514

" گزارش " دهنده در آغاز، شروع به دقیقه شماری میکند، تا بحث خود را با آمار و ارقام مستند سازد! ساعت دقیق پیاده شدن موسوی، و سپس ساعت به میان جمعیت آمدن کروبی و هادی کروبی، چه ارزشی دارند؟ گذشته از این، همین هم، تقریباً با همه خبرهای موجود تناقض دارد. این گزارش دهنده شما، مردم وتجمع گسترده آنان را که شعارهای متعددی در دست داشتند، و از ساعت 14 مورد تهاجم بوده اند، ندیده است؟ از این گذشته، اساساً وقتی برای انجام چنین مراسمی، نبوده است. این موضوع فاتحه خوانی هم، بترتیبی که حزب توده نقل کرده، ساختگی است. به ویدئوی زیر نگاه کنید، تا از عرض و طول این " فاتحه خوانی"، که بیش از 2 بار نیست، سر در آورید.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4513

-" اگر مانع حضور موسوی و کروبی نمی شدند این مراسم با قرآن خوانی و فاتحه خوانی بطور عادی انجام می شد و سپس مردم راهی خانه هایشان( و یا مصلا) می شدند. اما صف آرائی نیروی ضد شورش عملا این مراسم را تبدیل به شورش کرد." بنقل از اصل مطلب در سایت " پیک نت".

حزب توده بر چه اساسی، چنین ادعایی میکند؟ مگر مردم فقط برای فاتحه خوانی به گورستان رفته بودند؟ مردم در هر حرکتی و در هر محلی، با هدف طرح خواستهای سیاسی اصلی خود، و اعلام نفرت از حاکمان حضور می یابند. حزب توده با این جعل آشکار، مثلاً دارد به مردم " خط " میدهد، که فقط فاتحه بخوانید و " راهی خانه تان" بشوید. از این گذشته، این حزب طوری وانمود میکند، که گویا، نیروی ضد شورش، دچار سوءتفاهم شده، در مقابل مردم " صف آرایی" کرده است. آیا این حقیقت، که نیروهای سرکوب، حتی عابر پیاده و اتوموبیل در حال عبور را هم در خیابانها، به باتوم می بندند، و تاکنون جز درنده خویی کاری نکرده اند، برای این جامعه روشن نیست؟ در کجا مردم تجمع کردند، اما سرکوبگران به آنها رحم کردند، و گذاشتند که مردم، " راهی خانه هایشان" شوند؟

نویسنده پیک نت، بازهم پرت و پلا میگوید. او ادعا میکند، مردم حاضر بودند که قرآن خوانی و فاتحه خوانی کرده، " بطور عادی"، راهی خانه هایشان شوند. این " بطورعادی" شما دیگر چیست؟ از روز 23 خرداد تاکنون، چه تحرک و مراسمی، کوچک و یا بزرگ، در رأس آن آخوند و یا غیرآخوند وجود داشته، که " بطور عادی" به اتمام رسیده است. همه تجمعات بدلیل تهاجم فوری پاسداران، به درگیری و تشنج کشیده شده است. از این گذشته، " صف آرایی نیروی ضدشورش" شما هم، یک " تقلب" است. از آنجا که تهاجم به مردم از ساعت 14 شروع شده، و ربطی به لحظه ورود موسوی نداشت. در نشانی زیر، مطلب کوتاه انتخاب شده، حاکی از آن است، که اساساً درگیری و " صف آرایی" نیروی ضدشورش، از چندین ساعت قبل شکل گرفته، بهیچوجه به لحظات " فاتحه خوانی" کمیته مرکزی این جریان، مربوط نیست.

در اثبات دروغ بودن این ادعا، که گویا " با صف آرایی نیروی ضد شورش ... "، درگیری شروع شد، همین را داشته باشید، که این الدنگ لباس شخصی در نشانی زیر، در همان آغاز با مردم چه رفتاری میکند. درضمن در چند پاراگراف پایین در مطلب این وبلاگ، از میزان توحش دسته جات رژیم مطلع میشوید.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4555

- "مراسم امروز در شرایطی برگزار شد که نیروهای امنیتی و گارد ضد شورش پلیس از ساعتها قبل از ساعت اعلام شده مراسم - ساعت 4 بعد از ظهر - با تشکیل دیواره امنیتی در اطراف مزار قربانیان رویداد های اخیر، سعی در متفرق کردن جمعیت و ممانعت از برگزاری مراسم مذکور داشتند." تأکید از وبلاگ
آیا گزارش حزب توده در آغاز، دال بر این واقعیت است؟

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4526

" همچنین گزارش های رسیده حاکی است که مردم از ساعت ها قبل از شروع برنامه برای حضوربر سر مزار ندا در حرکت بودند. اولین بازداشت ها در ساعت 2 بعد ازظهر قبل از حضور جمعیت شروع شد. در میان افراد بازداشت شده جعفر پناهی و همسر و دختر او و سه زن مسن ذکر شده اند. با فشار جمعیت، هزاران نفر از مردم موفق به حضور در قطعه 257 شده و مراسم عزاداری را برگزار کردند. در ساعت حدود 7 بعداز ظهر در حالی که مردم همچنان تمایل به ماندن داشتند، با حمله شدید نیروهای انتظامی مستقر در بهشت زهرا مواجه شدند که از گاز اشک آور استفاده کرده و با باتوم به ضرب و شتم مردم پرداختند." تأکید از وبلاگ

قطعه بالا از نشانی زیر برداشت شده، نشان میدهد، برخلاف ادعای حزب توده، تهاجم به مردم از 2 ساعت قبل از آغاز رسمی مراسم، شروع شده بود.

این حزب در ادامه و در پاراگراف بعدی، چنین فرضیه ای را مطرح میکند:

عده ای که معلوم نبود از کجا سروکله شان در میان مردم پیدا شده اصرار داشتند شعارهای غیر متعارف را جانشین شعارهای این دوران کنند. از جمله "مرگ بر خامنه ای" و یا " استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی". مردم اعتناء به این شعارها نکردند و همان شعارهای همیشگی این دوران را سر دادند. تعجب من این بود که در خیابان آپادانا هم باز همین عده با همین شعار به میان مردم رفته بودند که در آنجا هم مردم محلشان نگذاشتند. تأکید از وبلاگ. در این " عده ای"، منظور باید عناصر نفوذی از جناح احمدی نژاد، و یا دوستداران گروههای چپ مبارز در خارج از کشور باشند!

تحریف نوع توده ای در همان جمله اول بروز میکند: " عده ای که معلوم نبود از کجا سروکله شان در میان مردم پیدا شده، اصرار داشتند شعارهای غیر متعارف را جانشین شعارهای این دوران کنند ...". پاسخ ساده است: آنها گروهی از مردمی هستند، مثل بقیه همشهریان خود، که مدام در کوچه و خیابان بوده، " شعارهای نامتعارف" را فریاد کشیده، سوار مترو، اتوبوس، اتوموبیل و موتورسیکلت شده، به این ترتیب " سروکله شان" در آنجا " پیدا شده " است، کجای این موضوع، جای طرح سوال دارد؟ این مسئله عجیب نیست؛ عجیب این است، که کسی که در برلین مقابل کامپیوتر نشسته، چطور به خود حق میدهد، مردم عاصی از این رژیم پلید را، به جناح احمدی نژاد و یا چپ مبارز در خارج چسبانده، آنها را توطئه گر معرفی کند؟ تلاش حزب توده این است، هر کسی را که شعارهای ضدرژیمی سر میدهد، سرشان را به خارج و یا احمدی نژاد وصل کند.

این حزب ظاهراًٌ براساس تحلیل شرایط خود از " این دوران"، تلاش میکند، مردم و مبارزات آنها را در قالبی که خود پیشاپیش تعیین کرده، قرار دهد، تا از این طریق، مثلاً اوضاع را رهبری کند! چه کسی گفته، ثابت کرده، و یا تعیین کرده، " این دوران "، باید با سردادن شعارهای اسلامی، نظیر الله اکبر و نصر من ...، طی شود؟

در ادامه پاراگراف، " سروکله" دروغهای بعدی این جریان پیدا میشود، که مدعی است، آنهایی که معلوم نیست " از کجا آمده اند"، شعارهایی غیر از شعارهای " این دوران" این حزب میدهند: " از جمله "مرگ بر خامنه ای" و یا " استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی". مردم اعتناء به این شعارها نکردند و همان شعارهای همیشگی این دوران را سر دادند."

فراموش نشود، موضوع بر سر بهشت زهرا است و نویسنده " پیک نت " در برلین، هنوز آنجا را ترک نکرده، وارد شهر نشده است! نگارنده این سطور در اینجا، همه ویدئوها، گزارشهای چاپی و حتی اطلاعات مربوطه از تویتر و فیس بوک را با دقت مطالعه کرده، در هیچ کجا اثری از طرح شعارهای بالا در بهشت زهرا مشاهده نشد. مردم به هر دلیل، دو شعار بالا را در سطحی که قابل شنیده شدن باشد، طرح نکرده اند. حزب توده چه اصراری دارد، که چنین شعارهایی در بهشت زهرا مطرح شده است؟ بجز اینکه سناریوی خود را، مبنی بر وجود یک گروه مشکوک، که گویا مداوماً در شهر چرخیده، شعارهای ضدرژیمی سرداده، و قصد تخریب اصلاح طلبان را دارند، تکمیل کند؟ به روایت این جریان در عین حال احمق، گویا مردم شعارهای فوق را شنیده، فوراً آنها را ارزیابی و تحلیل سیاسی کرده، و دیده اند که اینها، شعارهای " این دوران" نیستند! پس آنها را بکناری نهاده، بسراغ " شعارهای همیشگی این دوران " خود رفته اند. همین شیوه بیان موضوع، تا چه میزان از بیگانگی این جریان، که مردم را مشتی احمق تصور میکند، حکایت میکند؟ در همان حال اما، جزء شعارهای " همیشگی این دوران" واقعی در خیابانها، تاکنون چه شعارهایی قابل شمارش هستند؟ " مرگ بر خامنه ای؛ مرگ بر دیکتاتور؛ مرگ بر این دولت مردم فریب؛ زندانی سیاسی آزاد باید گردد؛ مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی؛ ایرانی میجنگد، میمیرد، ذلت نمی پذیرد؛ زنده باد آزادی؛ آزادی، آزادی ---- آزادی؛ مرگ بر روسیه؛" و برخی شعارهای مذهبی مورد علاقه "این دوران" حزب توده، که خوشبختانه با سرعت زوال می یابند. در منابع زیر، میتوان به دروغهای این جریان بیشتر پی برد.

گزارشی از بهشت زهرا، که به بخش دیگری از مسائل پرداخته، اثری از ادعای بالای این حزب، مبنی بر وجود دو شعار پیش گفته، وجود ندارد.

برای شناخت واقعی از مراسم در بهشت زهرا، این گزارش را بخوانید. در اینجا هم از دو شعار ادعایی، بهر دلیلی که خود مردم تشخیص داده اند، اثری نیست.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4515

پاراگراف بالا در ساختن یک سناریوی توده ای، به نقطه هیجان آمیز دیگری میرسد، و آنهم جمله ای است، که در انتهای همین پاراگراف نقل شده است . گویا گروهی که حزب توده نمیداند، آنها " از کجا آمده اند"، بسرعت از طریق فرض کنیم هلی کوپترهای استکبار، از بهشت زهرا راه افتاده، به داخل شهر رسیده و در مناطقی در حول و حوش خیابان مصدق ( ولی عصر تحمیل شده به مردم تهران)، دست به تجمع زده، و " جالب اینکه" همان شعارهایی را که مال " این دوران" نیستد، سر داده اند. کجای این مسئله " جالب" است؟ اگر گروه فوق، بنا به القاء شما، یک گروه تمرین کرده و حرفه ای از هواداران نیروهای چپ در خارج و یا جناح احمدی نژاد هستند، چرا باید وقتی از بهشت زهرا تا ولی عصر را، با سرعت و قبل از شما که با مترو آمدید، طی کرده باشند، مسئله ای عجیب باشد؟! خیلی راحت به خواننده خود اعلام کنید، که " اصلا عجیب نبود"، که " آنها " قبل از ما، وارد مرکز شهر شده، سخت مشغول دادن شعارهایی، غیر از " شعارهای این دوران" بودند!! و اعلام کنید، این دقیقاً ثابت میکند، که این " یک عده" معلوم نیست، " از کجا آمده اند"؟!

مقاله " پیک نت"، در آخر پاراگراف ذکرشده در بالا، ادعا میکند: " تعجب من این بود که در خیابان آپادانا هم باز همین عده با همین شعار به میان مردم رفته بودند که در آنجا هم مردم محلشان نگذاشتند. " حال در نشانیهای زیر خود با دقت ببینید که در شهر، همان شعارهای " مرگ بر دیکتاتور" و " استقلال – آزادی – جمهوری ایرانی"، تا چه میزان جدی، محکم، بلند، با شور و اشتیاق، و همگانی فریاده زده میشد. در حالیکه بنابه ادعای این جریان آخوندی افراطی، گویا " در آنجا هم مردم محلشان نگذاشتند".

فیلم زیر در مترو به سمت تهران و یا بسمت بهشت زهرا تهیه شده، که بخشی از راهپیمایان را نشان میدهد. در فیلم زیر می بینید، که مردم عمدتاً بر چه شعارهایی تأکید میکنند. این " رهبر قاتل"، که صریحتر از شعار " مرگ بر دیکتاتور" است، آیا شعار گروهی توطئه گر و یا مردم کاملاً معمولی است؟ چرا کسی در مترو به این موضوع، اعتراضی نمیکند؟

ای رهبر قاتل آواره گشتی!
... کشتی جوانان وطن، ... مرگ بر تو، مرگ بر تو، مرگ بر تو!

آیا عکسهای زیر از روز جمعه 8 مرداد در خیابان تخت طاووس، نشاندهنده حضور عناصر مشکوک " یک عده ای " شما است، یا همان شهروند کاملاً معمولی این کشور؟

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4545

در منبع زیر، این مردم هستند که " محلشان نگذاشتند" و یا توده مبارز هستند، که با تمام وجود شعارهای ضدرژیمی سر میدهند؟ آیا مردمی که تا مرز پاره گی حنجره، فریاد میزنند: " مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر دیکتاتور؛ دیکتاتور، دیکتاتور، این آخرین پیام است، ایرانی باغیرت آماده قیام است!" مشتی مشکوک و توطئه گر هستند که تلاش دارند، روابط مراجع تقلید لعنتی حزب توده را، با اصلاح طلبان خدشه دار کنند؟ پس چه کسانی در مقاله " پیک نت"، مردم هستند؟! اینکه مردم غالباً دیگر شعار الله اکبر سر نمی دهند؛ و نصر من الله و فتح القریب ... را فریاد نمیزنند، این مشکل اصلاح طلبان و حزب توده است، مشکل مردم نیست. در نشانی پایین هم، به شدت و حدت فریاد زدن توده چند صد و یا چند هزارنفری دقت کنید.

"مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر دیکتاتور!"
" دیکتاتور، دیکتاتور! این آخرین پیام است، ایرانی با غیرت، آماده قیام است!"

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4542

مردمی که یکصدا و با شدت، حتی نوار سبز در دست، فریاد میزنند، " استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی"، همان موضوع بحث حزب توده در متن بالا است. اینها همان افرادی هستند، که معلوم نیست " از کجا آمده اند؟"! آیا هیچ عقل سالمی در اینجا، اقدامی خلاف اهداف مبارزات مردم ایران، تشخیص خواهد داد؟ آیا این حق مردم نیست، بجای " جمهوری اسلامی" چندش آور این حزب، پس از 30 سال ترور و نابودی، یک جمهوری واقعی، حال تحت عنوان ایرانی، طلب کنند؟ به این ترتیب شعار " استقلال – آزادی – جمهوری ایرانی!" برای حزب توده، نه یک واقعیت جاری، بلکه " نوار " است.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4533

فیلمی که در آن مردم با دستهای مشت کرده، هماهنگ و محکم شعار " استقلال – آزادی- جمهوری ایرانی " را تکرار میکنند، اتفاقاً بسیار بیش از شعار " عزا عزاست امروز ..."، بگوش میرسد. تصویر، حکایت از مردمی کاملاً معمولی، و نه به " یک عده ای" مشکوک و وابسته به خامنه ای دلالت دارد. به شدت و بلندی شعار جدید " استقلال – آزادی- جمهوری ایرانی"، دقت شود!

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4529

گوشه دیگری از واقعیت روز جمعه در تهران، در لینک زیر قابل دریافت است. این تجمع بزرگ در اطراف دروغگاه مصلا، نشان میدهد، که مردم از اول در خیابانهای منطقه مورد ادعا، حضور داشته اند.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4531

این گزارش را بخوانید، که بیان حضور فعال مردم در منطقه شهری است، و عناصر مشکوک ادعایی حزب توده نیستند.
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4530

بوق ممتد اتوموبیلها بعد از ظهر جمعه، مردمی که در بهشت زهرا نبوده اند، و بدون اینکه از سوی تظاهرات کننده گان، تشویق شده باشند. روز جمعه 8 مرداد. تهران، ونک.

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4522

اینهم یک توطئه دیگر از سوی " کسانی که معلوم نبود ..."، که حزب توده فراموش کرده، آن را کشف، و به وزارت اطلاعات رژیم مخابره کند.

" پرچم خرچنگ نمیخوایم، رهبر الدنگ نمیخوایم "

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4510
حالا این " رهبر الدنگ"، شعار " این دوران" شما هست یا خیر؟

" نظر من اینست که حکومت به هر وسیله ای تلاش می کند مراجع و مذهبیون را علیه موج سبز برانگیزد و ظاهرا این شعارها و این تلاش جدید هم باید در همین ارتباط باشد. یعنی مراجع را بترسانند که موج سبز می خواهد جمهوری اسلامی را سرنگون کند و آنها نباید از این موج حمایت کنند!
شما نمی دانید مردم چقدر هوشیاراند. خیلی زود این توطئه را هم فهمیدند و از اطراف آن افرادی که این شعارها را با صدای بلند می دادند دور می شدند. اتفاقا نیروی انتظامی با سر دهندگان این شعارها هم کاری نداشت!"

در پاراگرافی در بالا و ادامه منظم متنی است، که گویا کسی از داخل برای سایت " پیک نت" ارسال کرده، می بینید که ایشان، نظرش بر چه قرار گرفته است! این سایت بعد از آنهمه پرت و پلاهای بی سر و ته، حالا نتیجه هم میگیرد که " یک عده ای"، یعنی عوامل حکومت، توطئه ای در سردارند، که موسوی را از مراجع ایشان جدا کنند، و مراجع را از موج سبز بترسانند.[ ممکن است، اما چه ربطی به داستان حزب توده دارد! ] آیا این یک کلیشه آشنای احزاب و جریانات راست در تمام جهان نیست، که حریف فرضاً تند رو خود را متهم به تند روی، از این طریق حتی آگاهانه، دشمن تراشی میکنند؟ کدام سند و اتکاء به کدام شواهد، نشان از چنین توطئه ای میدهد؟ شما سند و مدرکی ارائه ندادید. شما گفتید که عده ای شعار " مرگ بر خامنه ای" و شعار " استقلال- آزادی- جمهوری ایرانی"، سر داده اند. ملاحظات این مقاله در اینجا اما، اثبات میکنند، که چنین شعارهایی در بهشت زهرا داده نشده اند. موضوع اینکه " یک عده ای " خود را به شهر رسانده، و همان شعارها را تکرار میکنند هم که، پوچ در آمد. حال نتیجه گیری آخر شما، بر چه شواهدی متکی است؟ بدون هیچ مبنایی، شما در آخر باز هم، از وجود یک توطئه برعلیه مراجع خود، صحبت میکنید. روشن است، پاسخی به این سوالات نیست. پس از دید حزب توده، طرح شعارهای ضد خامنه ای و ضد حکومت اسلامی، توطئه است و باید آنها را خاموش کرد. اگر این " یک عده ای"، یعنی ملت، این شعارها را ادامه دهند، چه؟
مسخره تر در جمله دوم است، که ادعا میکند، " اتفاقا نیروی انتظامی با سر دهندگان این شعارها هم کاری نداشت!" این دیگر مزخرف در مزخرف، و تماماً " توده ای" است! در کجا و چگونه این صحنه پیش آمد، که مردم چنین شعارهایی را دادند، و نیروی انتظامی هم با مردم کاری نداشت؟ حتماً منظور "پیک نت"، درست این صحنه است!
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=4527
چگونه میتوان، چنین ادعای پوچ و پادرهوایی کرد؟ چگونه میتوان ادعا کرد، کسانی که شعارهای ضد رژیمی میدهند، بهمین دلیل، مورد برخورد نیروی انتظامی قرار نمیگیرند؟! اما کسانی که شعارهای مذهبی و در چهاچوب " این دوران" حزب توده می دهند، با ضرب و شتم جانیان سر و کار پیدا میکنند! براستی که شیوه استدلال حزب توده، نه فقط بیمارگونه، بلکه جنایتکارانه است. فقط یک توده ای دیگر میتواند، در وقاحت و دروغگویی، از نویسنده " پیک نت"، پیشی بگیرد.

نقل قول بالا، با پاراگراف پایین از مقاله " پیک نت"، ادامه می یابد:

" در بهشت زهرا نیروی انتظامی و گارد ویژه و افراد نظامی که لباس شخصی به تن کرده و در پناه گارد و نیروی انتظامی قرار دارند به مردم حمله ور شدند. زد و خورد شد و چند گاز اشک آور هم شلیک شد. عده ای از مردم زخمی شدند. بالاخره نیروهای انتظامی و گارد، برای پرهیز از دامنه گرفت خشونت و مقابله، به مردم اجازه دادند در خیابان اسفالت کنار قطعه 257 به طرف جنوب و غرب بهشت زهرا تظاهرات کنند. کاملا محسوس بود که از یک مرکزی این دستور به آنها داده شد. تظاهر کنندگان بعد از طی مسافتی بار دیگر بطرف قطعه 257 بر گشتند."

چطور شد؟! شما که از بهشت زهرا به تهران اسباب کشی کرده، بدنبال آن " یک عده ای"، که نمی دانستید " از کجا پیداشان شده"، روان شدید. شما کلی از خیابانها را گشتید و همان دسته توطئه گر وابسته به حکومت را هم دیدید، که مأموران با آنها رفتار خوبی هم داشتند. حالا چطور شد، ناغافل و ناگهانی دوباره سر از بهشت زهرا درآوردید، و به تحلیل اوضاع آنجا می پردازید؟! از این رفتار مسخره شما فعلاً میگذریم، هرچند ما را خسته کردید!

جمله زیر از پاراگراف بالا، جزء ذخایر همیشگی تحلیلهای حزب توده است. این حزب ادعا میکند، نیروی نظامی مهاجم به مردم لطف میکند و" برای پرهیز از دامنه گرفتن خشونت و مقابله، به مردم اجازه دادند در خیابان اسفالت کنار قطعه 257 به طرف جنوب و غرب بهشت زهرا تظاهرات کنند." و " کاملا محسوس بود که از یک مرکزی این دستور به آنها داده شد" بود. جل الله خالق! حزب توده حالا کشف کرده، که از یک جایی به سرکوبگران خبرداده اند، که با مردم کنار بیایند. معلوم نیست این جریان، چگونه همه اینها را کشف کرده است، که " از یک مرکزی این دستور به آنها داده شد!؟" چرا منبعی برای این " کاملاً محسوس بود" خود، ارائه نمی دهید؟ در بهشت زهرا، بیش از 5 ساعت درگیری و جنگ و گریز حاکم بوده، دهها نفر زخمی و بازداشت شده، احتمالا یک نفر هم کشته شده است. چطورشد که بیکباره مأموران سرکوبگر، مهربان شده، برای جلوگیری از " خشونت"، به جمعیت اجازه راهپیمایی دادند؟

جالب اینکه، مقاله " پیک نت"، پس از شروع دوباره از بهشت زهرا، یعنی پاراگراف کامل بالا، شکل و محتوا، و حتی سبک نگارش دیگری بخود میگیرد، و کاملاً متفاوت از بخش آغاز مقاله در بهشت زهرا ادامه پیدا میکند. از این رو میتوان احتمال داد، اصل مقاله، فرض کنیم گزارش شده از تهران به برلین، همین تکه فعلی باشد، البته باز هم با دستکاری، که پیک نت آنرا دوباره از بهشت زهرا، شروع میکند. مطالب قبل از آن، تمام و کمال، از سوی این حزب شارلاتان به این گزارش تحریف شده اضافه گشته، تا اوضاع جاری را، با جعل دلبخواهی حقایق، مبنی بر حضور افرادی که کسی نمیداند " از کجا پیداشان شد"، بر تحلیل این حزب منطبق سازد، که گویا، اقداماتی ضد موسوی، نظیر رادیکالیسم در شعار دادن مشاهده شده، که کار جناح احمدی نژاد است!. این رادیکالها به تفسیر حزب توده، چون برای نیروی انتظامی، خودی محسوب میشوند، از این رو، نیروی انتظامی هم کاری به کار آنها ندارد!

سناریوی حزب توده از لحظه ورود موسوی به بهشت زهرا، و کلمه قصار او نسبت به پاسداران شروع شد. سپس شعارهای جدیدی شنیده شد؛ نظیر " مرگ بر خامنه ای" و " استقلال- آزادی- جمهوری ایرانی"، که کمیته مرکزی این حزب را در تعقیب طراحان این شعار، با سرعت به طرف خیابان آپادانا کشاند. در آنجا او سناریوی خود را کامل کرد. یعنی همان افراد مشکوک- متعلق به جناح احمدی نژاد- با آن شعارهای جدید را در خیابان آپادانا دید، که " اتفاقاً "، مأموران رژیم هم با آنها کاری نداشتند، و مردم اما، از آنها کنار میکشیدند. حال که مأموریت این حزب در کشف یک گروه مشکوک و معرفی آن به رژیم اسلامی، بخصوص به میرحسین موسوی و " مراجع"، به انجام رسیده، و این حزب، نوکری خود را برای چندمین بار اثبات کرده است، باید دوباره به بهشت زهرا برگردد، و داستان اولیه را، که فرض کنیم متن ارسالی یک خواننده باشد، با تحریفهای مسخره بعدی ادامه داده، به آخر برساند. همه داستان همین است!

این است نکبت و لجن زاری بنام حزب توده ایران، حزب طراز نوین طبقه کارگر ایران!؟

--------------------
توضیح

- داستان مقاله بالا در " پیک نت" اما، هنوز به انتها نرسیده است. شعارهای ضد رژیمی روز شنبه از سوی تظاهر کننده گان، تأثیری فوری بر بخش " خط امام" رژیم اسلامی، که نه فقط حزب توده بلکه جناح میرحسین موسوی را هم دربرگرفته، باقی گذاشت. تظاهرات دیروز در تهران و مقاله پیک نت، فوراً مدیر سایت " قلم نیوز" خط امامی ها را به هول و هراس انداخته، و به مصاحبه ای ضربتی با موسوی کشانده است. نگاهی به موضع گیری موسوی، تنها چند ساعت پس از انتشار اخبار روز گذشته و مطلب " پیک نت"، نشان میدهد، تیر حزب توده، اصلاً هم به خطا نرفته است. در حالیکه برای موسوی، قبل از هرچیز ضروری بود، که پیرامون جریان دادگاه امروز و اعترافات نمایشی بحث کند، و حداقل موضع روشن اولیه را در این رابطه اتخاذ کند. او اما عمدتاً به طرح شعارهای خارج از قانون اساسی، یعنی همان شعاری که بطور وسیع و محکم و بلند طرح شد: " استقلال- آزادی- جمهوری ایرانی"، پرداخته، و بر موضع خود یعنی " جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد " تأکید کرد.

Archiv: www.j-shoraii.blogspot.com pouyane50@yahoo.de www.j-shoraie.blogspot.con
---------------
نقل مطالب این وبلاگ در سایتها و نشریات داخل کشور، بدون ذکر منبع، بدون نام نویسنده، و یا با نام مستعار، همچنین با تغییر عنوان، بشرط عدم تغییر
جدی در محتوای آنها آزاد است. نگارنده این سطور، به این دلیل هرگز علیه فرد و یا مؤسسه ای، دست به اعتراض و افشاءگری نخواهد زد.

نقل مطالب این وبلاگ در سایتهای خارج از کشور، با- و یا بدون ذکر منبع آزاد است.
------------------
سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراه
کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که درلحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و مدافعین رژیم پهلوی، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، و موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند
-----------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراهاwww.toumaj.blogfa.com
-----------------------------