چهارشنبه، دی ۱۰، ۱۳۹۳

بيداد ظالمان شما نيز بگذرد



هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان! به نیکی خواهم دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

----------

مولانا سِیف‌ُالدّین ابوالمَحامِد محمّد فَرغانی، مشهور به سیف فرغانی،

فیلسوف و شاعر صوفی، متولد فرغانه، در قلمرو حکومت خوارزمشاهیان، که از طریق مکاتبه با سعدی نیز در ارتباط قرار داشته است. او در سال 1348 میلادی و در سن 80 سالگی، در شهر كوچك "آقسرا"  در جنوب شرقی ترکیه کنونی درگذشته است.

از سیف فرغانی بعنوان منتقد حکام زورگو نامبرده شده است. شعر او در بالا، از قرار، خطاب به مهاجمین و سلطه گران مغول سروده شده است. لشگریان مغول طی سه حمله به امپراطوری خوارزمشاهیان در فاصله سالهای 1219 تا 1256 میلادی، قلمرو این سلسله، از آن میان ایران آن اا د سس و از جمله ازبکستان کنونی را، به تصرف خود درآوردند.

جمعیت شهر فرغانه کنونی در ازبکستان طبق آمار سال 2010، 234700 نفر است.
منظره ای از اطراف فرغانه کنونی

آثار زیبای دستی هنرمندان امروز فرغانه ای

دروازه ورودی امروز فرغانه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

سه‌شنبه، دی ۰۹، ۱۳۹۳

اطلاع به بازدید کنندگان


بازدید کننده گرامی!

وبلاگ "دموکراسی اقتصادی"، با انتشار ترجمه و توضیح متن کتبی گزارش آغازین رئیس بانک مرکزی اروپا ماریو دراگی (Mario Draghi)، طی اولین کنفرانس مطبوعاتی او در ساختمان جدید بانک مرکزی اروپا در شرق فرانکفورت در روز 4 دسامبر- 13 آذر، تحت عنوان: "تشریح سیاست پولی و چشم انداز اقدامات مالی- اقتصادی اروپا"، در نشانی زیر به روز شده است:

--------------------

یکشنبه، دی ۰۷، ۱۳۹۳

"روشنفکر" خوشبخت و"توده" بدبخت!



صفی از مردم، که جمعیت آن به 12 هزار نفر تخمین زده شده، برای دریافت "آش نذری"، اربعین سال جاری در شیراز!

منبع: پیک نت؛ محافظه کار، اصلاح طلب


"روشنفکر" منتقد سرمایه داری و حتماً مدافع "سوسیالیسم" در تهران و در کنار خانه خود، شیک و مرفه و خوشبخت!

منبع: راه کارگر؛ "رادیکال" و "کمونیست"؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

دوشنبه، دی ۰۱، ۱۳۹۳

نتایج سیاست "حل مسئله ملی" ادعایی محفل "راه کارگر"!


صحنه ای از شرایط زندگی دهها هزار مردم فراری از شهر شنگال در کوههای اطراف این شهر

اکبر تک دهقان
1 دی 1393- 22 دسامبر 2014

در روز 3 اوت- 12 مرداد سال جاری، فرماندهان و پیشمرگان "اقلیم کردستان" عراق، بدون کوچکترین مقاومتی، حتی پیش از اتمام اولتیماتوم گله داعش، شهر شنگال (سنجار) واقع در شمال عراق را تخلیه کرده، به کوههای اطراف گریخته، و دهها هزار زن و بچه و پیر را به حال خود رها کردند. دسته جات وحشی گله داعش در پی آن، شهر 40 هزار نفری فوق را بسادگی اشغال کرده، بر طبق گزارشهای تاکنونی، هزاران نفر را به قتل رسانده و هزاران نفر از زنان شهر را نیز به بردگی گرفته و با خود برده اند. پیش از آن هم، دومین شهر بزرگ عراق، شهر موصل، مستقیماً هم مرز با اقلیم کردستان، توسط دسته جات بالا تصرف شده بود. شهر موصل، مرکز استان نینوا، دارای بیش از 2 میلیون و 880 هزار نفر جمعیت، و ساکنین آن، کرد، آشوری و عرب و ترکمن هستند. موصل یک شهر تاریخی و دارای ابنیه های ارزشمند و قدیمی بسیاری بود، که تماماً توسط مهاجمین وحشی ویران شدند.

رئیس دولت جریان "استقلال" طلب حاکم بر این بخش از کشور عراق، بعدها در توجیه عمل ننگین خود و تحویل دهها هزار مردم غیرنظامی به دسته جات آدمخوار نظیر طعمه ای برای بلعیدن، از عدم تقدم حفظ شهر شنگال برای این دولت، و اولویت تصرف شهر کرکوک در پی عقب نشینی نیروهای ارتش عراق، سخن گفت!


موقعیت دو شهر موصل و سنجار در شمال عراق

این، همه محتوای میزان اعتقاد جریانات قومی از هر نوع آن، در عراق و همچنین ایران، به حفظ و دفاع از حقوق شهروندان است. آنها جهان را از زاویه تنگ و احمقانه قومی و مناسبات ماقبل سرمایه داری می بینند، و توده مردم را در بهترین حالت، بعنوان "رعیت" و برده خود بحساب می آورند.


در این میان اما، محفل دو بهم زن و ورشکسته "راه کارگر"، برای سیاستهای جریان قومی دیگری از همین نوع، یعنی جریان پ.ک.ک-پژاک (PKK/PJAK)، آنهم در جامعه ایران، گلو پاره میکند.*1 از نظر "راه کارگر"، جریان (PKK/PJAK) در حال "حل مسئله ملی کرد" در خاورمیانه بوده، و پروژه سیاسی آن، الگویی برای "حل مسئله ملی" ادعایی "راه کارگر" و حاشیه ضد مردمی و بیرحم آن، یعنی جریان اینترنتی "اتحاد فداییان کمونیست" (باند یدی شیشوانی) هم محسوب میگردد- گروه اخیر، حتی بتازگی با تبلیغ احتمال بروز "جنگ داخلی" در ایران و در روند "حل مسئله ملی" کذایی آن، عادی سازی فکر "جنگ داخلی" و عادت دادن مردم به مفاهیمی از این نوع را آغاز کرده است! این صحنه گردان سایت اصلاح طلب و مواجب بگیر "پیک ایران" و مبلغ قساوت گله های داعش، در آخرین تبلیغات ارتجاعی خود تحت عنوان "ریگای گل 76"، وقاحت را به اوج خود رسانده، از "حق جدایی" استانهای ایران و "تشکیل دولتهای مستقل ملی" نوشته است!

آقای محمدرضا شالگونی بجای "نَقِل گویی" های ملانصرالدینی در "رادیو سپهر" خود، و "جا انداختن" مسئله "حق تعیین سرنوشت" و "حق جدایی" استانها بشیوه "خودمانی"، باید نظیر یک فرد سیاسی جدی و بزرگسال، در سمینارها و تماسهای نزدیک با انسانهای زنده و سایر جریانات اپوزیسیون، حداقل در خارج از کشور، طرحهای ضد دموکراتیک و ضد کشوری خود را توضیح داده، دیگران را از این طریق، قانع و یا حداقل مطلع کند. پنهان شدن در پس یک رادیوی اینترنتی و اطلاعیه های مجازی و دفاع از استراتژی سیاسی جریان پ.ک.ک (PKK)، نشان دهنده آگاهی خود او به ماهیت خانمان برانداز طرحهای مورد اشاره و روشهای توطئه گرانه پیشبرد چنین سیاستهایی است- سیاستهایی که تحقق آنها، برای میلیونها نفر مردم ایران، جز مرگ و ویرانی و آوارگی، هیچ نتیجه دیگری بدنبال نخواهد داشت.
--------------------
توضیحات

*1- به آخرین اطلاعیه مضحک جریان سرکوبگر پ.ک.ک- پژاک (PKK/PJAK) در موضوع اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان ارومیه، توجه کنید. این الگوی سیاسی کنونی "راه کارگر"، مردم اسیر و درمانده ایران را در روز روشن و نظیر یک گپ ساده، به "جنگ داخلی" تهدید میکند: 

هشدار تند پژاک به ایران: حضور نظامی در برابر زندان اورمیه منجر به بروز جنگ داخلی می‌شود

فرات  21.12.2014 19:31:31


- محفل "راه کارگر" در آخرین اطلاعیه آن پیرامون اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندان ارومیه، در داخل متن، از "استان اورمیه" نام برده است- البته طوری که بتوان آن را تحت عنوان یک اشتباه و اقدام سهوی هم، ماست مالی کرد! اما اگر در سیاست تبلیغاتی این جریان بنفع "پ.ک.ک" و "پژاک" دقت شود، و اینکه جریانات قومی فوق و برخی دیگر در ایران، نه از "استان آذربایجان غربی" و نه از "ارومیه"، بلکه جریانات قومی ترکی از "اورمیه" و جریانات قومی کردی از "استان ارومیه" مینویسند، در اینصورت نحوه نگارش اطلاعیه راه کارگر، معنای سیاسی واقعی خود را بروز میدهد.

با "اورمیه" نامیدن شهر "ارومیه"، "راه کارگر" گوشه چشمی به قوم گرایان ترک در آذربایجان نشان میدهد. در همان حال، با نفی تقسیم بندی کشوری "استان آذربایجان غربی"، به قوم گرایان کرد چراغ سبز نشان میدهد! از آنجایی که اما قوم گرایان کرد، هم اکنون از نظر محمدرضا شالگونی نیروی قوی تری هستند، پس آنها در دریافت علامت چراغ سبز در تقدم قرار میگیرند- حتماً بعدها که مسئله رفراندوم برای جدایی آذربایجان از ایران مطرح شود، میتوان با "کردها" در این استان، به یک راه حل سازشکارانه دست پیدا کرد!

در این اطلاعیه و عبارت "شورای تأمین استان اورمیه":


در موضوع "تغییر نام استان آذربایجان غربی"، به این نشانی سری بزنید. این افراد از موضع قوم گرایان متعصب کرد، خواهان تبدیل نام این استان به "استان ارومیه" هستند:

"اگر استان ارومیه با وجود 5 شهرستان 100 درصد کورد زبان(سردشت مهاباد بوکان اشنویه پیرانشهر) و درصد بالای کورد زبانهای دیگر شهرستانهای این استان اسم آن نباید مختص به کوردها باشد,پس چطور باید اسم استان مختص به اقلیت ترک زبانها باشد,ترک زبانهایی که به گفته همه تاریخ شناسان و تاریخ نگاران جهان,تاریخی چند صد ساله بیشتر در این مناطق ندارند.
این استان و این مناطق به گواه تاریخ و پیشینه,خواستگاه و اسکان اولیه کوردها بوده و میماند".
خبری مربوط به بهره برداری از یک معدن طلا در تکاب؛ شیوه انعکاس آن در یک سایت قومی آذربایجانی:
انعکاس خبری در سایت کردستان مدیا متعلق به حزب دموکرات کردستان ایران، پیرامون کار در معادن طلا در تکاب در "استان ارومیه"!
در موضوع "ارومیه" و یا "اورمیه" به این منبع نگاه کنید:

"استان اورمیه" آقای شالگونی، فعلاً ایجاد نوعی سازش بین دو جریان قومی کردی و ترکی را بنمایش میگذارد، تا بعد!

- پیش از این در رابطه با موضوع فوق:



ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

سه‌شنبه، آذر ۲۵، ۱۳۹۳

بخاطره مادری مقاوم از تاریخ فدایی، مادر ترگل!



اکبر تک دهقان
25 آذر 1393- 16 دسامبر 2014

براساس خبری که یکی از اعضاء سابق سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت، مهدی سامع، بتاریخ 24 آذر 1393- 15 دسامبر 2014، در یکی از سایتهای خبری منتشر نموده، مادر رفقای فدایی هوشنگ ترگل و خسرو ترگل، از اعضاء مؤسس جریان کمونیستی "گرو آرمان خلق" و کادرهای اولیه سازمان چریکهای فدایی خلق ایران، در تاریخ 19 آذر 1393 در تهران و پس از طی یک دوره طولانی بیماری درگذشته است. مراسم خاکسپاری مادر ترگل در روز جمعه 21 آذر، با حضور جمعی از دوستان و آشنایان و فعالان سیاسی- اجتماعی، برگزار شده است. لحظه احساس اندوه مرگ مادر ترگل اما در همانحال، لحظه یادآوری قهرمانی فرزندان شجاع او و نسل پیشتار گذشته هم هست.

رفیق هوشنگ ترگل همراه با 4 نفر دیگر از "گروه آرمان خلق"، رفقا: همایون کتیرایی، بهرام طاهرزاده، ناصر کریمی و ناصر مدنی، در روز 17 مهر سال 1350، پس از تحمل شکنجه های غیرقابل تصور جانیان ساواک، به جوخه اعدام سپرده شد. رفیق حسین کریمی نیز از همین گروه، پیش از اعدام رفقای خود، در زیر شکنجه های هولناک مأمورین ساواک جان می بازد. برادر دیگر رفیق هوشنگ، رفیق خسرو ترگل و از کادرهای اولیه سازمان، در خرداد سال 1354، در تهران، به جوخه اعدام سپرده میشود.

رفیق هوشنگ ترگل در جریان نمایش بیدادگاه رژیم پهلوی در سال 1350، با صراحت بیمانندی از فعالیتهای مبارزاتی خود علیه رژیم ضد مردمی حاکم و مبانی نظری مارکسیسم- لنینیسم دفاع کرد.*1


برای مادر ترگل ها، نمونه یک مادر نجیب و صمیمی ایرانی، این حادثه اما، سرنوشت زندگی آینده او را هم رقم زد. مادر ترگل، بیش از 30 سال، هر هفته در روز جمعه، در قطعه 33 گورستان بهشت زهرا حضور یافت، و ساعاتی را با خاطره فرزندان شجاعش گذراند. او طی تمام سالهای پس از قتل فرزندانش، در فعالیت ها و مبارزات خانواده های جانباختگان و زندانیان سیاسی در دو رژیم درنده خوی حاکم شرکت نموده، مروج روحیه مقاومت و تسلیم ناپذیری در برابر قاتلان فرزندان مردم ایران بود.

رژیم پهلوی، فرزندان مادر ترگل را در اوج دوران جوانی و شکوفایی زندگی آنها از او گرفت، اما جنایات بزرگ آن علیه مردم ایران نیز بی پاسخ نمانده، در آتش قیام بزرگ 22 بهمن سال 1357، نظام سلطه گری ضدمردمی آن به خاکستر مبدل شد. 

مادر ترگل، همراه با مادر رفیق بیژن جزنی، نویسنده و پژوهشگر ناصر زرافشان و همراهی از بستگان رفیق بیژن، روز 29 فروردین 1386، گورستان بهشت زهرا

"برفی سنگین تمام شهر خفته را به رنگ لباس عروس سفید کرده بود، ولی از شادی و نشاط خبری نبود. نکبت ترس و خفقان بر گستره خانه بزرگ ما خیمه زده بود. هیچ صدای اعتراضی نبود. روحیه بی اعتمادی در فضا موج میزد. چاپلوسی و ریا به بقا و دوام استبداد یاری می رساند. زندگی یکنواخت و تکراری مردم، بی حرکت و خاموش زير سلطه فقر و سرکوب جریان داشت. اين سيمای جامعه ما در سالهای دهه 40 بود. شرايطی که سرکوبگری های ديکتاتوری شاه و شکست مبارزات پيشين رکود و خمود را بر جامعه حاکم کرده بود.

در چنین شرایطی بود که رفقای "آرمان خلق" تلاش خود را آغاز کردند، آموختند، خروشیدند و جان بر سر آرمانشان که رهایی "خلق" در بند بود، نهادند."*2
--------------------
*1- دفاعیات رفیق هوشنگ ترگل در بیدادگاه رژیم پهلوی در سال 1350:

*2- در معرفی گروه آرمان خلق، نوشته ای از سعید آرمان (برادر رفیق ناصر کریمی):

مطلب فوق همچنین در این منبع:

- به یاد ستارگان گروه آرمان خلق
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

دوشنبه، آذر ۲۴، ۱۳۹۳

اعتراض به فرامین سازمان پ.ک.ک (PKK) خطاب به مردم ایران!


اکبر تک دهقان
24 آذر 1393- 15 دسامبر 2014

جریان "پژاک/پ.ک.ک (PJAK/PKK)"، همانگونه که در آخرین نشست کمیته مرکزی آن اعلام کرده است،*1 اقدامات عملی برای راه انداختن حکومتگری قومی تحت عنوان "خودمدیریتی" خود در استانهای غرب ایران را آغاز میکند. 

در تاریخ 10 دسامبر 2014- 19 آذر 1393، جریانی تحت عنوان "فرماندهی قرارگاه مرکزی یگان های مدافع شرق کردستان"، بطور خلاصه: "ی.ر.ک YRK"، اطلاعیه ای پیرامون سیاستهای رژیم اسلامی در منطقه خود خوانده این جریان یعنی: "شرق کردستان"، در سایت "خبرگزاری فرات"، نزدیک به "حزب کارگران کردستان (PKK)"، منتشر کرده است. مطلب منتشره، نه اصل اطلاعیه، بلکه نقل غیرمستقیم آن از سوی "خبرگزاری" فوق یا نهادی دیگر بوده، منبعی برای دریافت کامل اطلاعیه هم معرفی نشده، و تاریخ و محل صدور آن نیز روشن نیست.*2

اطلاعیه مزبور براساس قرائن تاکنونی، متعلق به جریان "پژاک" سابق و "جامعه دموکراتیک و آزاد شرق کُردستان- کودار" امروز، یا هر دو هم اینک موجود، است. سازمان "پژاک" در امریه خود، ضمن طرح نکاتی بی ربط و دلبخواهی در موضوع علل و ماهیت سیاستهای سرکوبگرانه رژیم اسلامی، دست به صدور دستورات سیاسی و قضایی برای مردم ایران و تهدید شهروندان استانهای غرب کشور به "بازداشت و محاکمه" توسط این سازمان زده است!

نویسنده اطلاعیه "پژاک"، که گویا وقعی به شعور مخاطب خود نمیگذارد، مدعی میشود، "رژیم ایران از شرایط زمستانی به عنوان فرصتی برای تسریع در روند احداث پایگاههای نظامی در روستاهای مریوان ، اورمیه ، جوانرو و شاهو و دالاهو استفاده میکند." معلوم نیست، براساس چه شواهدی چنین ادعایی مطرح گشته، و رژیم اسلامی که بدون هیچ مزاحمت جدی بر همه مناطق غرب کشور مسلط است، چه نیازی به پناه بردن به "زمستان"، برای تأسیس پایگاههای کنترل و سرکوب خود در این مناطق دارد؟! "پژاک" سپس این اقدام احتمالی رژیم اسلامی را "تعاملی خطرناک"؟! نامیده، و به "یاد آوری آنکه کردها در چهار بخش کردستان عموما در حال مقاومت برای دفاع از اتحاد ملی و آزادی و کرامت خویش هستند"، میپردازد. سایت خبرگزاری فرات، که باید اصل اطلاعیه را رؤیت نموده باشد، اضافه میکند: "این بیانیه مبارزه و مقاومت کوبانی و شنگال و حضور نیروهای گریلا در مناطق مختلف کردستان را نشانه ای تغییر شرایط گذشته توصیف می کند ولی تأکید دارد با این وجود هنوز رژیم ایران از منافع کوچک خود منصرف نشده و سیاست هایی اشغالگرانه در عرصه های گوناگون اعمال می کند."؟! سیاستهایی اشغالگرانه در عرصه های گوناگون ... ؟؟!!

ادعای نویسنده اطلاعیه، مبنی بر اعمال "سیاستهای اشغالگرانه" رژیم اسلامی در استانهای غرب کشور، ربطی به واقعیت ندارد- نویسنده گویا هنوز مطلع نیست که در جهان، کشوری بنام "ایران" وجود دارد، که اتفاقاً نظیر هر کشوری، دارای مناطق غربی و شرقی و شمالی و جنوبی است، که رژیمی در سرکوب و جنایت فوق حرفه ای، 36 سال است، همه زوایای آن را، کردستان و کوه و دره و مناطق مرزی که جای خود دارد، کنترل میکند!

سیاستها و اقدامات رژیم اسلامی، از روز استقرار جنایتکارانه آن توسط "نهضت آزادی"، نیروهای "ملی-مذهبی" و با حمایت فعالانه قدرتهای امپریالیستی، که امروزه "پژاک" از آنها سلاح و بمباران هوایی طلب میکند، همواره سیاستی سرکوبگرانه و ضدمردمی نسبت به همه مردم ایران بوده است. جانیان حاکم، در بربرمنشی علیه شهروندان کشور، هیچ تفاوتی میان یک بندرعباسی و مازندرانی و اهوازی و تبریزی و مریوانی و قوچانی و زاهدانی قائل نشده، به این اعتبار، نمیتوان از سیاستی جداگانه و گویا "اشغالگرانه" در استانهای غرب کشور، سخن گفت. اطلاعیه نویس "پژاک"، حضور آدمکشان اسلامی در کرمان و اصفهان و بوشهر را موضوعی عادی و احتمالاً منطقی، اما استقرار همین دسته جات ضدمردمی را در استانهای کردستان و آذربایجان غربی، بعنوان "سیاستهایی اشغالگرانه" معرفی میکند!

اطلاق عنوان "اشغالگرانه" به حضور نیروهای ارتش منظم حکومت اسلامی در استانهای غرب کشور، از درکی نادرست، و تلقیات دلبخواهی و عشیره ای این سازمان ناشی شده است. رژیم اسلامی در ایران، رژیم طبقات حاکمه و صاحب امتیاز کشور ایران سرمایه داری، با هر زبان و مذهب و محل سکونت است، و استقرار واحدهای مسلح رسمی و کارکنان ثابت دستگاههای دولتی آن در هیچ بخشی از کشور، اقدامی "اشغالگرانه" نیست! اتفاقاً کشور عراق و نیروهای حاکم بر آن، همچنین در شهرهای کردستان عراق، که جریان "پژاک" هم بشیوه فرصت طلبانه ای در آن ذینفع شده، مؤید حضور "اشغالگرانه" قدرتهای خارجی به معنای سیاسی و نظامی آن است. با استدلال سطحی "پژاک"، معلوم نیست، چرا حضور ارتش آمریکا در مناطق مختلف ایالتهای متعدد آن، که بعضاً در آنها، انواع "اقلیت" های نژادی و زبانی ساکن هستند، اقدامی "اشغالگرانه" نیست؟! اما آنچه که در اینجا، در نقد کوتاه اطلاعیه این جریان گفته شد، هنوز چیزی از اصل ایراد وارده به موضع گیری سازمان "پژاک" بیان نکرده است.

خطابیه "پژاک" پس از ادعای بدون امکان اثبات، مبنی بر تأسیس پایگاه های نظامی جدید از سوی ارتش حکومت اسلامی در روستاهای اطراف شهرهای ذکر شده، بازهم بدون هیچ سند و مدرکی، "از تلاش رژیم ایران برای کشف محل استقرار نیروهای گریلا توسط افرادی که تحت نام شکارچی به مناطق کوهستانی اعزام می کند خبر" میدهد. پس، همه داستان خودساخته و یا اغراق شده گذشته، باید به این مسئله ختم میشد، که رژیم اسلامی، افرادی را تحت عنوان "شکارچی" به کوهها اعزام کرده، تا نیروهای مسلح این سازمان را شناسایی کنند!

رژیم اسلامی، بدبختانه، با قدرت بر همه ارکان جامعه، از آنجمله بر مناطق غرب کشور حکم می راند. این رژیم جانی با وجود اینهمه بودجه و امکانات بی حساب و کتاب، اخیراً هم بکارگیری پهپادها در فعالیتهای شناسایی هوایی، نیازی به استخدام "شکارچی" و اعزام آنها به کوهستانها ندارد. واحدهای اطلاعاتی همه ارگانهای نظامی و شبه نظامی آن، طی 36 سال سلطه گری خونین، همه راههای کسب اطلاعات و شناخت مناطق فرضی رفت و آمد نیروهای مخالف خود را بدقت می شناسند. مگر در مناطق غرب کشور، چه میزان مخفیگاه در کنار شهرها و روستاها وجود دارند، که هم امکان مخفی شدن تا انجام یک عمل نظامی و یا پس از آن را، هم تأمین تدارکات و آب و غذا، و هم عقب نشینی بموقع را برای "نیروهای گریلا" امکانپذیر کنند؟! از سال 1367 تاکنون، تقریباً هیچ عملیات نظامی از سوی جناحهای مختلف حزب دموکرات کردستان ایران و کومه له صورت نگرفته، و این مسلما، بر وسعت اطلاعات نیروهای امنیتی حکومت اسلامی و قدرت انجام و تأثیر عملیاتهای نظامی آن، افزوده است.

اطلاعیه "پژاک" پس از تعیین "شکارچی" از سوی ارگانهای سرکوب رژیم برای شکار افراد مسلح آن، دست به ابراز شاهکار اصلی خود زده، و در انتها اعلام میکند:

"ی.ر.ک به این دلیل حضور شکارچیان و شکار را در نواحی روستائی مریوان ، اورمیه ، جوانرو ، شاهو و دالاهو ممنوع اعلام کرده و می گوید با توجه به تدابیر امنیتی اتخاذ شده افراد خاطی بازداشت و محاکمه می شوند."

درست خوانده اید! "پژاک" یا "پ.ک.ک"، عمل "شکار" حیوانات را در نواحی روستایی 4 شهر از سه استان غرب کشور، یعنی از ارومیه تا دالاهو، "ممنوع اعلام کرده،"، و مردم ساکن شهرها و روستاهای مناطق فوق را هم پیشاپیش "خاطی" اعلام نموده، تهدید به "بازداشت و محاکمه" آنها میکند؟!

اینکه آیا "شکار" حیوانات، اقدامی پسندیده یا ناپسند است، مسلماً موضوع اطلاعیه "پژاک" و نقد آن در اینجا نیست! تصمیمات مردم ساکن یک منطقه، پیرامون مجاز بودن و یا غیرمجاز بودن  شکار هم، موضوع بحث در اینجا نیست. بلکه موضوع این است، که  یک سازمان سیاسی، که خود شعبه ای از یک سازمان سیاسی در یک کشور دیگر است، برای مردم ایران، که اسیر سلطه گری ضد انسانی یک رژیم بربرمنش هستند، قانون وضع کرده، شهروندان کشور را در صورت تخطی از فرامین خود، تهدید به "بازداشت و محاکمه" میکند!

اقدام ارباب منشانه و غیردموکراتیک "پژاک/پ.ک.ک"، در تهدید و تحکم به مردم تحت گروگان رژیم اسلامی، بهیچوجه اقدامی ابتداء به ساکن نیست- قبل از همه، چنین برخوردی از ماهیت غیردموکراتیک این جریان ناشی میگردد. برای این سازمان، مردم ایران در غرب کشور، موضوعی بنام "خلقمان" یعنی رعیت "مان" محسوب شده، این حزب نیز بطور اتوماتیک، "حزبمان" یعنی مالک این "خلق" فرض شده، و یک زندانی سیاسی ترکیه ای در جزیره امرالی در دریای مدیترانه، که تاکنون چندین بار هم ضمن تغییر مواضع سیاسی خود، پرت و پلا و بعضاً عجیب و غریب گفته، به موقعیتی آسمانی ارتقاء داده شده، بعنوان "رهبرمان"، به مردم مهاباد و ارومیه و سنندج و کرمانشاه، تحمیل میشود. روشن است، در چهارچوب چنین دیدگاه دیکتاتور منشانه ای، وضع قوانین برای مردم و تهدید آنها به مجازات، باید امری عادی تلقی گردد.

برخورد جریان بالا در اینجا، یادآور اقدامات سرکوبگرانه و بعضاً وحشیانه "پ.ک.ک (PKK)" در کشور ترکیه و یا در کشورهای اروپایی است. این سازمان بی اطلاع از زندگی غیرنظامی و بی اعتناء به حقوق مردم، براساس شواهد مسلم و اطلاعات مکرر، طی سالها، دست به ترور و قتل روستاییان کرد در ترکیه، حتی قتل معلمان ترک مدارس روستایی، صرفاً به ظن همکاری آنها با ارتش و یا پلیس ترکیه، میزد. عناصر این جریان، در موارد دیگری، سربازان غیرمسلح ترک را، در لباس غیرنظامی و در حال بازگشت از مرخصی، حتی تا بیش از 10 نفر در یک مورد، به بیرون از اتوبوس کشانده، به گلوله بسته و بعضاً نیمه جان، در همان محل رها میکردند. سازمان پ.ک.ک (PKK) همچنین در موارد متعددی، جداشده گان از این سازمان را تنها به دلیل مخالفت جدی سیاسی با روشهای حاکم بر آن به قتل رسانده و یا تهدید به مرگ کرده، در چندین مورد دیگر نیز، با پرتاب نارنجک و مواد آتشزا به سوی محل کسب و کار شهروندان ترکیه در کشورهای اروپایی، از آن میان در آلمان، آنها را به قتل میرساند. جریان مذکور در دهه 90 میلادی، در چندین تهاجم تروریستی محض، توریستهای عمدتاً کم درآمد اروپایی را در سواحل شهرهای تفریحی ترکیه مورد تهاجم قرار داد، که موجب کشته، زخمی و معلول شدن دهها نفر گردید. این سازمان همچنین در مواردی، به گروگان گیری توریستها و کوهنوردان و گردشگران اقدام میکرد. برخورد سرکوبگرانه این گروه امروز با مردم ایران در غرب کشور را، باید بمثابه حلقه ای از زنجیره رفتارهای ضد دموکراتیک برشمرده و موارد ناشناس مانده بحساب آورد- حتی اگر چنین سیاستی، با عنوان فریبنده و دلبخواهی "خودمدیریتی توده ها" آذین شده، با استفاده نابجا از شرایط مقاومت مردم و رزمندگان در شهر کوبانی مطرح گردد.

در پاسخ به صدور دستورات ارباب منشانه این گروه غیرمسئول، باید متذکر شد:

1- یک حزب سیاسی در اپوزیسیون، نمیتواند، در یک قضاوت کلی و بدون هیچ دلیل و مدرکی، مردمی را که از سر تفریح و یا نیاز به "شکار"، به کوهها و اطراف شهرها و روستاهای خود میروند، به عناصر سرکوبگر رژیم منتسب کرده، آنها را جاسوس و عامل حکومت بنامد.

2- یک حزب سیاسی، که رهبر آن در کشور ترکیه زندانی است، و خط و مشی آن نیز ناشی از تاریخ سیاسی معاصر همان کشور بوده،  عناصر آن هم اینک در کشور عراق زندگی میکنند، و هر از گاهی با پول و اسلحه این دولت منطقه ای و یا آن قدرت جهانی، دست به انجام عملیات ایذایی بی دلیل و زیانبار در داخل ایران میزند، حقی برای قانونگذاری آمرانه برای مردم و کشور ایران ندارد- حتی در شرایط مبارزه این سازمان با سلطه یک رژیم ددمنش بر این کشور!

3- یک حزب سیاسی، نمیتواند، خاطیان فرضی را به اعمال "مجازات" تهدید کند! چنین اقدامی، تنها از قدرتی ساخته است، که جزئی از شرایط زندگی مردم بوده و از سوی اکثریت ساکنین محل، حق انجام قضاوت حقوقی و اعمال مجازات مصوب، از طریق یک مکانیزم دموکراتیک، به آن محول شده باشد- شرایط و موقعیت "اتحادیه میهنی کردستان عراق- یه که تی"، در حوزه تحت نفوذ آن در مناطق کوهستانی اطراف شهر سلیمانیه عراق در دهه 80 میلادی، نمونه ای واقعی در این رابطه است.

4- "پژاک/پ.ک.ک"، سازمانی متعلق به جامعه ایران نبوده، ریشه در تاریخ سیاسی معاصر کشور نداشته، با جنبشهای انقلابی و طبقات اجتماعی در جامعه ایران، منافع، علائق، فرهنگ، روحیات، عادات، و احساسات مشترک ندارد. چه بسا وقت آن است، که این سازمان به این موضوع بپردازد، که ضروری است، فعالیت سیاسی در ایران را به احزاب خوب و بد اپوزیسیون ایرانی واگذار کرده، خود را بر مسائل ترکیه و یا سوریه متمرکز نماید.

تحکم "پژاک/پ.ک.ک" در موضوع بالا اما، فقط با ماهیت سیاسی غیردموکراتیک و تاریخ گذشته این جریان، که مسئله ای کلی است، قابل توضیح نیست. بلکه باید چنین اقدامی را در سایه شرایط سیاسی ویژه کنونی منطقه، و چاپلوسی محافل ورشکسته و آبروباخته ایرانی در خارج از کشور برای این سازمان در موضوع "خودمدیریتی" قومی آن در شهرها و روستاهای خالی از سکنه شمال سوریه هم، درک کرد. "پژاک/پ.ک.ک"، به چنین رفتار نادرستی روی نمی آورد، اگر افراد و جریاناتی نظیر محفل رسانه ای "راه کارگر"، برای سیاستهای صرفاً با انگیزه های قومی این سازمان، در درون جهنم جنگ داخلی سوریه و نابودی زندگی میلیونها مردم، هورا نمی کشیدند، و خود را به سطح "هوادار" یک گروه بی اطلاع از چهارچوب اقتصادی- اجتماعی جوامع کنونی، تنزل نمی دادند. کسی که امروز، به الگوهای سیاسی "پ.ک.ک" روی می آورد، در اولین گام، همه تجارب تاریخ سیاسی معاصر ایران، و مبارزات مردم و سازمانهای سیاسی دموکراتیک کشور خود را، انکار کرده، به هیچ و پوچ مبدل میسازد.

برای جامعه ایران و بیش از صدسال کشاکش میان جنبشهای دموکراتیک مردم و دیکتاتوریهای تروریستی پهلوی و اسلامی، حکومتگری فامیلی بشیوه "پژاک/پ.ک.ک"، نه فقط هیچ دستاورد مثبتی بهمراه نخواهد داشت، بلکه از یک جنبه سرنوشت ساز حتی، یعنی سوق دادن کشور به باطلاق جنگهای قومی، بمراتب غیرانسانی تر و هولناک تر از وضعیت فعلی خواهد گشت. مردم ایران بعد از 36 سال تحمل بربرمنشی رژیم اسلامی، مطمئنناً به تنها چیزی که بهیچوجه نیازی ندارند، "سیاست ورزی" و اداره کشور از نوع "پ.ک.ک (PKK)" است!
--------------------  
توضیحات

- فونت درشت و خط کشی از وبلاگ "بازسازی" است.

*1- در مطلب زیر، پیرامون مصوبه کمیته مرکزی این سازمان بحث میشود:

محکومیت دخالت زیانبار جریان PKK در اوضاع حساس غرب ایران!
28 اکتبر 2014- 6 آبان 1393

*2- هشدار ی.ر.ک: حکومت ایران به احداث پایگاههای نظامی جدید در کردستان پایان دهد
خبرگزاری فرات  10.12.2014

در همین رابطه در این وبلاگ:

تصویری از جهنم "خودمدیریتی" محفل راه کارگر!
7 آذر ۱۳۹۳
مردم ایران، «نیروهای چپ ترک، کرد و فارس»، نمی شناسند!
23 مهر ۱۳۹۳
نگاهی به سیاست کنونی پژاک
29 تیر 1388 – 20 ژوئیه 2009
ستمدیده گان فراموش شده!
21 شهریور ۱۳۸۸
گفتگو با پدر زینب جلالیان
12 دسامبر2009- 21 آذر 1388
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ