سه‌شنبه، دی ۰۵، ۱۳۹۱

اطلاع به بازدیدکننده گان

 
بازدیدکننده گرامی!
 
وبسایت "دموکراسی اقتصادی"، با ترجمه و توضیح مقاله ای تحت عنوان "دوُیچه بانک آلمان و رفع اتهام از خود"، در نشانی زیر به روز شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چهارشنبه، آذر ۱۵، ۱۳۹۱

مقطع 30 خرداد مصر: ائتلاف با شیطان علیه استقرار حکومت الله!

 
اکبر تک دهقان
15 آذر 1391- 5 دسامبر 2012
 
دسته جات سرکوبگر، ضدکمونیستی و زن ستیز "اخوان و المسلمین" و باند تروریستی "سلفی ها"، شرایط جنگ و سپس آتش بس اخیر در غزه را مورد استفاده قرار داده، اولین گام مهم برای استقرار یک رژیم اسلامی را در مصر برداشتند. مصر کنونی و شرایط بین المللی حاضر اما، کشوری نظیر ایران سال 1979، و جهانی نظیر دوره فوق نیست. از این رو، کشمکش انقلاب و ضدانقلاب در روند توسعه دموکراتیک جامعه مصر، با تلاطماتی سنگین مواجه شده، سرانجام آن بنا به شواهد متعدد کنونی، با شکست جریانات ضد دموکراتیک رقم خواهد خورد.
 
دارودسته سلفی ها و اخوان المسلمین، قصد دارند، قانون اساسی ضد زن و ضد سکولار ساخته و پرداخته خود را، در روز 15 دسامبر، از طریق یک رفراندوم عمومی، قانونی سازند. با توجه به شرایط عقب مانده گی فرهنگی و سلطه گرایش اسلامی بویژه در میان بخش بزرگی از سرمایه داران، طبقه متوسط و روستاییان، امکان تحمیل قانون فوق به جامعه مصر وجود دارد. طرح قانون اساسی از سوی یک مجلس مؤسسان قانون اساسی، که اکثریت اعضاء آن به دسته جات اسلامی تعلق دارند، حتی از سوی دستگاه قضایی نیز نمیتواند متوقف شده، یا شکایاتی علیه قرار رفراندوم صورت گیرند. محمد مرسی، پیش از این طی یک فرمان دولتی، همه قدرت سیاسی، قانونی و قضایی در این رابطه، تا روز پس از پایان رفراندوم را، در دست خود متمرکز ساخته است.
 
مقاومت بخش دموکراتیک جامعه مصر، علیه تمرکز قدرت اخیر در دست اخوان المسلمین، از روز سه شنبه 4 دسامبر اوج تازه ای گرفت. دهها هزار نفر از مخالفین خشمگین محمد مرسی، در برابر کاخ ریاست جمهوری دست به تظاهرات زده، حتی او را وادار به ترک کاخ ریاست جمهوری نمودند. از امروز 5 دسامبر، درگیری میان دو نیروی خواهان ادامه تحولات دموکراتیک و جریان حکومت اسلامی شدت گرفته، برای اولین بار 3 نفر کشته شده، دهها نفر زخمی شدند. به این ترتیب، تحولات سیاسی در مصر نظیر ایران دوران انقلاب بهمن، تنها دو سال پس از سقوط رژیم مبارک، وارد مرحله تعیین کننده ای میگردد.
 
بدبختانه، طبقه کارگر مصر یک نیروی منسجم، با برنامه و رهبری کننده، که قادر به مقابله با استقرار یک حکومت اسلامی در این کشور باشد، نیست- این بر خلاف ادعاهای مغرضانه جریانات ضدکمونیستی، نه از ماهیت این طبقه و بی علاقگی آن به آزادیهای فردی، بلکه از سرکوبگری و عدم وجود امکانات دموکراتیک در حکومت پلیسی و لیبرال- محافظه کار سابق ناشی میشود. برای شرایطی که طی ماههای آتی برای جامعه مصر میتواند سرنوشت ساز باشد، این موضوع اما فاقد اهمیت فوری است.  کافی است، مجموعه نیروهای ضد حکومت اسلامی، به مقاومت کنونی ادامه دهند.
 
روند تحولات کنونی در مصر و قدرت گیری جریان اسلامی در نتیجه یک انتخابات، از جنبه های متعددی با جامعه الجزایر دهه 90 ، و نقش ارتش ملی الجزایر در برخورد به نتایج انتخابات پارلمانی در این کشور قابل مقایسه است. ارتش کنونی مصر نیز نظیر ارتش ملی الجزایر، جزئی از نیروی ملت در دوران استقلال آن محسوب شده، هم امروز نیز علیرغم نزدیکی به رژیم فاسد گذشته، در حفظ شرایط ملی و توسعه دموکراتیک آتی این کشور ذینفع است.
 
اگر نیروهای چپ و بورژوا- دموکراتیک، قادر به ایجاد سدی در برابر تاخت و تاز اخوان المسلمین و سلفی ها نگردند، در اینصورت بطور اجتناب ناپذیری، نقش نیروهای مسلح مصر در مرکز تحولات قرار گرفته، و این میتواند به دخالت ارتش در اوضاع ملتهب سیاسی منجر گردد. دخالت نیروهای مسلح مصر در تحلیل نهایی، در وضعیتی سیاسی نظیر کشور الجزایر در سالهای 1992-1991 میلادی، بهترین آلترناتیو از میان بدترین آلترناتیوها خواهد بود.  
------------------------------


سه‌شنبه، آذر ۱۴، ۱۳۹۱

اطلاع به بازدید کننده گان

 
 
بازدید کننده گرامی!
وبسایت دموکراسی اقتصادی با انتشار ترجمه مطلبی تحت عنوان " تصویب وام جدید بین المللی به یونان در پارلمان آلمان"، در نشانی زیر به روز شده است.


چهارشنبه، آذر ۰۸، ۱۳۹۱

مادران زیباترین فرزندان آفتاب و باد!

 

شهروند آزاده و زن مبارز خانم قربانتاج اَجه، مادر فدایی جان باخته شیرمحمد درخشنده توماج، یکی از تواناترین و پرشورترین سازمانگران جنبشهای توده ای در انقلاب بهمن، مسئول ستاد مرکزی شوراهای ترکمن صحرا و کانون فرهنگی-سیاسی خلق ترکمن در سال 1358، در روز ششم آذر 1391- 26 نوامبر 2012 در سن 86 سالگی درگذشت. مادر توماج، بحق یکی از چهره های فراموش نشدنی مقاومت مردم ایران، بویژه خانواده های داغدار اما استوار جانباختگان و زندانیان سیاسی در جهنم حکومت اسلامی بود. او در همه سالهایی که با خاطره فرزند شجاع و آگاه خود زندگی کرد، به کمترین سازشی با رژیم شکنجه گران و قاتلین دهها هزار توماج مردم ایران تن نداد. مادر توماج استوار و سازش ناپذیر باقی ماند، سرافراز زندگی کرد، و ارثیه سنت مقاومت توده های تحت ستم و نسل پیشتاز چپ انقلابی ایران را پربارتر ساخت.

یاد و خاطره این سمبل مادران فدایی و همه آزادیخواهان، که سالهای سخت زندان و شکنجه فرزندش در رژیم پهلوی، و سپس ترور بربرمنشانه توماج و همرزمان او: مختوم، جرجانی و واحدی و دهها شهروند مبارز ترکمن در رژیم اسلامی را با استواری تحمل کرد، گرامی باد!
 

 
 

دوشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۹۱

اطلاع به بازدید کننده گان

 
 
بازدید کننده گرامی!

وبسایت دموکراسی اقتصادی با انتشار ترجمه مطلبی تحت عنوان "خطرات بانکهای سایه برای اقتصاد جهانی"، در نشانی زیر به روز شده است.

پنجشنبه، آبان ۱۸، ۱۳۹۱

فرصتی تاریخی برای رشد جنبش انقلابی-دموکراتیک!

 
 
اکبر تک دهقان
18 آبان 1391- 8 نوامبر 2012
 
انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده آمریکا به پایان رسید. از اوائل بامداد 7 نوامبر 2012، ادامه ریاست جمهوری باراک اوباما برای 4 سال دیگر مسلم شده، همچنین به این ترتیب، شرایط بین المللی آتی مبارزات مردم ایران علیه رژیم ترور اسلامی نیز در خطوط کلی آن رقم خورد.
 
نتایج انتخابات آمریکا، احتمال وقوع یک درگیری نظامی میان رژیم اسلامی و غرب، حتی اسرائیل را، بطور نسبی اما واقعی کاهش خواهد داد- جنگی که خسارات فاجعه بار انسانی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آن، تنها و تنها متوجه مردم ایران گشته، پایه ریزی یک نظام دموکراتیک را دهه ها به تأخیر انداخته، و موجودیت کشور را دچار مخاطرات غیرقابل جبران خواهد ساخت.
 
شرایط بین المللی کشور ایران در ماههای اخیر، با عوامل معینی که خصلت سیاسی ویژه ای، یعنی ظرفیت دوگانه فرارویی به یک برآمد توده ای و یا وقوع جنگ را بنمایش میگذارند، مشخص میگردد. این عوامل را میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
 
1- تسریع روند سرنگونی رژیم شبه فاشیستی سوریه، که تنها متحد جدی رژیم اسلامی در خاورمیانه است.
 
2- حدت گیری فشارهای علنی دولت اسرائیل به متحدین بین المللی آن، که تعیین یک ضرب الاجل بمنظور خاتمه فعالیتهای هسته ای رژیم اسلامی را هدف قرار داده است.
 
3- تحریکات جنگ طلبانه رژیم اسلامی در تجاوز به محدوده هوایی کشور اسرائیل، که از طریق ارسال یک هواپیمای تجسسی بدون سرنشین و بمنظور شناسایی مراکز هسته ای اسرائیل بازتاب پیدا کرد.
 
4- اعلام مخالفت صریح دولت آمریکا با تعیین یک اولتیماتوم علیه فعالیتهای هسته ای رژیم اسلامی، همچنین بی اعتنایی به فشارهای دولت بنیامین نتانیاهو و از این طریق، صراحت یافتن این حقیقت که دولت اوباما در حرکت به سمت تقابل نظامی با رژیم اسلامی بمراتب محتاطانه تر از سابق عمل میکند.
 
5- گرایش دولت باراک اوباما به مقابله با نفوذ دسته جات اسلامی در درون جنبشهای بورژوا- دموکراتیک عربی، که این بخودی خود، تمایل به دخالت نظامی این کشور و بطور کلی غرب در خاورمیانه و دامنه آن را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
 
6- شکست سیاست عمدتاً اروپای متحد، بمنظور کشاندن کشورهای چین و روسیه به تأیید دخالت نظامی در جنگ داخلی سوریه، که بتدریج موجب تقویت مواضع حزب دموکرات آمریکا در برابر جمهوریخواهان در این زمینه گردیده است.
 
7- خسارات مالی عظیم ناشی از بحران مالی بین المللی و نیز توفان دریایی اخیر در سواحل شرقی آمریکا، که خود برای قدرت اقتصادی بزرگی نظیر آمریکا نیز معضلاتی جدی محسوب میگردند. وقوع فاجعه طبیعی بالا درست در لحظات انتخابات ریاست جمهوری، بر تمایل جامعه آمریکا در تمرکز بر معضلات داخلی این کشور تأثیر خواهد گذارد.
 
8- پایان تدریجی حضور گسترده نظامی غرب در افغانستان و عراق، با خسارات انسانی پیش بینی نشده آن برای آمریکا، که غالباً ناشی از سیاستهای دولتهای جمهوریخواه بوده، طبقه متوسط آمریکا و غرب را برای تحمل یک ماجراجویی نظامی دیگری از این نوع محتاط نموده است.
 
9- وقوع جنبشهای بورژوا-دموکراتیک در کشورهای عربی، که در وجه غالب، بدون جنگ و دخالت نظامی به سرانجام رسیده، در میان افکار عمومی کشورهای غربی، امکان تحولات سیاسی از همین نوع در ایران را نیز قوت بخشیده است.
 
10- وجود احتمال واقعی بروز یک رکود اقتصادی بین المللی؛ که هم اینک اقتصاد ژاپن را درنوردیده است. غلبه چنین وضعیتی، الزام به هزینه منابع هنگفت دولتی برای مقابله با عواقب اجتماعی رکود اقتصادی توسط دولت دموکراتها را اجتناب ناپذیر ساخته، زمینه های اختصاص منابع مالی برای یک جنگ بشدت پرخسارت را تضعیف خواهد کرد.
 
عملکرد بخش مهمی از عوامل ذکر شده در بالا تحت وضعیت جدید، امکانات بین المللی توسعه مبارزات مردم ایران برای سرنگونی رژیم ترور اسلامی را، بدون نقش خطر فوری جنگ، تقویت خواهند کرد، اما بخودی خود، امکان بروز جنگ را کاملاً نفی نکرده، و منجر به تغییرات سیاسی محسوسی در ایران نخواهند شد.
 
ادامه ریاست جمهوری باراک اوباما، حداقل بمدت 4 سال موجب کنترل و یا حتی تضعیف موقعیت جریانات ضددموکراتیک و غیردموکراتیک در جنبش آزادیخواهی مردم ایران خواهد گشت. این به ویژه به محافل ضد کمونیست افراطی و شبه فاشیستی نظیر لیبرالهای راست در داخل و سلطنت طلبان در خارج، همچنین سازمان مجاهدین و گروههای قومی مربوط میگردد. یعنی نیروهایی که قادر به قدرتگیری از طریق جنبشهای اعتراضی و حضور توده میلیونی مردم در عرصه مبارزه نیستند.
 
حلقه گمشده اصلی در مبارزه برای سرنگونی رژیم فاشیستی اسلامی، همانا عدم وجود یک حزب انقلابی توده ای متکی بر جنبشهای پیشرو در تاریخ معاصر ایران در داخل کشور است. چنین حزبی که نه فقط بمثابه سازمانده مبارزات مردم، بلکه باید نظیر رشته ای ارتباطی و پیوند ملی سراسری عمل کند، حتی در نطفه های اولیه آن نیز وجود ندارد. علیرغم خود-آگاهی بخشهای روشنفکر غیر وابسته به اصلاح طلبان حکومتی به این معضل اساسی، تاکنون هیچ اقدام عملی برای خروج از این بن بست بعمل نیامده است. خروج گسترده اکثریت مبارزان خیابانی اعتراضات سال 1388 از کشور، امکانات بازسازی یک نیروی سازمانگر توده ای را بازهم به عقب انداخت. بدلیل نسل کشی دهه 60 شمسی و تسلط اصلاح طلبان حکومتی و لیبرالهای ضد مبارزه انقلابی در داخل و خارج بر افکار عمومی و تحرکات نسل جوان، جامعه ایران قادر به عمل مستقل برای تعیین سرنوشت خویش نیست.
 
اوضاع بین المللی کشور در مقطع فعلی، در صورت دخالتگری سازمانیافته فعالین بخشهای پیشرو جامعه، زمینه های مناسبی را برای رشد جنبش دموکراتیک در ایران فراهم خواهد ساخت. این چشم انداز مساعد، با سرنگونی آتی رژیم سرکوبگر سوریه و تضعیف توانایی رژیم اسلامی در استفاده از درآمدهای نفتی بمنظور ادامه سلطه گری خود، میتواند امکانات پیدایش یک جبهه سیاسی دموکراتیک بمنظور ایفای حداقل نقشی در داخل کشور را افزایش دهد.
 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در صورت امکان، شما میتوانید از تداوم این فعالیت با  کیفیت بهتر و کمیت بیشتر، حمایت مالی کنید.

جمعه، مهر ۲۸، ۱۳۹۱

اطلاع به بازدیدکننده گان

 
 
بازدیدکننده گرامی!
 
وبسایت "دموکراسی اقتصادی" با انتشار ترجمه و توضیح مقاله ای پیرامون موضع جدید دولت آلمان، تحت عنوان "تمایل آلمان به تغییر سیاست ریاضت اقتصادی در اروپا" به روز شده است.  http://nirouye-kar.blogspot.de/2012/10/blog-post_19.html


یکشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۹۱

اطلاع به بازدیدکننده گان

 
 
بازدیدکننده گرامی!
 
وبسایت "دموکراسی اقتصادی" با انتشار ترجمه و توضیح مقاله ای پیرامون بحران یورو، تحت عنوان "تراژدی اروپای متحد"، به روز شده است. این مقاله مفصل اثر مولتی میلیاردر آمریکایی و منتقد سیاستهای اقتصادی دولت بوش، جرج سوُروُس است.
 

یکشنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۱

اطلاع به بازدید کننده گان

 
خواننده گرامی!
 
وبسایت "بیژن جزنی"، با بازنویسی، تصحیح غلطهای چاپی و توضیحات بیشتر مقاله ای از بیژن جزنی، به روز شده است. مقاله انتخابی، در باره "مشی سیاسی" و "کار توده ای" نام دارد.


اگر به مطالعه در فرماتهای "ورد" و "پی دی اف" و یا انتشار این  مقاله علاقمند هستید، میتوانید با نشانی زیر تماس

بگیرید. Pouyane50@yahoo.de

---------------------

سه‌شنبه، شهریور ۲۱، ۱۳۹۱

ژورنالیسم محفلی در خارج، در خدمت سرکوب و تحمیق!

 
 
اکبر تک دهقان
21 شهریور1391-11 سپتامبر 2012
 
سایت "پیک ایران"، یکی از سایتهای عمومی خبررسانی در خارج، ظاهراً سایتی مدافع دموکراسی، حتی چپ است. نحوه خبررسانی و تبلیغات بعضاً ضدکمونیستی افراطی و حتی غیرانسانی آن، بیننده این سایت را حداقل به تعجب- اگر نه به تهوع!-، دچار میسازد. آخرین نمونه تبلیغات اسلامی- ارتجاعی آن، که هیچ سایت دموکراتیک بورژوایی هم، بساده گی به دامن آن نمی غلطد، موردی است، که به افشاءگری علیه "جنایات" ادعایی سربازان ارتش سرخ در برلین، در روزهای پایانی جنگ دوم جهانی در بهار سال 1945، میپردازد*1. اینکه این سایت، به این مطلب سرتاپا بی ارزش، از موضع عقب مانده ترین نوع راستهای افراطی آلمانی، و بی ربط به زندگی در جهان کنونی، فقط لینک داده است، از قباحت عمل مسئولین آن کم نکرده، بلکه بر آن می افزاید.
 
سایت "پیک ایران"، به یک سایت وابسته به رژیم ترور اسلامی لینک داده است- همراه با کلی کامنت های چندش آور، ضد کمونیستی، ضد شوروی، ضد روسی، و آشکارا راسیستی ذیل مطلب. در این لینک، گزارشی سطحی و مسخره و بدون ذکر منابع جدی، پیرامون گویا: تجاوز سربازان ارتش سرخ، به زنان و دختران آلمانی در برلین  بهار سال 1945، وجود دارد. اینکه نحوه تنظیم این مقاله، آنهم با استفاده از اسنادی نظیر"گفته میشود"، پیرامون نبرد بزرگ ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، در مقطع تاریخی رهاسازی بشریت از سلطه هیولای فاشیسم، تا چه حد سطحی و غیرجدی است، جای تأکید ندارد. حتی سایتهای وابسته به سلطنت طلبان، در ارجاعات ضد شوروی و ضد کمونیستی خود، بقدر کافی سبک سنگین کرده، برای جلوگیری از آبروریزی، به هر اقدامی از این نوع متوسل نمیشوند.
 
در لینک سایت "پیک ایران"، ادعا میشود:
 
"گویا گفته می شود سربازهای روس حتی به تجاوز تشویق شده بودند و این را دستور استالین برای انتقام از آلمانی ها می دانستند."
 
مسئولین این سایت باید تا چه میزان به نفرت ضدکمونیستی، دروغ وعوامفریبی آلوده باشند، که از کسی نقل کنند، رهبر شوروی، کشوری با حدود 195 میلیون شهروند پرتلاش و امیدوار و در شرایط مهلک جنگ جهانی دوم، کسی بوده، که به سربازان تحت امر خود، دستور داده، به زنان آلمانی تجاوز کنند. مرزهای کنونی اروپا، اگر نگوییم، مرزهای سیاسی بخش بزرگی از جهان کنونی، هنوز متأثر از تصمیمات شوروی، حتی شخص ژوزف استالین نخست وزیر این کشور، در دوران مقابله با فاشیسم و حمایت از مبارزات ضد استعماری پس از جنگ جهانی دوم است. هر ادعای دیگری، از این نوع سبک و آغشته به لوده گی ایرانی، علیه سیاستمداران مؤثر دوره فوق جهان، نظیر چرچیل و روزولت هم، ادعایی مسخره و بی ارزش، و شایسته سرزنش است.
 
در این "تحقیق" اسلامی- که به جزوه های آموزشی آخوند ایدوئولوژیک زندان اوین برای بازجویان بند 209 شبیه است-، ادعا میشود، "بر اساس برآورد"[!؟]، گویا 3،7% بچه های بدنیا آمده آلمانی در سالهای 1945 و 1946، پدران روسی داشتند"!؟. براساس چنین ادعای پوچی، باید هم اینک، حداقل 12 تا 14 میلیون نفر از مردم آلمان، دارای پدران و یا پدربزرگهای روسی، اوکراینی، گرجی، قزاقی، آذربایجانی، ارمنی، ترکمنی، ازبکی، تاجیکی، تاتاری و ... باشند!
 
منابع این به اصطلاح "تحقیق" چیست؟
 
1- یک استاد ادبیات انگلیسی در یک دانشگاه کاتولیک آمریکایی، که در سال 1946، چنین ادعایی مطرح ساخته، بهمین دلیل هم ،از دانشگاه  مزبور اخراج شده است! *2
 
2- یک عکس، که گویا یک سرباز روسی، مشغول گرفتن دوچرخه یک زن آلمانی از دست اوست! کجای این اقدام، جنایت، و به ادعای مطرح شده مربوط است؟
 
3- عکس دیگری که گویا یک سرباز ارتش سرخ، مشغول کشیدن دست یک زن آلمانی است. این میتواند شوخی و تفریح در روز روشن باشد. بویژه اینکه، سرباز دیگری هم مشغول خندیدن است! اصلاً روشن نیست، که موضوع به سربازان روسی در برلین 1945 مربوط است.
 
4- دو زن، که در انتهای روزهای جنگ، و معلوم نیست در کدام کشور، در حالتی عاصی و درمانده، روی زمین نشسته اند. از چنین صحنه هایی در طول این جنگ لعنتی، میتوانست دهها هزار و در دهها کشور پیش آمده  باشد.
 
5- عکسی از جنازه چند زن روی زمین، که بازهم مشت نمونه خرواری از کل جنگ است، و لزوماً به ارتش سرخ مربوط نیست.
 
6- یک کتاب عتیقه، که گویا تا سال 2003 "هنوز فروش خوبی داشت"!!! و یکی دو نوشته خاک خورده و ضدکمونیستی دیگر.
 
7- بقیه مراجعات این گزارش اسلامی هم، شامل منابعی  نظیر: "برخی منابع"، "گفته میشود" ، "یک نفر"، و فردی سابقاً شاغل در یک "کانال تلویزیونی" راست، و نظایر آن است!
 
نگارنده این سطور، بخش اعظم فیلمهای موجود در یوتوب به زبان آلمانی، پیرامون جنگ دوم جهانی را، با دقت تماشا کرده است. این فیلمها، دارای صحنه هایی تکراری، اکثراً از سوی منابع آلمانی، آشکارا جانبدارانه، کم محتوا، کارنشده، سطحی وعلیه شوروی تهیه شده اند. با اینحال، بندرت به موضوعی بنام "تجاوز" به زنان آلمانی از سوی سربازان ارتش سرخ، آنهم تجاوز میلیونی، اشاره شده است. از میان همه فیلمها و منابع قابل دسترس برای یک انسان معمولی، آنچه را که به اطلاعات این نگارنده  برمیگردد، میتوانم در چند جمله زیر خلاصه کنم:
 
- فرمانده یکی از واحدهای ارتش سرخ و یا فرماندهی کل ارتش، پیشاپیش دستوری صادر کرده، بشدت به سربازانی که  نسبت به زنان آلمانی، دست به بدرفتاری[تجاوز جنسی] بزنند، اخطار کرده بود.
 
- ادعایی موجود است، که دادستان نظامی شوروی، برای چند نفر سرباز ارتش این کشور، پرونده های نظامی در این رابطه تشکیل داده بوده است.
 
- اتفاقاتی از این نوع، صرفاً شخصی، موردی و پراکنده، و بدون اطلاع افراد دیگر، صورت گرفته، طوری که گزارش قابل اعتمادی در این رابطه وجود ندارد. در برلین دوره فوق، صدها خبرنگار و روشنفکر علاقمند، و دهها هزار کارگران اجباری از سراسر اروپا حضور داشته، دیده، شنیده و گزارش تهیه کرده اند. غیرممکن است، که چنین پدیده ای در سطح میلیونی وجود داشته، و اینهمه نماینده گان رسانه های گروهی دوره فوق، تحقیقی جدی و مستند از آن تهیه نکرده اند. اساسا توسل به چنین اقدامی در این سطح، نیاز به سازماندهی و لجستیک و برنامه ریزی ویژه، طی چندین روز و هفته و ماه دارد، تا آمار ادعایی  این "تحقیق" اسلامی تولید شود. مگر سربازان ارتش سرخ، کار دیگری نداشته اند؟
 
- هیچ گزارش رسمی پیرامون این ادعا، از سوی ارتشهای آمریکا و انگلستان، لهستان و فرانسه، که در جریان اشغال آلمان شرکت داشته، یا حتی در کنار واحدهای ارتش سرخ جنگیده اند، وجود ندارد- حداقل گزارشی که جامعه آن را جدی گرفته باشد.
 
در صورتی که تجاوز به زنان و خردسالان، در مناطق اشغالی آلمانیها در شوروی و شرق اروپا، نه فقط  بطور گسترده وجود داشته، بلکه حتی شخص هیتلر، در تبلیغ این وحشیگری، بشیوه ای ادیبانه، رابطه جنگ و تجاوز به زنان را، به فرماندهان خود نیز گوشزد کرده بود. دهها گروه از زنان مناطق اشغالی، به برده گان جنسی سربازان ارتش آلمان تبدیل شده، تحت نظارت سازمانهای دولتی آلمانی، بطور حرفه ای، ناچار به روسپیگری برای فاشیستها شدند.
 
دولت فاشیستی آلمان، در تاریکی اوائل بامداد روز 22 ماه ژوئن سال 1941، بدون اعلان جنگ، و علیرغم وجود قرارداد عدم تجاوز میان دوکشور، با بسیج بیش از 3 میلیون سرباز، 3600 تانک، 600.000 وسیله نقلیه نظامی، هزاران هواپیمای جنگی، و بیش از 600.000 نفر سرباز از کشورهای متحد خود، یعنی رومانی، مجارستان، فنلاند، اسلواکی و ایتالیا، به خاک کشور صلح دوست اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، تجاوز کرد. طبق نقشه های فرماندهان آلمانی، باید طی فقط 8 تا 17 هفته، این کشور اشغال و همه امکانات زندگی مردم، نابود میشد.
 
دستور حمله به شوروی، شخصاً از سوی هیتلر بعنوان صدراعظم انتخابی و "محبوب" آلمان، در روز31 ژوئیه 1940، به روسای ارتش ابلاغ شده بود، که تا ماه مه سال 1941، ارتش آلمان را برای جنگ علیه اتحاد شوروی آماده کنند. هیتلر، هدف از جنگ را رسماً، تصرف "قلمرو زندگی در شرق اروپا برای نژاد برتر آریایی"،  و "نابودی یهودیان و بلشویکها"، اعلام کرده بود. طی این فرمان، میبایستی همه جمعیت 195 میلیونی اتحاد شوروی، وادار به فرار از سرزمینهای خود گشته، یا به بردگی کشانده شده، از طریق گرسنگی دادن نابود شده، و یا مستقیماً بقتل میرسیدند.
 
دارودسته خونخوار نازیها، با حمایت وسیع جامعه آلمان دوره فوق- که خود، دوره تاریخی روشنگری و رفرم در مسیحیت را هم پشت سر گذارده، فلسفه و ادبیات وعلم تولید کرده، چندین جایزه نوبل در کیسه داشتند-، صریحاً از جنگ علیه شوروی، بعنوان "جنگ نابود کننده Vernichtungskrieg"، که باید طی آن از هرگونه ترحمی علیه غیرنظامیان، بویژه زنان و کودکان، خودداری شود، نام میبردند. فاشیسم وحشی آلمانی، پیش از این یورش، کشورهای مستقل اتریش، چکسلواکی، لهستان، فرانسه، هلند، بلژیک، دانمارک، نروژ، و مناطقی در جنوب اروپا را بدون اعلان جنگ و با توسل به بمبارانهای شبانه، و قتل عام صدها هزار نفر مردم صلح دوست، به ویژه از میان غیرنظامیان، به تصرف درآورده، و شهرهای انگلستان، بخصوص لندن را، به تلی از خاکستر مبدل ساخته بود.
 
موضوع تهاجم بربرمنشانه ارتشهای آلمانی و متحدان آن به کشور اتحاد شوروی، چنان غافلگیرانه و دور از عقل بود، که رهبری  این کشور، حتی 11 روز در این رابطه سکوت کرد، تا مبادا مهاجمین هر چه بیشتر تحریک شده، آن را بمثابه اعلان جنگ رسمی از سوی شوروی تلقی کرده، بر شدت حملات خود بیفرایند. تنها در روز 3 ژوئیه، استالین نخست وزیر جدید شوروی، با صدایی لرزان  و در یک پیام رادیویی، موضوع  تجاوز وسیع  آلمان را، به مردم این کشور اطلاع داد.
 
حملات آلمان- که همه قدرت تخریب قاره اروپا را علیه شوروی بکار انداخته بود-، عاقبت از دسامبر سال 1941، رو به ضعف رفت. محاصره مسکو از سوی ارتش آلمان، با مقاومت بی امان مردم، سپس حملات موفق ارتش سرخ در هم شکست، و طی چندین پیشروی بزرگ، موقعیت نظامی اتحاد شوروی بهبود یافت. کشور شوروی تحت شرایطی بسیار نابرابر، سرمای سخت زمستانی و فرصتی ناچیز، با جابجایی  هزاران کارخانه و تأسیسات کلیدی، به حجم  یک و نیم میلیون واگن قطار، از روی رودخانه ها و دریاچه های های یخ زده و گل و لای، و با تحمل تلفات انسانی بسیار سنگین، حتی انتقال میلیونها نفر از مردم از بخش اروپایی به بخش آسیایی، بویژه یهودیان و برای در امان ماندن از قتل عام نازیها، بتدریج قدرت نظامی، بسیج نیرو و لجستیکی خود را چندین برابر ساخت. "جنگ برق آسا"ی فاشیستهای درنده خو، که قرار بود نظیر کشورهای اشغال شده دیگر اروپا، اتحاد شوروی را نیز با سرعت به زانو درآورد، مبدل به تله ای هولناک شد، که ارتشهای مهاجم از آلمان، ایتالیا، رومانی، مجارستان، چکسلوواکی، فنلاند و صدها هزار داوطلب فاشیست برای نابودی شوروی از کل اروپا، در آن به دام افتادند. با پیروزی ارتش سرخ در زمستان 1942- 1943 در استالینگراد، روند شکست قطعی آلمان، مسلم شده، رهایی از توحش فاشیستی و پایان جنگ جهانی دوم، به چشم اندازی قابل دسترس برای همه مردم اروپا مبدل شد.
 
زمانی که نیروهای بسیار منظبط، دارای فرمانده هان پرتجربه و کمیسرهای سیاسی کمونیست بعضاً زن ارتش سرخ، همراه با صدها روشنفکر و هنرمند و روزنامه نگار، در ماههای منتهی به شکست فاشیسم در سال 1945 وارد برلین شدند، فاصله ای از مسکو تا برلین را، تماماً در جنگ رو در رو، شبانه روزی و نفس گیر، در لابلای تلی از ویرانیها و انبوه جنازه ها، و طی بیش از 4 سال، پشت سر گذاشته بودند. نه آنطور که سایت "پیک ایران"، بنقل از منبع اسلامی خود القاء میکند، گویا تفریح کنان و خندان و شادان، علیرغم تسلیم شدن آلمان، و برای انتقام گیری و لذت بردن از تجاوز به زنان، به برلین آمده بودند.
 
اتحاد شوروی بنا به اعلام همه منابع جدی و دولتی در غرب، و نه منبع مزخرفی نظیر سایت "انتخاب" و بلندگوی خارج از کشوری آن، بار اصلی جنگ علیه فاشیسم را بر دوش کشید؛ از این طریق هم، صدها میلیون سرباز و غیرنظامی از انگلستان و فرانسه و آمریکا و بقیه اروپا، از کشته شدن و یا آسیب دیدن در طی جنگ، نجات یافتند. مهاجمین آلمانی، بین 24 تا 40 میلیون نفر از مردم شوروی، قبل از همه، اسیران جنگی، یهودیان، کارگران، کمونیستها، سالخورده گان، کودکان و زنان را، بطور سازمانیافته، به قتل رساندند. بخش اعظم شهرها، روستاها، کارخانجات و مزارع، راهها، پلها و ساختارهای اقتصادی-اجتماعی، که مردم این کشور، پس از ویرانیهای جنگ اول جهانی و جنگ داخلی 5 ساله، تنها با اتکاء به کار خود و نه غارت دیگران، ایجاد کرده بودند، نابود گشتند.
 
نیروهای اشغالگر آلمانی، تنها طی روزهای اول تجاوز، بیش از 90 هزارتن از غیرنظامیان یهودی را در  جنگلی در کنار یک روستا در اوکراین، به معنی واقعی کلمه سلاخی کردند- از آنجا که از طریق شلیک شخصی و گروهی، قادر به کشتار مردم به تعداد دلخواه و در زمان تعیین شده نبودند.*3
 
در اروپای قبل از وحشیگری هیتلری، بیش از 9 میلیون یهودی، بعنوان شهروندان پرتلاش، بافرهنگ و پیشرو این کشورها زندگی میکردند، که در پایان جنگ، بیش از دو سوم، یعنی بیش از 6 میلیون نفر از آنها، به شیوه ای صنعتی و برنامه ریزی شده، با تأیید فعال و یا ضمنی اکثریت مردم آلمان، قتل عام شده بودند.
 
زمانیکه نیروهای ارتش سرخ در روزهای ماه آوریل و مه سال 1945، وارد اطراف و سپس مرکز شهر برلین شدند، از این شهر بمعنای واقعی کلمه، جز ویرانه ای باقی نمانده بود. تنها بیش از 2.5 میلیون سربازآلمانی در برلین و اطراف آن، پس از شکستهای پی در پی، خود را به واحدهای ارتش سرخ تسلیم کردند- نه آنطور که در برخی منابع ارزان ادعا میشود، گویا: قهرمانانه جنگیدند. میلیونها مردمی که تحت ترور نازیها در شهر محبوس مانده بودند، جز مشتی شبه انسانهای گرسنه و زخمی و مچاله شده در زیرزمینها نبودند.
 
این ارتش سرخ بود، که با سرعت، بازسازی و تأمین حداقل نیازهای زندگی مردم را برعهده گرفت. طی روز اول و روزهای بعدی، بدرخواست مسئولین ارتش شوروی و سازماندهی از طریق آن، برای همه مناطق برلین، شهردارانی از میان آلمانیها تعیین شدند. حتی هنوز دارودسته جنایتکار هیتلر و گوبلز در زیرزمین ساختمان صدارت اعظم زنده بودند، که سربازان شوروی دست به بسیج مردم برای پاکسازی خیابانها، تقسیم نان و آب و سوخت، میان مردم بدبخت و مفلوک پایتخت آلمان زدند- مردم فاسد شده، نژادپرست، بدوی، و مریض و دیوانه ای، که خود از مسئولین اصلی همه مصائب ضد انسانی ناشی از جنگ، و کشتار 55 میلیون انسان در جهان بودند. جمله ای از دوره فوق، و از زبان یکی از نویسنده گان آلمانی نقل شده، که مضمون آن چنین است:
 
اگر ارتش سرخ، تنها یک دهم جنایاتی را، که آلمانیها علیه مردم شوروی، بویژه غیرنظامیان مرتکب شدند، بعنوان انتقام کشی انجام میداد، حتی یک نفر آلمانی در اروپا باقی نمی ماند!
----------
لمانآلمانآآا       ذذد
توضیحات:
 
*1- نشانی این به اصطلاح "افشاء گری"، بنقل از سایت "پیک ایران"، سایتی در بهترین حالت با گرداننده گانی کودن و فرصت طلب، در اینجا نقل میشود- هر چند نقل چنین مطلبی از منابع تبلیغی یک رژیم فاشیستی- اسلامی، خود کمکی به تبلیغات ضد دموکراتیک آن خواهد بود:
 
نشانی مطلب در ستون دوم از سمت راست، تحت نام: "لینکهای ارسالی خواننده گان"، و با عنوان:
 
" گزارش تکان دهنده از تجاوز فاتحان برلین به دختران آلمانی + تصاویر"، درج شده است.
 
این لینک تا ساعت 19.00 روز جمعه 7 سپتامبر، در ردیف لینک چهارم از بالا قرار داشته، تا دو روز بعدی هنوز در صفحه اول سایت، تحت عنوان "لینکهای ارسالی"، موجود بود. این گزارش به دلیل تبلیغ آن از سوی سایت "پیک ایران"، در دهها سایت رژیمی و لیبرال دیگر هم درج شده است. این مطلب در خود سایت رژیمی "انتخاب"، به " پرخواننده ترین مطلب" ارتقاء یافته، طی فقط 3 روز، بیش از 49000 بار برای خواندن آن کلیک شده است؛ و این بدون همدستی سایت " پیک ایران"، غیرممکن بوده است.
 
*2- رئیس محترم سایت "پیک ایران" در سال 2012  در اسکاندیناوی! به جهنم که یک استاد ادبیات ضدکمونیست افراطی انگلیسی، در سال 1946 و از یک دانشگاه  کاتولیک آمریکایی، اخراج شده است!
 
*3- جدیدترین تحقیقات، از وجود 1500 محل کشتار دسته جمعی غیرنظامیان یهودی در اوکراین، خبر میدهد:
 
"در کنار گور دسته جمعی، یک پله موقت کنده شده بود. یهودیان، تحت ضرب و شتم نگهبانان آلمانی، میبایستی لخت میشدند. هر خانواده ای تماماً لخت، یکی بعد از دیگری، پدرها، مادرها و بچه ها، پله ها را پایین میرفتند. آنها صورت خود را بر روی سایر جنازه هایی، که چند لحظه قبل بر روی زمین افتاده بودند، قرار میدادند. یک پلیس آلمانی بنام " هومپل"، کاملاً ایستاده از کنار گور و انسانهای بیحرکت عبور میکرد. او با یک کلت در دست، یهودیان را یکی بعد از دیگری، از طریق شلیک به پشت گردن، به قتل میرساند"- بنقل از منبع بالا
------
 
اصل مسئله، سکوت در برابر نتایج تبهکارانه جنگها، از جمله جنگ جهانی دوم، علیه غیرنظامیان، بطورخاص، علیه زنان و کودکان نیست. البته که باید از ستمهایی که بر مردم و همه مردم رفته نوشت، تا از تکرار توحش علیه حقوق انسان جلوگیری گردد. اما موضوع این است، آیا باید به یک منبع فاشیستی وابسته به رژیم بربرمنش اسلامی مراجعه کرد، تا از موضوعات بسیار حساسی نظیر رفتارهای فرضاً نادرست و یا اشتباهات سربازان متفقین در جنگ دوم جهانی، گزارش ارائه شود؟
 
رژیم اسلامی، نه در سال 1945، بلکه همین امروز در زندانهای خود، مبتکر تجاوز جنسی سازمانیافته به زندانیان است. اقدامات ضد انسانی  این دارودسته خون آشام، علیه دختران جوان و بیگناه دهه 60، که از پشت میز کلاس به سلولهای انفرادی کشیده شده، تحت شکنجه قرار گرفته، با توسل به دستورات قرآن لعنتی، مورد تجاوز واقع و سپس به جوخه اعدام سپرده شدند، امروزه بر همگان آشکار شده است. سایت لیبرال- اصلاح طلب "انتخاب"، درست برای پوشاندن وحشیگریهای وابستگان به خود در دهه 60، دست به کشف موارد "تجاوز" در تاریخ شوروی میزند، تا جنایات رژیم اسلامی را لاپوشانی کند. سایت به اصطلاح دموکراتیک "پیک ایران"- که عناصر آن که بیش از 20  سال در اروپا زندگی کرده، با استفاده از منابع دولتی، سایت خبری دایر کرده اند-، داوطلبانه دست به خدمت به این سیاست سرکوبگرانه میزند.
 
سایت "پیک ایران"- که زمانی ظاهری معصوم و چپ برای خود ساخته بود-، امروزه به سایتی "بولو وار"، سبک و غیرجدی، منبعی برای تبلیغ لودگی، تمسخر و شوخی نوع ایرانی، و ارگانی نظیر رونامه های جنجالی و هیجان ساز، با سطح کیفی بسیار ناچیز مبدل شده، که نیازهای بدوی انسان مریض تحت یک رژیم فاشیستی را ارضاء کرده، مانع از یادگیری و رشد فکری او میشود. این سایت، اخبار وتیترهایی بشدت سرکوبگرانه و غیرانسانی را، بدون هیچ توضیحی، از منابع رژیم اسلامی در بلندگو کرده، درگسترش دروغ و تبهکاری و ضددموکراتیسم این رژیم جانی، آنهم در خارج از کشور، مشارکت میکند.
 
سایت مزبور، بنابه تجربه شخصی این نگارنده، لینک مطلبی در یک سایت چپ و دموکراتیک از تاریخ فدایی، حتی درشرایط مبارزات خیابانی سال 1388 را درج نکرده، درست همان روز، لینکی از مطلبی تماماً ضدکمونیستی و مشمئز کننده را، درج میکند. فرد صاحب لینک ضدکمونیستی مزبور، 2 روز بعد با خوشحالی از بازدید بیش از 10 هزار نفر از مطلب خود، آنهم طی فقط یک روز گزارش میدهد، که تماماً، به تبلیغ آن از سوی "پیک ایران" برمیگشت. 
 
فقط  به برخی از آخرین تیترهای مطالب بی مقدار و یا سرکوبگرانه این سایت نگاه کنید:
 
-اعزام یک هزار و 540 مبلغ از حوزه علمیه خواهران به دانشگاه‌ها
 
حکومت اسلامی، برای تشدید سرکوب در دانشگاهها، دست به اعزام هرچه بیشتر مزدوران مواجب بگیر به مراکز آموزشی کشور میزند. سایت به اصطلاح دموکراتیک، آنهم در خارج از کشور، آن را " اعزام یک هزار و 540 مبلغ از حوزه علمیه خواهران به دانشگاهها"، نام گذاشته، مراجعین سایت خبری خود را ترور روانی میکند.
 
-"شناسایی 30 خبرگزاری جعلی توسط ارشاد".
 
دستگاه تفتیش عقاید و سرکوب رژیم فاشیستی، از فعالیت خبری مخالفین رژیم تحت عنوان "جعل نام" خبرگزاری، جلوگیری میکند. سایت پیک ایران هم، عین ادعای رژیم را، نظیر یک بلندگوی حکومتی پخش میکند! حداقل اصلا روشن نیست، که این موضوع بر سر چیست و اهمیت آن در کجاست؟
 
حال مثلاً اطلاعات تفریحی و زیبا، در واقع اما، اطلاعات بی ارزش برای تحمیق انسان، در جامعه ای که، رژیم حاکم و اپوزیسیون لیبرال و سلطنت طلب آن، طی 34 سال، به همین فعالیت اشتغال دارند.
 
-عکس / زنگ تفریح جالب دانش آموزان چینی
تحمیق مردم بنقل از سایت شکنجه گران بند 209، سایت بازتاب
 
 
-هنرنمایی با خوراکیها و اشیاء
 
-لبخند را هدیه دهید
 
بمراتب مسخره تر از عناوین فوق، حتی اخباری با عنوان "قتل زن بدلیل خیانت" و تیترهایی تحقیر آمیز نسبت به جان انسان و نظایر آن است که این سایت، بوفور آنها را تکثیر میکند.
 
بخش اعظم منابع مستقیم سایت "پیک ایران"، منابع اسلامی و سلطنت طلب و ضدکمونیست افراطی هستند.
 
- جریان "اتحاد فداییان کمونیست"، در نشانی سایت رسمی، و نشریه آنلاین بی محتوای خود http://fedayi.org، به سایت "پیک ایران"، تحت عنوان "اتاق خبر"، لینک داده است. این، به زبان سیاسی و غیرسیاسی، یعنی این سایت خبری، وابسته به این "سازمان"، و یا مورد حمایت این جریان است. این به اصطلاح "سازمان"- که تاکنون قادر به سازماندهی یک راهپیمایی 10 نفره در خارج از کشور نشده است-، در همان حال اما، مدافع افراطی مطالبه ای ضددموکراتیک، مبنی بر لزوم جدایی سیاسی میلیونها نفر مردم اسیر و عاصی از یکدیگر، تنها بدلیل وجود زبانها، لهجه ها، ضرب المثل ها و لباسهای روستایی مختلف در ایران است!
 
محفل فوق، اخیرا حتی، شعاری تحت عنوان "حق ملل در تعیین سرنوشت خویش تا جدایی کامل" را،- مختص دوران مبارزات ملل مستعمره علیه قدرتهای استعماری در قرون نوزدهم و بیستم-، که معلوم نیست، چه ربطی به کشور واحد ایران در قرن بیست و یکم دارد، در ذیل یکی از صفحات نشریه مضحک اینترنتی خود- پر از رنگ و نقاشی و شعارها و تیترهای درشت و با مزه برای کودکان 2 تا 3 ساله-، می آورد؛ بدون اینکه حتی یکبار قادر شده باشد، یک بحث حداقل علمی در توضیح مسئله "ملی" خود، آنهم در سطح توسعه یافتگی بورژوایی جامعه کنونی ایران، ارائه دهد. گویا 75 میلیون مردم کوفته، درمانده و افسرده ایران، پس از تحمل 34 سال ترور فاشیستی اسلامی، درست همین یک مورد، یعنی تبدیل کشور به جهنم جنگهای قومی را کم داشته اند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ