جمعه، خرداد ۱۰، ۱۳۹۲

9 ماه مه، روز شکوهمند شکست فاشیسم هیتلری گرامی باد!

 
 
 
روز نهم ماه مه سال ۱۹۴۵ روز تسلیم بی قید و شرط کثیف ترین، جنایتکارترین و پر ضررترین رژیمی است که تاریخ پر درد و رنج جامعه چندین هزار ساله انسانی بخود دیده است. فاشیسم هیتلری که اساس خود را بر نژادپرستی و دشمنی دیوانه وار با جنبش کارگری، سوسیال دموکراسی، چپ، کمونیستها و آنتی سیمیتیزم نهاده بود و برای تامین [به اصطلاح] «ترقی» و فضای حیاتی برای نژاد [به اصطلاح] «برتر»، و برای تامین منافع سرمایه داران بزرگ آلمان، نزدیک به ۵۰ میلیون انسان را در دریای اشک و خون نابود ساخت، در روز ۹ مه تسلیم ارتش سرخ گشت. شبکه عظیم جنایت که  نابودی گروههای انسانی را با پیشرفته ترین مقررات آگاهانه قانونی ساخته بود، در نتیجه جانفشانی میلیونها انسان به زانو درآمد. زخمهایی که از این رژیم بر پیکر بشریت نشست، در تخریب دستاوردهای بشری و در انحطاط کامیابی های آن نقشی اساسی ایفا کرد.[سرنوشت بعدی اتحاد شوروی، همچنین در ارتباط باعواقب این ویرانگری و کشتار هم بود.]
 
اکنون که ۶۸ سال از این روز بزرگ می گذرد، بار دیگر نفرت عمیق خود از فاشیسم و اقشار سازمانگر آن  را اعلام می کنیم و در برابر قربانیان آن سر تعظیم فرود می آوریم. بشریت همواره مدیون تلاشهای انسانهایی خواهد بود که  با هر اندیشه و مرامی در امحای این دیو خونخوار تلاش کرده اند. اروپا  وامدار میلیونها انسان زحمتکشی خواهد ماند که در لباس ارتش سرخ برای نابودی لانه جنایتکاران، هستی خود را فدا کردند.
 
جمهوری شوروی آذربایجان با اختصاص تولیدات نفت خود و با بیش از 300 هزار نفر قربانی اش، شریک این پیروزی است. خاطره پارتیزانهایی چون مهدی حسین زاده که «دور از میهن» برای رهایی اروپا از شر فاشیسم به خاک افتاده اند، افتخار آذربایجانیان است. در برابر خاطره همه کوشندگان این نبرد بزرگ سر تعظیم فرود می آوریم.
 
--------
 
پایان جنگ جهانی دوم و برخورد جامعه و دولت کنونی آلمان به آن!
 
وبسایت جمهوری شورایی
 
امسال سالگرد روز 9 مه، یعنی روز امضاء قرارداد تسلیم آلمان در شهر برلین، در کشور جمهوری فدرال آلمان با توطئه سکوت کامل برگزار شد. این همان  دموکراسی بورژوایی تحت شرایط امپریالیسم است!
 
دولت و رئیس جمهور و رئیس مجلس آلمان، کانالهای تلویزیونی و روزنامه های بزرگ، نه چیزی گفتند و نه چیزی نوشتند و نه مراسمی برگزار کردند. ظاهراً این باید در ادامه سیاست ضد کمونیستی و ضد شوروی و اخیراً ضد روسی این دولت فخیمه نحس درک شود. تاکنون چنین سازمانیافته و دقیق و متمرکز، به یک موضوع و مسئله با این اهمیت تاریخی برخورد نشده بود- بهر حال در چنین روزی، قرارداد پایان جنگ دوم جهانی، که کشور آلمان مسئول برافروختن آتش آن و قتل عام دهها میلیونها انسان بود، امضاء شده بود.
 
برخی از ایرانیان مدعی لیبرالیسم، سوسیال دموکراسی و حفظ محیط  زیست، که به خدمت دستگاه دولتی کشور آلمان درآمده، علیه کمونیسم و شوروی تبلیغ میکنند، امسال چنین برخورد بغایت ضد دموکراتیکی را لاپوشانی نموده، با آن کنار آمدند- بویژه کارکنان ایرانی و ضد کمونیست بخش فارسی رادیو دویچه وله!
--------
 
توضیح: مطلب برگرفته از منبع بالا، بطور ناچیزی ادیت شده است. مطالب درون [ ] از وبسایت جمهوری شورایی است.
 
31 مه 2013- 10 خرداد 1392
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۲

من ریشه های تو را دریافته ام!




ماه خرداد؛ ماه مقاومت علیه خائنین "اکثریتی" و جانیان اسلامی!
   https://www.youtube.com/watch?v=hvEEkT-vQis 

تقدیم به خاطره فراموش نشدنی رفقای عزیزم، که سالها است در گورهای بی نام و نشان خفته اند:

فرشاد اسفندیاری (مجاهد)
ابراهیم درخشی (مجاهد)
سعید امامی (مجاهد)
مجید مهدوی (مجاهد)
عباس کاتوزیان (فدایی- گروه اشرف دهقانی)
سعید جاوید  (پیکار)
امید قریب (گروه پیوند)
حیدر زاغی (راه کارگر)
محمد فیروزی (فدایی- اقلیت)
محسن رجب زاده (فدایی- اقلیت)
کیومرث منصوری (فدایی- اقلیت)
حسین طالقانی (فدایی- اقلیت)
و صدها رفیق دیگر، که دیگر یاد و نامی از آنها در خاطرم نمانده است.

جمعه، خرداد ۰۳، ۱۳۹۲

اطلاع به بازدید کننده گان

 
 
بازدید کننده گرامی!

وبسایت "دموکراسی اقتصادی"، با انتشار ترجمه و توضیح مقاله ای از یک کارشناس برجسته آلمانی پیرامون بحران حوزه یورو، تحت عنوان "نیاز به آلترناتیوهایی در برابر یورو"، در نشانی زیر به روز شده است:
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوشنبه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۲

به برادران "پیک ایران" کمک کنید!

 

 
درخواست زیر از طریق امواج سری به دست اینجانب رسیده، که از وحشت بایکوت شدن در خارج و محروم شدن از اینهمه صمیمیت و عشق و دوستی، ناچاراً آن را منتشر میکنم.
 
جمشید

 
 امت همیشه در صحنه سکنه قلمرو اقلیم آلمانیه!

 
همانطور که طی سالهای اخیر محرز شده، ارتکاب جرائم اجتماعی از سوی یک مشت اراذل و اوباش گدا گشنه در ممالک محروسه اسلامی بالا رفته است. به این دلیل، سایت بین المللی پیک ایران برای مقابله با این مفاسد ضد اسلامی و ضد سبزه میدانی، همکاری خود را با سربازان گمنام امام زمان نظام عزیز خون و کثافت الهی دو برابر و نیم چه بسا سه برابر و نیم کرده است- تا بترکد هر که با ما "زاویه" دارد! سایت ما با افتخار در میان تمام سایتهای خبری در خارج، تنها سایتی است، که چنین اطلاعاتی و گونی گونی اسپم های دریافتی را منتشر میکند- ما اسپم ها را پاک نمیکنیم، بلکه با مالیات طبقه کارگر سوئد آنها را به اقصی نقاط جهان ارسال میکنیم. دیگران عقلشان نمیرسد که چطور میشود تعداد کلیک ها را بالا برد تا با محاسبه آنها، مواجب دولتی بیشتری به جیب بزنند؛ و اما مسئله اصلی:

هرگونه اطلاعاتی که شما رعیت ها و کنیزها و برزگران و برده گان گرامی مقیم اقلیم آلمانیه از عاملین این جرائم دارید، لطفاً به آدرس ایمیل سایت پیک ایران   http://www.peykeiran.com/  و یا سازمان وابسته به آن http://fedayi.org/  اطلاع دهید. این اطلاعات فوراً در سایت ما علنی میشوتد، تا آنها طی همین چند روز آینده در شهر محل وقوع جرم یعنی مشهد مقدس در ملاء عام مجازات شوند. در همه مواردی که سایت ما با سرعت دست به خبررسانی زده، محاربین با خدا و بانک و بازار، چند هفته بعد به جزای عمل خود رسیده، در برابر چشمان زن و بچه های ژولیده و گرسنه و داهاتی خود به دار آویخته شده اند، که ما خبر آن را هم برای عبرت سایرین فوراً منتشر کرده ایم.

در فیلم زیر که به همت سایت خبری وزین ما و حمایت مالی دولت اقلیم سوئد پخش میشود، دزدان یک بانک اسلامی در مشهد بدون اینکه خجالت بکشند، در حال حمل گونی های اسکناسهای محترم نظام مقدس سرمایه داری دیده میشوند. لطفاً به این موارد توجه کرده، برای شناسایی آنها به مأموران امام زمان کمک کنید:

1- تعداد دقیق دندانهای محاربین

2- طرز و سرعت "جنبش" در ناحیه شکم آنها (حتماً کلی هم خوار و بار اسلامی زهر مار کرده اند!)

3- ضخامت لبه داخلی گوش چپ و اندازه شعاع سوراخ چپ دماغ دشمنان بانک و قرآن

4- درصد آلیاژ کائوچو در لاستیک چرخ جلو سمت چپ اتوموبیل و شکل دقیق فرورفتگی قالپاقهای چرخ مربوطه

و هر نوع ابتکاری که خود در شناسایی های گذشته بخرج داده، و امت اسلامی را سرافراز فرموده اید؛ و اما خبر:

دزدی مسلحانه از بانک در مشهد 

تاريخ درج در پیک ایران: نهم ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با بيست و نهم آوريل ۲۰۱۳ ، 17:45:46 

تذکر جمشیدانه: اینجانب از ترس آخرت، لینک سایت پیک ایران را، که دریافت کرده ام، در اینجا نمی آورم. اما شما میتوانید به این شیوه عمل نموده و آن را پیدا کنید: به سایت پیک ایران بروید. در ستون "لینکهای ارسالی خواننده گان" (ستون راه کارگر و بسیج و ساواک) در قسمت پایین، بر روی " ادامه ..." کلیک کنید. سپس 4 بار دیگر در پایین صفحات بعدی بر روی "صفحه بعدی" کلیک کنید. در پایین صفحه آخر این تیترها را خواهید دید:

تاريخ: دهم ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با سی ام آوريل ۲۰۱۳ ، 10:42:34

برخورد با ارازل اوباش


تاريخ: دهم ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با سی ام آوريل ۲۰۱۳ ، 07:47:01

وقتی رسانه ها اوباما را سوژه خنده می کنند! + تصاویر

تاريخ: دهم ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با سی ام آوريل ۲۰۱۳ ، 02:39:37

بیداد گرانی: دانشجویان ایرانی ناتوان از خرید کتاب (ویدیو)

تاريخ: نهم ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با بيست و نهم آوريل ۲۰۱۳ ، 17:45:46

دزدی مسلحانه از بانک در مشهد

این فیلم در روز اول فقط 65 بار مورد کلیک خوری واقع شده بود که با تبلیغ جانانه ما، این به رقم 2000 بار نزدیک شده است.

 حال که به صفحه نامبرده دست پیدا کرده اید، حتماً گزارش صدا و سیمای اسلامی را در بالا یعنی "برخورد با ارازل اوباش" را هم تماشا کنید. کدام سایت اینترنتی آنهم "چپ"، عقلش به تکثیر چنین گزارشهایی میرسد؟ در خارج از کشور، متأسفانه اکثر ایرانیان از آنتنهای بشقاب و قابلمه و قازانی محروم بوده، نمیتوانند مستقیماً اخبار صدا و سیمای اسلامی را تماشا کنند که ما همواره به فکر حل این مشکل هستیم.

 اما موضوع به همینجا که ختم نمیشود: ما حتی کشف کردیم که در چین کمونیستی اصلاً انسانیت و معنویتی در کار نیست. یک میلیارد و 400 میلیون آدم در این کشور قرمز، از دم یک مشت وحشی هستند؛ طوری که اگر یک نفر در اتوبان در اثر تصادف بر روی زمین بیفتد، همه مردم چین با اتوموبیل و تراکتور و بلدوزور و قطار و هواپیما و اسب و کشتی به آنجا سرازیر میشوند، تا از روی آن بیچاره رد شوند و لذت ببرند. باور نمیکنید؟ خوب، به ستون "گوناگون" روزهای قبل سایت خبری وزین ما نگاه کنید. تفسیر بالای خبر از یکی از تحلیلگران برجسته ما است. حزب لیبرال سوئد هم تفسیر ما را از فرهنگ کشور کمونیستی چین کاملاً تأیید کرده و قول داده در نزد شهرداری محل، برای اختصاص بودجه بیشتر به سایت ما پارتی بازی کند:

 فیلم / در چین عاطفه و همیاری بی معنی است: پیر زنی که سعی کرد به پیر مردی که در جاده افتاده کمک کند ...


 حاشیه جمشیدانه: البته آنها در همان حال میخواستند که شما از دیدن یک صحنه واقعی تصادف و مرگ انسان هم کیف کنید. اگر پیک ایرانچی ها لذت میبرند، چرا خواننده گان سایت آنها از این نعمت بی نصیب بمانند. آنها با یک تیر، دو نشان زدند.

..........

همچنین در آخر، "برای تفریح" و دیدن صحنه هایی که در آنها انسانها بطور واقعی کشته میشوند و ما در دفتر پیک ایران از دیدن آنها حال میکنیم، به این ویدوئو از آن طرف دنیا، یعنی از کشور فلک زده کلمبیا توجه کنید- چقدر گشتیم تا این صحنه مهیج را در آن سر کره زمین پیدا کردیم. والله در این سوئد که تکنولوژی و دموکراسی همه سنتهای قدیمی را صاف کرده و این صحنه های طبیعی بکلی نایاب شده اند!

این فیلم علی الخصوص برای آنهایی مناسب است، که بخاطر هزینه بلیط هواپیما نمیتوانند هر هفته به ایران سفر کنند و از کیف کردن از تماشای اعدام های خیابانی "اراذل و اوباش" محروم شده اند. مگر ما در خارج چه گناهی کرده ایم، که باید فقط صحنه های الکی از تصادفات و مرگ انسان را در  سریالهای تلویزیونی تماشا کنیم؟ در حالیکه در داخله ممالک محروسه، امت بزرگ اسلامی هر روز از مزایای دیدن دار زدن انسان و قطع دست و پا بطور زنده برخوردار هستند.

به والدین با فرهنگ توصیه اکید میشود، حتماً آدرس سایت ما را به بچه های خود بدهند، چون بنا به تجربه خود ما، بچه ها با دیدن این صحنه ها بیکباره و یکسره از هرگونه احساس رحم و شفقت تخلیه شده، و مرتباً برای تیز کردن دندانهای خود به تراشکاری محل مراجعه میکنند! به اینترتیب آنها بعدها قادر خواهند شد، نظیر "گرگهای خاکستری"، همکلاسیهای خود را، اگر به آنها چپ چپ نگاه کردند، چون کفتر و کبک و خرگوش بدرند و قورت بدهند.

سازمان عزیز وابسته به ما حتی در سال 1388 با درک این "ضرورت تاریخی"، دو ویدوئو کلیپ را از یک سایت معروف و هنری "گرگهای خاکستری" ترکیه جان برداشته و بر صفحه فیس بوک خود مسلط کرد، تا این کمبود جبران شود. البته این جمشید نادان آن دفعه در فیس بوک به ما پیله کرد. سازمان "کمونیستی" ما ناچار شد این فیلمهای واقعی و دلنشین از دریدن خرگوش "نژاد پست" توسط گرگهای خاکستری "نژاد برتر" را، که با موزیک مخصوص و کلی فتوشاپ قشنگ سازی هم همراه بود، متأسفانه از صفحه فیس بوک خود بردارد. رئیس سازمان ما شخصاً در همانجا دست به صدور یک کامنت فئودالی مفصل زده، این برخورد رفیق جمشید الاغ را برخوردی "غیررفیقانه" ارزیابی فرمودند.   

در واقع قرار بود پخش فیلمهای قهرمانانه گرگهای خاکستری "نژاد برتر"، پاسخی دندانشکن به کسانی باشد، که سازمان ما را - علیرغم اینهمه نشریات کیلویی و "کمیته" های "ایالتی" و "ولایتی" اینترنتی!!- سازمانی منفعل و قومی و مواجب بگیر و الاف و مجازی و کاغذی و پوشالی و پوشه ای و پوشکی معرفی میکردند، که متأسفانه این جمشید الاف تر از ما مزاحم کار شد و نقشه بهم خورد. اینهم لینک مهیج ویژه کودکان و نوجوانان:

فیلم

/ تصادف سارق تلفن همراه با اتوبوس

مردی در کلمبیا که قصد داشت تلفن همراه یک زن را سرقت کند، با اتوبوس تصادف کرد. شنبه 18 می


تاريخ مطلب در پیک ایران: [بيست و نهم ارديبهشت ۱۳۹۲ برابر با نوزدهم مه ۲۰۱۳]
.................................

سه‌شنبه، اردیبهشت ۲۴، ۱۳۹۲

کشمکش کرکسها و کفتارها!

 
 
 
اکبر تک دهقان
13 مه 2013- 23 اردیبهشت 1392
 
 
رژیم اسلامی در آخرین مراحل آماده گی برای برگزاری یازدهمین دوره "انتخابات" ریاست جمهوری خود قرار دارد. همه انتخاباتهای تاکنونی حکومت اسلامی، علیرغم انجام نوعی تجدید سازمان شرایط قدرت سیاسی، اما از چهارچوب منافع نیروی مسلط، یعنی بازاریان واردکننده کالا، خرده بورژوازی دلال این کالاها و سپاه پاسداران و دستگاه روحانیت اسلامی خارج نشده است. هیچگونه علائمی، که نمایش انتخاباتی کنونی از این قاعده عبور کند، بچشم نمیخورد. هیچگونه شواهدی که این سیستم سراسر جنایت و راهزنی، دارای کمترین ظرفیتی در این جهت باشد، وجود ندارد.
 
مهره ای که اینبار و بیش از همه برای فریب مردم و کشاندن آنها به مقابل صندوقهای رأی ظاهر شده، رفسنجانی است. او که خود از بنیانگذاران اصلی حکومت اسلامی و مبتکر ارتکاب همه جنایات هولناک آن است، آشکارا حتی به نماینده گی از سوی اصلاح طلبان ریاکار و مضمحل شده همچنین، به میدان آمده است. رفسنجانی از مهره های سوخته و فاقد قدرت در رژیم اسلامی است و برخلاف هیاهوی جریانات راست و غیرمبارز نظیر "راه کارگر"، شانسی برای بازیابی جایگاه سابق خود در نظام حاکم را نداشته، کاندیدای قابل اعتناء برای کل سیستم محسوب نمیگردد.
 
ساخت و بافت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و مذهبی رژیم اسلامی، بر غارت ثروت نفت، بکارگیری درآمدهای نفتی برای واردات کالا از سوی دلالان وابسته به جریان فاشیستی "حزب مؤتلفه اسلامی" و تغذیه مجموعه نیروی اجتماعی خود، چه کسبه و فروشنده گان خرد و چه دستگاههای سرکوب و انگلی مذهبی، و یا تأمین مالی دسته جات تروریستی در منطقه از این طریق، استوار است. رئیس جمهور بعدی رژیم، تنها باید مفری برای ادامه حیات رژیم اسلامی به همین ترتیب تاکنونی ایجاد کند. پاسخ به مطالبات آزادیخواهانه مردم، برون رفت از بحران اقتصادی و پایان فشارهای اقتصادی به توده های زحمتکش، حل قطعی کشمکش هسته ای با حریفان منطقه ای و بین المللی، قطع فعالیتهای تروریستی و نظایر آن، به وظایف رئیس جمهور آتی این دستگاه ستمگری محض تعلق ندارند.
 
رژیم اسلامی هم اینک بدلیل سقوط حجم فروش نفت و کاهش شدید درآمدهای نفتی، به نوعی سازش با قدرتهای بین المللی نیاز دارد- این بمعنای قدرتگیری کسی است، که دارای توانایی و تجربه ای در این عرصه و دارای اختیارات و حمایت کافی از سوی "رهبر" رژیم در این رابطه باشد.
 
توده های مردم امروز، دیگر در موقعیت توسل به یک شورش گسترده نظیر سال 1388 نیستند. برآمد انقلابی سال 1388، نتیجه اعتلای تدریجی مبارزات مردم از سال 1384، همزمان با تأسیس سندیکای کارگران شرکت واحد، خیزش شهروندان شجاع در کردستان، وقوع اعتراضات مداوم در دانشگاهها، و پیدایش یک قشر مبارز از کارگران، زنان و دانشجویان آزادیخواه بود. مبارزات سال فوق، بدلیل سرکوب خونین و عدم وجود و پیدایش تشکل مستقل مردم  از یک طرف و همدستی جریانات جنایتکار اصلاح طلب در داخل و "اکثریتی ها"ی خائن در خارج علیه ابتکارات انقلابی مردم از طرف دیگر، به رکود کشیده شدند. در ادامه آن، همه سازماندهان و چهره های فعال نیز کشور را ترک کرده، از زندگی مبارزاتی عملی فاصله گرفتند. بروز یک خیزش توده ای دیگر، بدون وجود زمینه های قبلی امکان پذیر نیست- حداقل دارای ابعاد بزرگ سابق نخواهد بود.
 
جامعه ایران، که بشدت فرسوده، کوفته و درمانده است، به سیاست صبر و انتظار روی آورده، و ظاهراً دو آلترناتیو در برابر خود می بیند: یا باید برای پرهیز از بروز یک جنگ خانمانسوز و ممانعت از تاخت و تاز دسته جات باند سیاهی جدایی طلب، وضعیت موجود را تحمل کرد، و یا باید در شرایط غیرقابل تحمل شدن زندگی، کشور را ترک کرد. این وضعیت، تا زمانی که بخش پیشرو جامعه در یک حزب نیرومند انقلابی- دموکراتیک متشکل نشده است، تغییری نخواهد کرد.
--------------------------------------
توضیحات:
برای آشنایی بیشتر با شرایط پایانی مبارزات انقلابی در سال 1388، لطفاً به مطلب زیر در وبسایت جمهوری شورایی مراجعه نمایید:
تناقض درونی جنبش دموکراتیک- انقلابی!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پنجشنبه، اردیبهشت ۱۹، ۱۳۹۲

اطلاع به بازدید کننده گان

 
 
بازدید کننده گرامی!
 
وبسایت "دموکراسی اقتصادی"، با انتشار ترجمه و توضیح مقاله ای از مولتی میلیاردر آمریکایی و منتقد سیاستهای دولت آلمان در حوزه یورو جرج سوُروُس، تحت عنوان "ارجحیت خروج آلمان از حوزه یورو"، در نشانی زیر به روز شده است:
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکشنبه، اردیبهشت ۱۵، ۱۳۹۲

انتشار بازنویسی مقاله "مارکسیسم اسلامی" اثر بیژن جزنی

 
 
اکبر تک دهقان
5 مای 2013- 15 اردیبهشت 1392
 
به این ترتیب، بازنویسی، بازتنظیم و تصحیح غلطهای چاپی و املائی، همچنین توضیح نسبتاً مفصل نکات مهم مقاله "مارکسیسم اسلامی" اثر بیژن جزنی، در وبسایت بیژن جزنی www.bizhan-jazani.blogspot.com  منتشر میگردد. تلاشی که طی چندین ماه به سرانجام رسیده، امید که بیش از گذشته به روشن شدن دیدگاههای سازمان چریکهای فدایی خلق ایران پیرامون موضوع مورد بحث، کمک کند.
 
بیژن جزنی بمثابه اتوریته فکری مسلم چپ انقلابی ایران و این همچنین در شرایط زندان ساواک، در این اثر عامه فهم، همه جنبه های مربوط به مذهب بطور کلی و اسلام و شیعه را طی دوران ظهور و عملکرد این پدیده های اجتماعی از یک طرف، و جنبشهای سیاسی- مذهبی در خاورمیانه و ایران معاصر و بویژه سازمان مجاهدین خلق را بطور خاص از طرف دیگر، مورد بررسی قرار میدهد. او تجارب و درک نسل انقلابی دوره خود را جمع بندی کرده، راه صحیح برخورد به این موضوع را روشن میسازد. تا همین امروز، این اثر تازه گی و اعتبار علمی و سیاسی خود را همچنان حفظ کرده، میتواند بدون هیچ تردیدی بمثابه سندی ارزشمند از دوران پراتیک خلاق چپ انقلابی، برای نسل مبارز کنونی مبنایی برای کسب شناخت از اسلام و تاکتیکهای سیاسی مذهبی بطور کلی و فعالیت سیاسی در داخل کشور بطور خاص، قرار گیرد.
 
محتوای مقاله بیژن جزنی، در وحله اول، پاسخی کوبنده به تبلیغات تحریف آمیز جریان خط امامی و شبه فاشیستی "اکثریت" محسوب میگردد: "ما هیچگاه به سندیت و اعتبار دستگاهی [مذهبی]، که دیر یا زود در مقابل انقلاب قرار خواهد گرفت، ولو بعنوان تاکتیک، کمک نخواهیم کرد." و: "سعی خواهیم کرد، مراجع مرتجع مذهبی را در انظار توده ها بی اعتبار سازیم، تا ضربه هایی که بر ما وارد خواهند آورد، هر چه کمتر اثر داشته باشند." و این در سال 1353! در حالیکه دارودسته بی وجدان فرخ نگهدار، از خمینی درنده خو و در اوج حمام خون سال 1360 طلب میکردند: "در مقابل ضد انقلاب مماشات نکنید". "ضد انقلاب" همان دختران و پسران 17 و 18 ساله مردم ایران بودند، که برای جلوگیری از تثبیت این ماشین آدمکشی، خود را به آب و آتش میزدند؛ و گروه گروه در زندانهای کشور تکه پاره و به جوخه اعدام سپرده میشدند.
 
در این اثر، بیژن جزنی نه فقط شناختی ریشه ای و همه جانبه از اسلام، شیعه و جریانات سیاسی اسلامی دوره خود را بنمایش میگذارد، بلکه با توصیه اکید، از نیروهای سازمان میخواهد در رعایت مرز خود با جریان مارکسیسم اسلامی، دچار ساده نگری نشده، "خلوص" ایدوئولوژیک خود را حفظ کنند. ادعای دارودسته فرخ نگهدار، که نظریات ضددموکراتیک و ضدکمونیستی خود در حمایت از یک رژیم فاشیستی- مذهبی را بطور گستاخانه ای به بیژن جزنی منتسب می نمودند، در پرتو مطالعه اثری که در برابر چشمان شما است، نظیر یک حباب محو میشود- هرچند از سال 1358 به بعد نیز، هیچ فرد اندک مطلعی، چنین ادعاهای سراسر دروغی را جدی نگرفت. بیژن جزنی، جریان غالب روحانیت را جریانی ارتجاعی، همدست فئودالیسم، استعمار و سرمایه داری وابسته، که باید سران آن را در برابر چشمان توده مردم "مفتضح" کرد معرفی نموده، بشدت با اتخاذ هر تاکتیک سیاسی یا مذهبی، که منجر به تقویت موقعیت آن شود، مخالفت میکند. در حالیکه باند راهزن فرخ نگهدار، علی کشتگر و جمشید طاهری پور، این جریان باند سیاهی و در جبهه ارتجاعی ترین جناحهای امپریالیستی یعنی صنایع نظامی و بشدت محافظه کار را، جریانی "خرده بورژوایی" که از قرار به سمت سوسیالیسم جهت گیری می نماید، نامیدند.
 
انتشار بازنویسی این اثر، همچنین پاسخی به اتهامات دلبخواهی و بی پایه ای به عمر بیش از سه دهه از سوی چپ محفلی و غیرانقلابی است، که گویا سازمان فدایی نسبت به ماهیت مذهب و تاکتیکهای مذهبی توهم داشت- حتی این افراد بی اطلاع و مغرض با گستاخی باورنکردنی، سازمان چریکهای فدایی خلق ایران را جزیی از جنبش "ملی- اسلامی"معرفی میکردند! البته بافتن چنین دروغهای گوبلزی- که بدبختانه از سوی سازمان کومه له و به هزینه شهروندان نجیب کرد هم مورد حمایت قرار گرفتند-، تنها از نفرت جریانات ضد فدایی- که خود از تاریخی اسلامی برخاسته بودند-، از انقلاب و مبارزه حرفه ای ناشی میگشت. آنان خود به بخشی از طیف سابقاً موسوم به مائوئیست تعلق داشته، که در شرایط توسعه یافتگی سرمایه داری و رواج دلالی با کالاهای وارداتی، گسترش امکانات کسب مدارک دانشگاهی، رواج تفریحات جدید برای طبقات میانی و زندگی آزادتر جنسی، بتدریج در شرایط حاکم تحلیل رفته، دیگر منافعی در مخالفت فردی و یا محفلی با رژیم پهلوی نداشتند- نزدیکی به جریان داریوش همایون و ائتلافهای غیررسمی با جریان سلطنت طلبان در خارج، به این تاریخ مشترک و نه به بدفهمی سیاسی مربوط میگردیدند.
 
این اثر بیژن جزنی نظیر بقیه کتابهای او، در بهترین حالت میتوانست در فاصله سالهای 1353 تا 1357، تنها در خارج از کشور و در سطحی بسیار محدود منتشر شده باشد. آنچه که تاکنون روشن شده، تنها و یا منبع اصلی انتشار آنها، نشریه ای خارج از کشوری و منتشره از سوی هواداران سازمان تحت عنوان "نوزده بهمن تئوریک"، بوده است. در یک نشانی اینترنتی، تحت دو شماره 2 و 3 از این نشریه بتاریخ تیر و مرداد سال 1355، 2 مقاله از بیژن جزنی موجود است. تا تاریخ فوق، هنوز مقاله "مارکسیسم اسلامی" در این نشریه منتشر نشده است.
 
 شرایط خاص خارج و نقش جریان شبه مائوئیستی موسوم به طرفداران "مشی چریکی"؟!، که ظاهراً خود را مدافع یکی از گرایشات درونی سازمان (گرایش فکری رفیق مسعود احمدزاده در سال 1349) معرفی میکرد، مانع از انتشار وسیع آثار بیژن جزنی گشتند. با سرنگونی رژیم پهلوی و جهت گیری عمدتاً اجتماعی سازمان و انحلال تشکیلات متکی بر مبارزه مسلحانه و نظام خانه های تیمی، تحت شرایط سلطه تدریجی جریان راست "اکثریت"، اعتبار سیاسی آثار تئوریک گذشته سازمان هم کاهش پیدا کرد. این همچنین مستقیماً در ارتباط با تهاجم جریانات ضد سازمان فدایی نظیر حزب توده، سازمان پیکار، سازمان راه کارگر، سازمان کو مه له، سازمان رزمنده گان، اتحادیه کمونیستها، حزب رنجبران، توفان، اتحاد مبارزان کمونیست، و سپس جریان "اکثریت" هم قرار داشت. همه این جریانات وابسته به طیف چپ صنفی و محفلی، سازمان چریکهای فدایی خلق را متهم به مبارزه "جدا از توده" ساخته، دم از "رفتن به درون کارخانجات" و "کار سیاسی- تشکیلاتی" میزدند- بدون اینکه خود طی تمام دوران کودتای 28 مرداد سال 1332 تا سال 1357، قادر به کمترین اقدام تأثیرگذار و واقعی در این مسیر بوده باشند- تا سال 1360 و امروز هم، آبی از این تئوریهای غیرانقلابی گرم نشده است. آنها بدلیل وابستگی به منافع شخصی خرده بورژوایی، فقدان روح شجاعت، عدم استعداد فعالیت متشکل سیاسی در شرایط سخت و عدم درک حرفه ای از مسائل مارکسیسم، مسائل مبارزه و فعالیت سیاسی، از ایجاد یک تشکیلات مبارز حتی کوچک ناتوان بوده، بطریق اولی نمیتوانستند در دنیای واقعی تحت سلطه یک دیکتاتوری پلیسی دست به مبارزه عملی بزنند.
 
سالهای 1358 تا 1360، سالهای قدرتگیری جریان راهزن "اکثریت"، دنباله روی آن از رژیم فاشیستی حاکم و تلاش بی سرانجام جریان "اقلیت" سازمانی- که بسیار دیر به وظایف خود آگاه شده دست به مقابله زد-، بود. در این دوره، نه مطالعه آثار تئوریک سازمان که به شرایط مشخص جامعه مربوط بود، بلکه جمع آوری نقل قولهای ساده و پراکنده و گسسته از زمینه ملی و تاریخی آنها از ادبیات کلاسیک بویژه آثار لنین، و بحثهای روشنفکرانه براین اساس برای شکار هر چه بیشتر "هوادار" از سازمان فدایی مضمون اصلی فعالیت محافل چپ را تشکیل داده، بر تحولات درونی سازمان و نحوه عمل سیاسی- تشکیلاتی آن نیز تأثیر گذاشت. تهاجمات روزمره محافل بازگشته از خارج به سازمان، آن را به وضعیت دفاعی کشانده، از درک تاریخ خود و نیازهای جامعه ای با خودویژه گیهای ایران و نه شرایط امپراطوری استعمارگر روسیه مقطع 1917، غافل گشت. از این گذشته، نقل قولهای مارکسیستی مجرد در نشریات و بحثهای مقابل دانشگاه، به یک "مد" و ارزش مدرن مبدل شده، مراجعه به آثار کلاسیک چپ ایران، نظیر آثار حیدر عمواغلی و حزب کمونیست ایران، تقی ارانی و گروه 53 نفر، جعفر پیشه وری و اقدامات دولت ایالتی آذربایجان و بیژن جزنی و آثار تئوریک ارزشمند او، نوعی "عقب مانده گی" تلقی میشد. حقایق روشن شده در گذشت زمان اما، درست عکس آن را اثبات کرد. "کارگر" پرستی چاپلوسانه، فریبکارانه و صوری، جوهر ادبیات سیاسی چپ محفلی را تشکیل داده، و نیروهای سیاسی از درک خطرات فاجعه باری که تثبیت رژیم اسلامی، سرنوشت جامعه و بویژه مخالفین چپ رژیم را تهدید میکرد، بازماندند.
 
شکست انقلاب بهمن در سال 1360 و نابودی هر نشانی از این انقلاب در سال 1367، نه به کارسیاسی- نظری خلاقانه برای شناخت علل وقوع این فاجعه بزرگ، بلکه به رواج گسترده انحلال طلبی تشکیلاتی و ایدوئولوژیک در میان محافل باقی مانده چپ و در سطح جامعه منجر شد. جریانات محفلی نظیر راه کارگر، اتحاد مبارزان کمونیست و کومه له،  میدانداران ریشه کنی روح مبارزه و مقاومت و هرگونه آثار مبارزه جویی در ادبیات سیاسی و جامعه شدند. نه فقط سازمان فدایی-اقلیت و سازمان گذشته، بلکه اساساً "مارکسیسم- لنینیسم" و "ایدوئولوژی" سیاسی مورد انکار قرار گرفته، دوران تاریخی و موجودیت امپریالیسم بمثابه اوج تکامل سرمایه داری به فراموشی سپرده شده، تروتسکیسم و سوسیال دموکراسی محافظه کار و بی ربط به شرایط ایران، به مبانی نظری جریانات غیرانقلابی که- صرفنظر از  انجام برخی عملیات نظامی ایذائی و این تحت شرایط الزامات زندگی در مناطق حوزه نفوذ دولت عراق-، دیگر کاری جز تفسیر وقایع و انشاء نویسی ساده نداشتند، فرا روییدند. طی بیش از 4 سال جنگ داخلی میان حزب دموکرات و کومه له و بروز درگیری مسلحانه درونی در سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت و فروپاشی آن در سال 1364- که خود طی سالهای 1360 تا مقطع فوق، تحت تسلط جریانی از نوع محافل بالا قرار گرفته بود-، توانمندی تشکیلاتی و اعتماد مردم به نیروی چپ بازهم تنزل یافته، و زمینه مراجعه به ادبیات چپ انقلابی، برای تجدید سازمان فکری جنبش کمونیستی بازهم دچار قهقهرا شد. از آن پس، سرخورده گی، شکست و فرار به خارج و تلاش برای سامان دادن به زندگی شخصی، و در کنار آن، فعالیت محفلی بازهم محدودتر و غیرجدی تر رواج یافت. این دوره شکست و سرخوردگی، با قتل عام گسترده زندانیان سیاسی در تابستان سال 1367، که آخرین بخش متشکل و بازمانده از نیروهای انقلاب بهمن را نابود ساخت، به اوج خود رسید.
 
در این دوره، که عمدتاً تا سال 1384 و آغاز جنبشهای اعتراضی توده ای محدود و سپس خیزش انقلابی 1388 را در بر میگیرد، بازهم جایی برای توجه به آثار کلاسیک چپ انقلابی ایران وجود نداشت. در دوره فوق، همچنان دو جریان محفلی و ضد مبارزه انقلابی راه کارگر و کومه له و انشعابات آنها و هر دو بر زمینه های فکری سوسیال دموکراسی محافظه کار و تروتسکیسم، بر فضای چپ محفلی در خارج از کشور، و جریانات کوچک و روشنفکری علنی لیبرال نیز بر فضای چپ روشنفکری داخل کشور مسلط بودند. تنها وقایع طوفانی سالهای فوق بود، که بتدریج عناصر چپ  مرعوب شده در برابر هوچیگری دسته جات ضدانقلابی بالا را به تکاپو و تلاش برای عرض اندام بمثابه یک نیروی اجتماعی در جامعه کشاند. در چنین شرایطی، در محیط اینترنت و از مجاری گوناگون و بدون رابطه با یکدیگر، توجه به تاریخ سازمان فدایی و آثار چپ انقلابی در دوره آن مطرح گشت. بویژه اینکه، بحثهای ملال آور، تکراری، سطحی، غیرمارکسیستی، مهمل بافیها و لحن لمپنی جریانات ضد فدایی، تحت عنوان نقد "سبک کار" و نقد "چپ سنتی" و نظایر آن، سر از دفاع آشکار و پنهان آنها از رژیم پهلوی در آورده، همچنین در سایه انشعابات مکرر در مکرر و کشمکشهای شخصی و کودکانه آنها نیز، این عبارت پردازیهای شبه روشنفکرانه جذبه کاذب سابق خود را بکلی از دست داده بودند.
 
دوره ای که هم اینک در آن قرار داریم، دوره مراجعه جامعه ایران بویژه نسل چپ جوان، به تاریخ  سیاسی معاصر کشور و تئوری و تجارب چپ انقلابی ایران در انقلاب بهمن است. بدون تردید، بر تارک بحثها و تلاشهای فکری این دوره، آثار ارزشمند بیژن جزنی خواهد درخشید. مطالعه خلاقانه آثاربیژن جزنی- و نه دریافت مکانیکی و بدون رابطه با شرایط مشخص کنونی-، قادر است چپ انقلابی کنونی را در داخل کشور، از مبانی نظری معتبری برخوردار نموده، راه ایجاد تشکل در صفوف این نیروی متکی بر سنتهای انقلابی را هموار سازد.
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در صورت امکان، شما میتوانید از این فعالیت با کیفیت بهتر و کمیت بیشتر، حمایت مالی کنید:  pouyane50@yahoo.de  


چهارشنبه، اردیبهشت ۱۱، ۱۳۹۲

قراگوزلوئیسم

 


جمشید
 
قراگوزلوئیسم- بمثابه تکامل طبیعی توده ایسم اسلامی در عصر بیکاری بازجویان اصلاح طلب 209  و دوران جا گرفتن قطعی اپوزیسیون خارج در حلقوم رفسن جانی و رئیس خانه کارگر!
 
درآمد! یا در آمد!
 
بمناسبت "یک می"؟؟!! (همان اول ماه مه مردم ایران!)، شرکت سهامی صنعت جمله سازی "مهندس موسوی" و "ننه جون کروبی" ("ما")، ضمن ریختن یک صندوق جنس تازه به بازار، بازهم به ارواح و اشباح اعلان جنگ داده است. به این مناسبت، تعریف دقیق تری از پدیده فوق برای مردم عاصی از روشنفکران عاری از صداقت ارائه میشود.
 
توضیح استاندارد بنقل از مهمترین لغتنامه سیاسی جهان، که در اعتراض به دور شدن کره ماه از کره زمین، فعلاً منتشر نمیشود!
 
قراگوزلوئیسم [اروپا: تعارفات توخالی ایرانی؛ خوابگاه امیرآباد: ملانصرالدینیسم؛ در شرکت واحد: لاشخوریسم!]؛ تکامل تئوری و پراتیک خرده بورژوازی مرفه اسلامی "عروج" کرده به مرتبت "لمپن- لیبرال- دلال" (LLD) دلارهای سبزه میدانی از یک طرف، و ناامیدی جنبش سهم طلبی بازجویان مظلوم دهه 60 و فرماندهان "جنگ جنگ تا پیروزی" در قبضه مجدد موقوفات ادارات و غنائم آکادمیک، از طرف دیگر است. این جهانبینی در همان حال، در زمینه تاریخی و با نگرش از "افق روشن" ارتفاعات زاگرس به دره های "گاپیلون" و "مالومه" و "چخماق"، نتیجه تکامل تو در تو و چند پوسته فلسفه دراز و ترحم انگیز "کائوتسکیسم- تروتسکیسم- خوجه ایسم- پول پوتیسم- نگهداریسم- روحانیسم- لمپنیسم- حکمتیسم- شارلاتانیسم- مازیاریسم- مدرسیسم- ابراهیمیسم- هالوئیسم- تقوائیسم- مهتدیسم- عشایریسم- آذرینیسم- جوادیسم- حسینیسم- حکیمیسم- شیشوانیسم- احمقیسم- توکلیسم- پایداریسم" محسوب میگردد.
 
ترشحات ناشی از معلولیت سیاسی صد در صدی فوق، پس از اتمام محتویات بشکه های مایعات سوخت "تئوریک" برای صرف عرق ریزی روزمره در خط تولید فحاشی علیه فدایی و شوروی توسط طیف پول پوتیست - مجاهد سابق از این ور، و عدم وجود فدایی و شوروی بعنوان بهانه ای برای فضل فروشیهای معاف از مالیات بمنظور بزک کردن بزدلی حرافان میدان "قهوه- سیگار- روزنامه" از آن ور، فوران کرده است. بدلیل بروز این مصیبت است که امروز، همه دسته جات کارگرنمای دهن بزرگان الاف مجازی، فئودالهای قوم پرست عشایر کارگرسوار، نهیلیست های چمباتمه زده در دکه های متنفر از زمین و زمان خط 3، "اکثریتی" های پکر از "آیت الله خامنه ای" نمک نشناس در کلاش سرای "اخبار روز"، سخنگوی اختصاصی خانواده رفسن جانی در دفتر "عصر نو"، شیادان مستقل صندوق خرت و پرت "گزارشگران"، معصومان ساکن دفتر اداره ممیزی "روشنگری"، دو رویان جارچی "آزادی بیان" برای کمونهای اولیه عشایر در حال زوال، و "کمیته مرکزی" مجاهدین سابق "مو خاکستری" تیپا خورده از شالگونی هفت سر و هزار پا، جزء سر و دست شکنان این ایدوئولوژی سریع السیر و سایت نورد فردیدی- سروشی هستند.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ