سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۹۲

زنده باد جنبش اول ماه مه!


 
 
امید که گسترش تأسیس سازمانهای سندیکایی، شرایط اقتصادی زندگی توده های زحمتکش را تسهیل ساخته، و مقاومت مردم ایران علیه سلطه گری جنایتکارانه رژیم اسلامی را تقویت کند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


یکشنبه، اردیبهشت ۰۸، ۱۳۹۲

انتشار اثر جزنی؛ یا دفن اثر جزنی؟!

اکبر تک دهقان
28 آوریل 2013- 8 اردیبهشت 1392
 
در تاریخ 18 اردیبهشت 1388- 8 مه 2009، وبسایت "عصر نو" در نشانی زیر، از انتشار اثر گم شده ای از بیژن جزنی خبر داد.*1 این اثر تحت عنوان "انقلاب مشروطیت ایران؛ نیروها و هدفها"- پایان نامه تحصیلی او در رشته فلسفه و علوم تربیتی از دانشگاه تهران-، طبق اطلاعات جسته گریخته موجود، در سال 1341 تدوین شده است. اطلاعات دیگری از دریافت مدرک لیسانس فلسفه و علوم تربیتی توسط نویسنده بر اساس همین پایان نامه در سال 1345 و پس از آزادی بیژن جزنی از زندان 9  ماهه  در انتهای سال 1344 خبر میدهد. *2
 
انتشار اثر فراموش شده ای از بیژن جزنی، نمیتوانست موجب خوشنودی علاقمندان به آثار او و تاریخ سازمان چریکهای فدایی خلق، همچنین اطلاع دوستداران تاریخ معاصر کشور از نحوه تلقی و درک چپ انقلابی جدید از انقلاب مشروطیت نشود. پایان نامه دانشگاهی بیژن جزنی، زیر نظر استاد او، دکتر غلامحسین صدیقی (1370-1284)، تهیه شده است. صدیقی از چهره های جنبش ملی و وزیر در دولت محمد مصدق، همچنین از بنیانگذاران اصلی "مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران" (بعدها: دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران) بود. از این رو، اثر فوق بنوعی بازتاب دهنده دیدگاه جناحی از بورژوازی ملی ایران دهه 20 شمسی، پیرامون ماهیت و نیروهای محرکه انقلاب مشروطیت هم هست.
 
نگارنده در اینجا، مدتی پس از انتشار خبر فوق، دست به ارسال یک ای- میل، به نشانی "انتشارات فروغ" در شهر کلن آلمان زد- همان نشانی ای که در ذیل مطلب معرفی انتشار اثر در وبسایت مورد اشاره درج شده بود. طی ای- میل فوق، ضمن ابراز علاقمندی به تهیه اثر و همچنین کتاب دیگری در باره بیژن جزنی (جُنگی در باره ...")، آدرس کامل و شماره تلفن همراه خود را نیز اضافه کرده، خواهان اعلام چگونگی پرداخت پول کتابهای درخواستی شدم.
 
پس از چند روز، از نشانی "انتشارات فروغ- کلن" یک ای- میل دریافت کردم. فرستنده ای- میل، با زبانی خشک و غیرعلاقمند، بدون هیچ توضیحی از مشتری کتاب خواسته بود، که شماره تلفن ثابت خانه را هم  ارسال کند؟! فرستنده ای- میل مزبور، هیچ اشاره ای هم به نحوه چگونگی پرداخت پول کتابهای درخواستی نکرده بود- یعنی سوال مطرح شده از موضع حسن نیت را هم، بی پاسخ گذاشته بود. برای نگارنده که در گذشته بیش از سهم متوسط یک شهروند کشور خود، با پلیس و بازجویی سر و کار پیدا کرده بود، چنین درخواستی از سوی یک مؤسسه انتشاراتی در شرایطی دموکراتیک، آنهم در پاسخ به درخواست خرید آثار بیژن جزنی عجیب بود. پس از اندکی محاسبه سود و زیان تماس با جماعتی که ممکن بود به سازمان "اکثریت" نزدیک باشند، از ادامه مکاتبه صرفنظر کرده، عطای خرید اثر بیژن جزنی را به لقای ارضاء تمایلات سرکوبگرانه یک دلال سبزه میدانی بخشیدم.
 
علیرغم دریافت پاسخ کارشناسی دندانشکن ذکر شده اما، اشتیاق دسترسی به کتاب مزبور فروننشست. پس از چندی دست به ریسک تازه ای زده، به نشانی دیگری که در ذیل معرفی نامه اثر در نشانی اینترنتی فوق آمده بود، یعنی نشانی "سازمان اتحاد فداییان خلق" مراجعه کرده، یک ای - میل کم و بیش با همان مضمون قبلی ارسال کردم. "سازمان" مزبور اصلاً به ای- میل ارسالی پاسخ نداد! آفرین، اینهم از جواب دندانشکن دوم! *3
 
این نتیجه تلاش برای  تهیه اثری از بیژن جزنی، از سازمان مزبور و شرکت انتشاراتی نزدیک  به آن در قرن بیست و یکم و در شهری بزرگ در آلمان بود. این درحالی است، که خود انتشاراتی و سازمان مزبور، از چاپ اثر خبر داده، برای آن تبلیغ نموده، نشانی و آدرس معرفی کرده بودند.
 
شرکت"انتشارات فروغ" در کلن، باید حداقل نظیر یک شرکت انتشاراتی در جهنم اسلامی، ضمن استقبال از تمایل به خرید کتاب و تشکر از ارسال آدرس و شماره تلفن با قابلیت دسترسی به مشتری، قیمت دو کتاب درخواستی را جمع زده و اعلام میکرد. سپس ضمن ارسال کتابها به آدرس مشتری و همراه با قبضی که براساس آن باید پول کتابها به حساب بانکی این کتابفروشی واریز میگشت، عمل میکرد. اگر از یک مأمور سابق اداره کتابسوزی طالبان افغانستان در خارج از کشور، یک کتاب درخواست میشد، مطمئنناً قادر بود، بسیار بیش از این شرکت و این "سازمان"، شعور و نزاکت هزینه کند.
 
هم اینک 4 سال است که ظاهراً این "سازمان"، کتاب "انقلاب مشروطیت ایران؛ نیروها و هدفها" را منتشر کرده، اما حتی یک نظر و یا یک خلاصه و یا بحث کوتاه هم از آن منتشر نشده، و یک گزارش ساده هم در شبکه جهانی اطلاعات اینترنتی از آن وجود ندارد. یعنی حتی یک نفر از فعالین سیاسی و یا علاقمندان به تاریخ معاصر و تاریخ سازمان، آن را دریافت نکرده و نخوانده است؟! آیا شایسته حتی چند خط ردیه و تأییدیه هم نبوده است؟! از کتاب فوق، یک نسخه معمولی "پی دی اف "PDF هم که موجود نیست- احتمالاً در این صورت، "انتشارات فروغ" به دادگاه شهر کلن شکایت میکرد! پس تا اینجا باید با اطمینان اعلام کرد: این جریان، اثری ارزشمند از چهره اصلی چپ انقلابی ایران، پیرامون مهمترین رویداد قرن بیستم این کشور را به معنی واقعی کلمه دفن کرده است. سپردن انتشار اثر مهمی از بیژن جزنی به گروه مصطفی مدنی، چیزی جز گماردن روباه برای نگهبانی از مرغدانی نبوده است- حداقل بعد از گذشت 4 سال؛ که روباه همچنان در قید حیات است، اما خبری از مرغها نیست!
 
این شرم آور است، که طی 34 سال، اینهمه "شخصیت" و "سازمان" از نام و عنوان بیژن جزنی و فدایی نان میخورند، اما تاکنون حاضر و قادر نشده اند، یک نسخه اینترنتی از اثر بیژن جزنی را که ظاهراً منتشر هم شده، در محیط اینترنت و در دسترس علاقمندان به تاریخ معاصر کشور و دیدگاههای چپ انقلابی قرار دهند. از اثر مهم یک مبارز ضد سلطنتی در سال 1341، که دانشگاه رژیم کودتایی حتی آن را بمثابه سند علمی برسمیت شناخته، و از عمر آن بیش از 50 سال میگذرد، هنوز یک انتشار اینترنتی وجود ندارد! در حالیکه وبسایتهای وابسته به جریان مدعی چاپ و پخش این اثر، در درج هر مهمل بی ارزش ضدکمونیستی و بعضاً تهوع آوری، با دیگران مسابقه گذاشته اند.
 
از ترور بیژن جزنی توسط دژخیمان رژیم پهلوی، 38 سال سپری شد و این فرصت و مناسبتی بود و هست، که اثر به غارت رفته چهره اصلی بزرگترین و مؤثرترین سازمان چپ 60 سال اخیر، "انقلاب مشروطیت ایران؛ نیروها و هدفها"، منتشر شده و در دسترس هزاران نفر در ایران و خارج از کشور که برای دیدگاههای او در شناخت تاریخ معاصر کشور ارزش قائل هستند، قرار میگرفت.
 
-----------------------------------
توضیحات
 
*1- عنوان اصلی کتاب، آنطور که بر جلد آن نیز منقش است، "انقلاب مشروطیت ایران؛ نیروها و هدفها" نام دارد. در حالیکه در منبع وبسایت "عصر نو"، تحت عنوان "نیروها و هدفهای انقلاب مشروطیت ایران" درج و معرفی شده است. تفاوت خیلی کم، اما صفر نیست. احتمالاً اما این جابجایی، ناشی از سهل انگاری سایت "وزین"! نامبرده است.
 
 
۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸ مه ۲۰۰۹
 
کتاب "نيروها و هدف‌های انقلاب مشروطيت ايران"
نوشته‌ بيژن جزنی منتشر شد.
 
*3- شکل وبسایت "سازمان اتحاد فداییان خلق ایران"، طی یک سال اخیر، تغییر کرده است. عناوین و تصاویر قدیمی مربوط به "برگی از تاریخ" (ستون راست پایین) که به نسخه اینترنتی آثار بیژن جزنی و جلد کتاب و معرفی اثر "نیروها و هدفهای انقلاب مشروطیت ایران" (ستون سمت چپ پایین) مربوط بودند، همچنان در این وبسایت موجود هستند. اما شما با کلیک بر آنها، نه نظیر سایت قبلی با نسخه "پی دی اف PDF" این آثار و یا معرفی کتاب بالا، بلکه با همان تصاویر در یک صفحه خالی مواجه میشوید! این باید تنها مزیت و دلیل ایجاد سایت جدید این "سازمان" بوده باشد!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در صورت امکان، شما میتوانید از تداوم این فعالیت با کیفیت بهتر و کمیت بیشتر، حمایت مالی کنید. pouyane50@yahoo.de

سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۹۲

قتل بیژن جزنی با هدف تقویت موقعیت جریان اسلامی!


اکبر تک دهقان
23 آوریل 2013- 3 اردیبهشت 1392
 
از اعدام جنایتکارانه بیژن جزنی، 38 سال سپری گشت!
 
در شامگاه روز 29 فروردین سال 1354، رژیم مزدور پهلوی به یکی از بزرگترین جنایات خود علیه مردم ایران، که اهمیت آن کمتر از اهمیت کودتای امپریالیستی 28 مرداد سال 1332 نبود، مبادرت ورزید. در این اقدام بی سابقه، فداییان بیژن جزنی، حسن ضیاءظریفی، احمد جلیلی افشار، مشعوف(سعید) کلانتری، عزیز سرمدی، محمد چوپان‌زاده و عباس سورکی از بنیانگذاران سازمان چریکهای فدایی خلق و مصطفی جوان خوشدل و کاظم ذوالانوار از سازمان مجاهدین خلق، بدون وجود یک بازپرسی و محاکمه مجدد و دلایل ظاهری حقوقی، در تپه های زندان اوین به گلوله بسته شدند. *1
 
گذشت زمان و سرنوشت فاجعه بار بعدی جامعه ایران، نشان داد، که توسل به اقدام تروریستی دولتی فوق، نه صرفاً اعدام زندانیان سیاسی در شرایط سرکوب و یا انتقام جویی از جنبش مسلحانه، بلکه باید اقدامی حساب شده و از خواست بالاترین سطوح رژیم و مراکز اطلاعاتی امپریالیستی ناشی شده باشد. قتل بیژن جزنی، باید جنبش انقلابی- دموکراتیک را که دوره توده ای شدن تدریجی خود را آغاز کرده بود، از رهبری واقعی و توانای آن محروم نموده، و راه پیروزی انقلاب مردم ایران را سد میکرد. بیژن جزنی در تاریخ فوق و مقطع سال 1357، تنها چهره مستعدی بود، که موقعیت و توانایی تبدیل شدن به یک آلترناتیو جدی در برابر خمینی حیله گر را، دارا بود.
 
کشتار 7 عضو دارای توانمندی اجتماعی سازمان و سپس قتل حمید اشرف و همه کادرهای اصلی سازمان در سال بعد، جامعه را از امکان اصلی و موجود رهبری مبارزات توده ای که در حال شعله ور شدن بود، محروم ساخت. این آن پاشنه آشیلی است که مبارزات مردم ایران هنوز از آن رنج می برد و هرگز و در هیچ سطحی جبران نشده است.
 
پس از نابودی فیزیکی کامل رهبری سازمان و از سال 1356، رژیم پهلوی دست به آزادی افرادی نظیر فرخ نگهدار، جمشید طاهری پور و دیگران از زندانها زد. اکثریت قریب به اتفاق این گروه از زندانیان سازمان، دارای ویژه گیهای شخصیتی غیرانقلابی، فاقد شجاعت و روح مبارزه، و آلوده به رفتارهای ناسالم سیاسی و شخصی، نظیر دروغگویی، دسته بندی، لمپن منشی، فرصت طلبی، نقض پرنسیپ های سازمان و بی اعتنایی به توافقات جمعی بودند. آنها در زندان رژیم پهلوی، از فرهنگ سیاسی انقلابی فرسنگها فاصله گرفته، و به مواضع، فرهنگ سیاسی و اخلاقیات حزب توده، جبهه ملی، نهضت آزادی و حتی آخوندها و جریان "مؤتلفه" نزدیک شده بودند.
 
همه آنهایی که حتی یکبار در زندان با بازجویان روبرو شده باشند، از مهارت آنها در شناخت نقاط ضعف و قوت شخصیت فردی زندانیان سیاسی مطلع هستند. این حقیقت در مورد بازجویان حرفه ای ساواک و مسلح به تجارب سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل بمراتب بیشتر صدق میکرد. آنها بخوبی آگاه بودند، کدام زندانی سیاسی در سطح عناصر مؤثر باید بقتل برسد، و کدامیک باید بمنظور تخریب تشکیلات و قابل قبول ساختن آن برای طبقات حاکمه آزاد شود. بنابه تجارب بعدی، هیچیک از زندانیان سیاسی سازمان در سطوح مؤثر تصمیم گیری و بدون تفاوت جدی با گروه فرخ نگهدار، نظیر مصطفی مدنی و عباس توکل، قادر به ایفای نقشی مثبت در حیات سازمان نشده، حتی خود منشاء ضربات سنگین دیگری به سازمان و مردم ایران گشتند.
 
پس از گذشت 34 سال از سلطه دیکتاتوری تروریستی اسلامی، که استقرار و تثبیت آن، بدون محاسبات آگاهانه رژیم پهلوی و سیاست جنایتکارانه باند راهزن "اکثریت" ممکن نبود، سرنوشت سیاسی جامعه ایران، همچنان به تأسیس یک حزب انقلابی، که بر اندیشه راهنمای بیژن جزنی استوار باشد، گره خورده  است. روی آوری به مطالعه دقیق آثار بیژن جزنی و شناخت تاریخ معاصر کشور از نگاه بیژن جزنی، ضرورت ایجاد و تقویت خودآگاهی سیاسی در این جهت است.*2
---------------------------------------
توضیحات:
 
1- رفیق مشعوف(سعید) کلانتری، دائی رفیق بیژن بود. برادر دیگر او رفیق منوچهر کلانتری نیز، ضمن فعالیت مشترک با سازمان و سپس جناح اقلیت، در فروردین سال 1361 در راه خروج از کشور در سیستان و بلوچستان، طی تلاش برای جلوگیری از بازداشت خود و با انفجار نارنجک همراه به قتل رسید. در نشانی زیر، مقاله ای در معرفی  و عکسی از او و رفقای دیگر موجود است:
 
 
*2- متن بازنویسی شده و غلط گیری شده جدید همراه با توضیح مفصل مقاله "مارکسیسم اسلامی"  اثر ارزشمند بیژن جزنی، طی هفته آینده در وبسایت "بیژن جزنی" در نشانی http://bizhan-jazani.blogspot.de/ منتشر میگردد. مطالعه این تلاش نظری خلاقانه، که بهترین سند درک علمی بنیانگذاران سازمان چریکهای فدایی خلق از ماهیت اسلام و بویژه مذهب شیعه، همچنین مرزبندی روشن با اتخاذ تاکتیکهای مخرب مذهبی است، سهمی کلیدی در درک چگونگی نضج گیری زمینه های مذهبی و سیاسی وضعیت هولناک کنونی ایفا خواهد نمود.
 
- در نشانی زیر و در آرشیو قدیمی وبسایت جمهوری شورایی، مطلب دیگری بیاد بیژن جزنی موجود است:
خون بیژن!
http://j-shoraii.blogspot.de/2007/04/blog-post_08.html


تصویر بالای مطلب، عکس عالمتاج کلانتری (1300-1390) مادر بیژن جزنی است. او در  روز 21 بهمن سال 1390 در تهران درگذشت. مادر رفیق بیژن، از مبارزین و سازمانگران دهه 20 شمسی در جنبش دموکراتیک و زنان، همچنین از فعالین مبارزات خانواده های زندانیان سیاسی در دهه 40 و 50 کشور بود. یاد عزیزش گرامی باد!


هیچیک از محافل خارج از کشوری، که بناحق عنوان "فدایی" بر خود گذارده اند، بیادبود و قدردانی از او، حتی یک مراسم ساده هم برگزار نکردند!


در نشانی زیر، مصاحبه میهن جزنی (همسر بیژن جزنی)، با مهدی فلاحتی از صدای آمریکا در اوایل فوریه سال 2013. او در این مصاحبه، موضوع قتل بیژن جزنی توسط مأموران رژیم پهلوی را شرح میدهد.

http://www.youtube.com/watch?v=Vpup-_3yff0
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 

چهارشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۲

مرگ رفیق و کاسبی نارفیق!-1


اکبر تک دهقان
17 آوریل 2013- 28 فروردین 1392
 
پس از مرگ رفیق فدایی پرتلاش و صمیمی مجید مطبوع صالح در روز 5 مارس- 15 اسفند، یاری رسان و مشاور دلسوز پناهنده گان سیاسی و سازمانده و همراه هر فعالیت مبارزاتی علیه رژیم اسلامی در آلمان، گروه عباس توکل (سازمان "فداییان- اقلیت") و گروه یدی شیشوانی (سازمان اتحاد "فداییان کمونیست") با تأخیر اطلاعیه هایی در این رابطه منتشر کردند. اطلاعیه محفل عباس توکل در روز 8 مارس، تصویری ناکامل از فعالیت تشکیلاتی گذشته او ارائه داده، و در سطری نیز با نحوه بیانی گمراه کننده، تصور نزدیکی رفیق مجید به "مواضع" این جریان اینترنتی را القاء میکرد.
 
گروه یدی شیشوانی، در روز 11 مارس - که در این فاصله چندین اطلاعیه و نوشته از عناصر غیر وابسته به فدایی هم منتشر شده بودند-، در یادداشتی ملال آور و چند سطری و صرفاً از سر رفع تکلیف، در ستون مطالب روز سایت نشریه اینترنتی آن"کار آنلاین"، چنین میگوید:
 
پیام تسلیت  بمناسبت درگذشت رفیق مجید
 
باکمال تاسف باخبرشدیم که رفیق مبارز مجید مطبوع صالح، بعد از یک بیماری طولانی درروز سه شنبه 5مارس 2013 دربیمارستانی درشهرماینتس آلمان بدرود حیات گفته است .
 
رفیق مجید ازجمله انسانهای سوسیالیست وآزادیخواهی بود که سالهای طولانی عمرخودرا درصفوف فعالین سازمان چریکهای فدائی خلق ایران صرف مبارزه برای آزادی و سوسیالیسم نمود.رفیق مجید بعد ازترک فعالیت تشکیلاتی نیز همچنان یکی ازفعالین چپ محل سکونت خودمحسوب میشد . مجید انسانی بود مهربان ، مبارز  وفداکار که علیرغم مشکلات عدیده سرراه، اما هیچگاه ازمبارزه برعلیه ستم واستثمار وزور وسرکوب دست نکشید .
 
بادرگذشت رفیق مجیدجنبش چپ، آزادیخواه وسوسیالیست ایران یکی ازفعالین خستگی ناپذیر خودراازدست داد . ما درگذشت رفیق مجید را  به به همسر ،فرزندان ،خانواده و سایر بازماندگان و رفقای همرزم وی تسلیت میگوئیم ،یادش گرامی و راه اش پررهروباد.
 
روابط عمومی
 
11 مارس 2013
 
سازمان اتحادفدائیان کمونیست
 
               
توضیح: این مطلب همراه با دو مطلب دیگر در صفحه "خانه" وبسایت بالا موجود بود- در قسمت بالا و سمت راست، همراه با تصویر. بعد از دستکاری در پیام و انتشار دوباره  آن در روز 28 اسفند و اینبار در سایت "پیک ایران"، یعنی 13 روز پس از مرگ رفیق مجید و 7 روز پس از انتشار اول این اطلاعیه، دریافت مطلب اولیه دیگر از منبع اصلی امکانپذیر نبود- علیرغم اینکه همچنان بعنوان جدیدترین خبر همراه با تصویر رفیق مجید در محل معرفی قبلی قرار داشت. هر کلیک به "ادامه" و یا تصویر، منجر به بازشدن یک مطلب دیگر میگشت! اطلاعیه دستکاری شده، پس از چند روز در بخش "اطلاعیه ها" در ردیف بالا، قابل دریافت شد! طی این مدت، در همین محل اخیر هم، این اطلاعیه وجود نداشت.
-------------
 
گروه مزبور، پس از به خاکسپاری رفیق مجید در روز 15 مارس، و اطمینان از پراکنده شدن حاضرین در مراسم خاکسپاری، بیکباره در سایت "پیک ایران"، اطلاعیه سابق را با افزودن محتوای سیاسی مهم و جدیدی و در کنار پیام نوروزی آن، در تاریخ 28 اسفند- 18 مارس منتشر میسازد. تاریخ ذیل اطلاعیه هم نه 11 مارس اولیه، بلکه 6 مارس یعنی روز فردای مرگ رفیق مجید و البته اینبار بطور کامل همراه نام هفته و با تاریخ میلادی ذکر میگردد! تغییر تاریخ به روز فردای مرگ رفیق مجید، باید داشتن رابطه نزدیک فرضی این جریان با رفیق و حساسیت و اطلاع از وضعیت سلامتی او را، به اینترتیب محکم کردن پشتوانه سیاسی محتوای جدید را القاء کند. مقایسه این دو ورژیون از یک اطلاعیه و تاریخ متفاوت آنها، نشان میدهند، که برخورد فرصت طلبانه این به اصطلاح سازمان، بدنبال اثبات چه نظر و تبلیغ کدام شعار سیاسی مخربی است. بخشی از اطلاعیه که به رنگ آبی است، شامل قسمت اضافه شده در انتشار جدید آن در سایت "پیک ایران" است:
 
پیام تسلیت - اتحادفدائیان کمونیست
 
پیام تسلیت  بمناسبت درگذشت رفیق مجید 
 
باکمال تاسف باخبرشدیم که رفیق مبارز مجید مطبوع صالح، بعد از یک بیماری طولانی درروز سه شنبه 5مارس 2013 دربیمارستانی درشهرماینتس آلمان بدرود حیات گفته است . رفیق مجید ازجمله انسانهای سوسیالیست وآزادیخواهی بود که سالهای طولانی عمرخودرا درصفوف فعالین سازمان چریکهای فدائی خلق ایران صرف مبارزه برای آزادی و سوسیالیسم نمود.رفیق مجید بعد ازترک فعالیت تشکیلاتی نیز همچنان یکی ازفعالین چپ محل سکونت خودمحسوب میشد . مجید انسانی بود مهربان ، مبارز  وفداکار که علیرغم مشکلات عدیده سرراه، اما هیچگاه ازمبارزه برعلیه ستم واستثمار وزور وسرکوب دست نکشید .رفیق مجید هرچند که سالهای اخیر فعالیت مستقلی داشت ولی هیچگاه دربرابر فعالیت وتلاشهای سازمانها وتشکلهای کمونیستی خودرا بی وظیفه احساس نکرد.او با توجه به اهمیتی که درشرایط کنونی برای اتحاد نیروهای چپ وکمونیست  قائل بود، برغم دوری راه در اولین نشست علنی نیروهای سیاسی چپ وکمونیست درشهر گوتنبرگ سوئد ، تحت عنوان »ازقیام تا قیام » که ازسوی سازمان اتحادفدائیان کمونیست فراخوان داده شده بود ،شرکت فعال نمود و با علاقه وحساسیت فراوان بحث ها را دنبال میکرد.رفیق مجید درهنگام مباحث برنامه ای اتحادفدائیان کمونیست ،دراین مباحث شرکت فعال داشت وی با پیشنهاد خود مبنی بر تغییر فورمولبندی «حق تعیین سرنوشت ملل تاسرحد جدائی » خواستار این شد که دراین  فورمولبندی تغییراتی صورت گیرد و به جای «تاسرحد جدائی» »جدائی کامل نوشته شود ، چراکه معتقد بود، تعیین کردن حدوحدود غیردموکراتیک بوده و ناقض حق تصمیم گیری ساکنین مناطق ملی است وپیشنهادکرد که ازبرنامه حذف شود و به جای آن فورمولبندی «حق تعیین سرنوشت ملل تاجدائی کامل » آورده شود که این فورمولبندی  به تصویب شرکت کنندگان درکنگره رسید و دربرنامه سازمان گنجانده شد. و رفیق مجید با پیشنهاد این تغییر نشان داد که همچون یک کمونیست واقعی دردموکرات بودن هم انسانی است پی گیر .بادرگذشت رفیق مجیدجنبش چپ، آزادیخواه وسوسیالیست ایران یکی ازفعالین خستگی ناپذیر خودراازدست داد . ما درگذشت رفیق مجید را  به به همسر ،فرزندان ،خانواده و سایر بازماندگان و رفقای همرزم وی تسلیت میگوئیم ،یادش گرامی و راه اش پررهروباد.
 
 
دوشنبه 16 اسفند ۱٣۹۱ -  6 مارس ۲۰۱٣
روابط عمومی
 
سازمان اتحاد فدائیان کمونیست
 
دوشنبه 16 اسفند ۱٣۹۱ -  6 مارس ۲۰۱٣
 
 
تاریخ گذاری اتوماتیک سایت پیک ایران: [تاريخ مطلب: بيست و هشتم اسفند ۱۳۹۱ برابر با هجدهم مارس ۲۰۱۳]
 
توضیح: حال که آبها از آسیاب افتاده و بتصور مسئولین این جریان، کسی هم برخوردی نکرده، خانواده رفیق مجید هم که شکوه ای نکرده است، پس میتوان با خیال راحت اطلاعیه دستکاری شده را در سطحی وسیعتر پخش کرد. از این رو در روز 13 آوریل، نشریه شماره 125 این جریان ("کار کمونیستی"- ارگان رسمی این سازمان  http://www.peykeiran.com/userfiles/file/Kar%20125-email.pdf    و صرفاً اینترنتی)، این اطلاعیه تحریف شده را درج میکند. سایت "کار آنلاین" هم بدنبال  آن، با افزودن مطالب جدیدی به قسمت معرفی مطالب تازه، مطلب مورد ذکر را - حتماً بطور اتوماتیک!- به صفحه اول و سمت چپ منتقل کرده، در مقابل دید بازدید کنندگان قرار میدهد!
 
اطلاعیه دستکاری شده، سریع و بدون دقت کافی تنظیم شده، بویژه اینکه باید بمنظور انتشار همزمان آن با اطلاعیه نوروزی این گروه، عجله بخرج داده میشد. وگرنه با انتشار جداگانه پیام دستکاری شده، پوشاندن تقلب فوق بساده گی ممکن نبود. اطلاعیه فوق در انتشار "پیک ایران"، تنها بصورت یک پاراگراف منتشر شده، تا دنبال کردن تقلب صورت گرفته، مشکل شود!
 
در بخش دوم این نقد، به محتوای دستکاری صورت گرفته و روند دگردیسی این جریان ظاهراً کمونیستی به یک جریان قومی جدایی طلب پرداخته میشود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
شما میتوانید در صورت امکان، از این فعالیت با کیفیت بهتر و کمیت بیشتر، حمایت مالی کنید: pouyane50@yahoo.de

یکشنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۲

إنا لله و إنا إليه راجعون!

جمشید

بازگشت همه بسوی "بی بی سی" است!

نظر به اینکه براساس قانون اساسی فرانسه، یک کمونیست اسبق و یک "هسته" باز سابق، مجاز نیست بیش از 3 بار برای مرگ یک ضد کمونیست لیبرال اسلامی اطلاعیه عزاداری بدهد، اینجانب مستوره احمدزاده از هم میهن آس و پاس خود جمشید - که کاری جز غر زدن به نظام الهی و کارآفرین سرمایه داری محترم ندارد-، درخواست کردم، در دفاع از تهیه کننده واقعی نظام عزیز "اسلامی" و جوانمرگ سالخورده احمد صدر حاج سید جوادی مظلوم و فقیر و گرسنه و هوادار ساده و بی خبر و بیگناه و کارگر اخراجی بیچاره شرکت واحد، که تازه با کلی دردسر و پارتی بازی نزد خدا و شیطان و عزرائیل اجازه پیدا کرد فقط 96 سال حکومت اسلامی تأسیس کرده، وزارت نماید، ریاست کند، سیاست ورزد، تظاهر کند، دروغ بگوید، روضه بسراید، نماز جماعت بخواند و دعا بنالد، این یادداشت اعتراضی به دولت فرانسه را از زبان من بنویسد. در حالیکه بسیاری از افراد بی سر و پا در این دنیا، نظیر " ... همین پیشمرگه ها دیگه ... "،1  بخود جرئت میدهند حتی تا 16 سال مفت و مجانی، کلی اکسیژن تنفس کنند- اکسیژنی که الان در همین پاریس اینهمه کمیاب شده، و متمولین مؤمن باید آن را در اتاقک مخصوص دریافت کنند. 

مستوره احمدزاده، بنیانگذار "هسته زرد آلو"، مخترع "بسوی سوسیالیسم"(؟؟!!)، کاشف وجود "سبک کار محفلی- بوروکراتیک"(؟؟!!) در سازمان سابق یک مشت داهاتی و عمله بنام "سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت" و مبتکر علنی و پیگیر انحلال آن گروهک.

مدارک پیوستن اینجانب به جبهه بنیانگذاران نظام عزیز اسلامی:
اطلاعیه اول: همدردى
16 فروردین 1392- 5 آوریل 2013
اطلاعیه دوم: گرامیداشت یک عمر مبارزه و مقاومت! (برای انحلال "ملت" و تشکیل "امت")
17 فروردین 1392- 6 آوریل 2013
اطلاعیه سوم: مجلس یادبود ( منظور از "مجلس"، همان مراسم است!)
19 فروردین 1392- 8 آوریل 2013

اطلاعیه چهارم عزاداری اینجانب برای این مبتکر خلاق ریشه کنی چپ از ایران، بدلیل منع قانونی در فرانسه استکباری، اجازه انتشار نیافت!
-----------
1- جمله ای از مستوره احمدزاده در پاسخ به یکی از سوالات یکی از اعضاء کمیسیون تحقیق فاجعه چهارم بهمن سال 1364، که از سوی اتحادیه میهنی کردستان عراق (سازمان مربوط به جلال طالبانی)، بعد از درگیری خونین در مقر رادیو فدایی، تشکیل یافت. او با این جمله تحقیرآمیز، میخواهد طرفداران جناح مدنی- شیبانی را مشخص کند و اینکه آنها عبارت بودند از: مصطفی مدنی، فرید، یدی شیشوانی، حماد شیبانی و "بقیه اش هم  ... همین پیشمرگه ها دیگه ...". این زبان تحقیرآمیز کسی است، که مثلاً در مقطع فوق، عضو- هرچند انتصابی- کمیته مرکزی سازمان است! "همین پیشمرگه ها دیگه ... "، نیروی اصلی سازمان در کردستان عراق بود، که نه فقط همه فعالیتهای روزمره، بلکه همچنین عملیات نظامی را انجام میدادند. زخمی  و یا  کشته میشدند؛ اسیر و سپس تیرباران میشدند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پنجشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۹۲

تو اما بمان! نجیب و مغرور و شکست ناپذیر!

 
زلزله شهر کاکی، سه شنبه 20 فروردین 1392- 9 آوریل 2013
 
این سرنوشت مردم در کشوری است، که تنها طی 7 سال اخیر، 700 میلیارد دلار درآمدهای ارزی در اختیار دارودسته راهزن حاکم آن قرار داشته است. در این کشور، در همین دوره، صدها هزار تحصیلکرده، از آن جمله کارشناسان اقتصادی و محققین دانشگاهی، فیلسوف و نویسنده و تحلیلگر و هنرمند و زیبایی شناس، تئوریسینهای "لغو کار مزدی" و فعالین "ملی" مدافع حقوق "ملت" و میلیونر و میلیاردر زندگی کرده و به تمدن هفت هزار ساله افتخار نموده، جایزه دریافت کرده، "بزرگترین ساندویچ جهان" و بستنی مجانی پرتاب شده را زهر مار فرموده، پورشه وارد کرده و سوار شده، لباس شیک پوشیده و ادکلن زده و همراه با زن و بچه به تماشای دار زدن انسان فقیری در وسط پایتخت ایستاده و لذت برده، و به حال و وضع این مردم تیره روز خندیده اند. در خارج از کشور هم کمابیش همینطور!
 
اما تو انسان ساده تولید کننده نیازهای مادی و معنوی و سازنده واقعی تمدن و فرهنگ، تو بمان! بمان همینطور نجیب و با شرافت و با شخصیت! دانشگاهی و "ملی" این کشور، بخش اعظم عمرش به خیانت گذشته و او به آن عادت کرده است! تو اما بمان! شرافتمند و مغرور و شکست ناپذیر!
 
 

چهارشنبه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۲

شریک در اندوه تلخ تو!

 
شهر کاکی در جنوب شرقی بوشهر، عصر سه شنبه 20 فروردین 1392- 9 آوریل  2013
 


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هنوز عدم توافق بر سر ادامه موجودیت و یا انحلال کشور؟!


اکبر تک دهقان
9 آوریل 2013- 20 فروردین 1392

قابل توجه نمایندگان جریان "نشست احزاب، سازمانها و نهادهای چپ و کمونیست" در خارج از کشور!

در گوشه ای از کیهان، کهکشانی بنام کهکشان "راه شیری"، و در یکی از بازوهای کناری آن، ستاره ای بنام خورشید و حول این ستاره، سیستمی بنام منظومه شمسی بوجود آمده است. در اطراف این ستاره، سیاره ای بنام کره زمین در حال چرخش است. در این سیاره، 5 واحد طبیعی مسکونی بنام "قاره" وجود دارند که از تحولات طبیعی ناشی شده اند. در این واحدهای طبیعی، نیروهای مولده و همزمان با  آنها تحولات اجتماعی، مستقل از اراده انسانها و تحت اجبار شرایط زندگی رشد کرده اند، که در نتیجه آن، 190 واحد سیاسی بنام "کشور" شکل گرفته اند.

کشور ایران، یکی از این واحدهای سیاسی سرمایه داری است؛ که حقانیت تاریخی پیدایش آن و قطعیت موجودیت کنونی آن، نه بیشتر از کشورهای دیگر و نه کمتر از کشورهای دیگر است.  کشورها نه بر مبنای زبان و قومیت و مذهب، بلکه بر اساس توسعه سرمایه داری و اشکال و ویژه گیهای آن تحت شرایط قدرت معین داخلی، منطقه ای و جهانی ایجاد شده اند. از این رو، همه کشورهای جهان، کشورهایی چند زبانی، چند مذهبی و از هر نظر مختلط هستند.

تا زمانی که در این قاره ها، "کشور" وجود دارد آقایان شالگونی و علیزاده! تا زمانی که در این جهان، آمریکا و روسیه و انگلیس و ترکیه و ژاپن و اندونزی و شیلی و تونس و نیجریه و چین و ماچین وجود دارند آقای حسام! کشور ایران هم، درست در چهارچوب مرزهای فعلی آن، وجود خواهد داشت. آیا پذیرش این حقیقت بدیهی، برای شما مشکل است؟! اگر "ذهن" شما قادر به درک و هضم این حجم ساده از"عین" نیست- که هر روستایی معمولی در این دنیا، بطور غریزی قادر به درک آن است-، پس ذهن شما قادر به درک و هضم چه میزان "عین" است؟!

طرح مسائلی کلی و ناروشن و ابهام انگیز در اطلاعیه نشست آخر شما، نظیر "تضمین  حق تعیین سرنوشت ملل تحت ستم ایران و اتحاد داوطلبانه آنها" به چه معنا است؟ قوی ترین احتمال این است، که شرکت کننده گان در نشستهای شما، معتقدند، که مسیر تشکیل کشور کنونی ایران، "اشتباه" بوده و برای رفع این "اشتباه"، باید از طریق اعطاء حقوق سیاسی به "اقوام"- که بمثابه ساختار، در ایران وجود خارجی ندارند-، سپس جلب توافق نماینده گان این "اقوام" به ایجاد یک "اتحاد داوطلبانه"، کشور ایران را در قرن بیست و یکم و از نو و اینبار نظیر لبنان تأسیس کرد! چنین فکری، نه فقط تماماً غیرعلمی و غیرتاریخی، بلکه بلحاظ سیاسی نیز غیرملی، ضددموکراتیک و علیه طبیعی ترین حق شهروند ایرانی، یعنی حق زندگی صلح آمیز با خویشاوندان، همسایگان، همکاران، همشهریان و هم میهنان خود است.

تاریخ سیاسی معاصر ایران، نماینده گی قومی نمیشناسد. مردم درکی از چنین مقوله ای نداشته، و در چهارچوب سیاسی قومی زندگی نکرده اند. نماینده گی در جامعه ای با اینهمه جنبشهای انقلابی- دموکراتیک و بویژه جایگاه چپ انقلابی در آنها، همواره نماینده گی سیاسی یعنی طبقاتی بوده است. و کسب نماینده گی سیاسی نیز، تنها از طریق رهبری جنبشها و انقلابات و یا انتخابات دموکراتیک و قانونی میسر است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ