همبندی سابقم «بهاره هدایت» در استودیوی مُجازی که جمهوری اسلامی در تهران در اختیارش قرار میدهد مینشیند و با سلطنتطلبان اعلام همبستگی میکند.
[بهاره هدایت] با تحریک حس ناسیونالیستیِ مردمی که به سبب زیستن در سایهی حکومتی دینی، هرگونه تمایلات ملیگرایانهشان تحقیر شد به تخریب نیروهای انقلابی برمیخیزد و با نادیدهانگاریِ مخالفان [دموکراتیک و واقعی] رژیم، اپوزیسیون را به جریان سلطنتطلب تقلیل میدهد.
ما و آنان [یعنی سلطنت طلبان] همیشه با هم تفاوت داشتیم. آنان پیش از این نیز در تشکلهای مُجاز دانشجویی و حزبی فعالیت میکردند. عضو دفتر تحکیم وحدتی بودند که توسط روحالله خمینی و با اشارهی او کلید خورد و همیشه بر سفرهای که رژیم برایشان پهن کرد، نشستند و پای در رکابِ قاتلان دههی شصت که بعدها با عنوان اصلاحطلبان اعلام موجودیت کردند، به کار سیاسی در جهت حفظ رژیم کوشیدند.
[آنها] مانند ما در خانهی خود بیگانه نبودند. [بلکه] در [شرایط] اختناق موجود مُجاز به ثبت تشکیلات و تاسیس حزب بودند و امکان کار سیاسی همیشه برایشان مهیا بود.
اما ما از محذوفین و مطرودین هستیم. در جریانات حکومتی استحاله نشدیم و شرف را به بهای سهمی از گوشهی میزی که رژیم تدارک دید رها نکردیم و بهای ایستادگیمان را با طرد شدن از محافل مُجاز پرداختیم.
مردم فریب نمیخورند و به یاد میآورند.
اصلاحطلبان بعد از دی ۱۳۹۶ پایگاه اجتماعی خود را برای همیشه از دست دادند. بیست سال تلاشِ فرزندان خاتمی نافرجام ماند و احزاب اصلاحطلب منحل و دفاترشان تعطیل یا به متروکه بدل شدند و اصلاحطلبان قدرت قانعکنندگی قبل را از دست دادند.
اصلاحات علاوه بر از دست دادن اقبال مردمی از درون [نیز] ریزش کرد و جز بدنهای نحیف از آن باقی نماند و نمیتواند مثل [دوره های] قبل ناجیِ رژیم باشد. آن هم در شرایطی که رژیم در سراشیبی سقوط است و دیگر نمیتوان با گشودنِ راه و روزنه و بدون داشتن نیروی پیاده به نجات نظم موجود و حفظ نظام کوشید.
نیاز به سیاهی لشکر است. برای حفظ ساختار قدرت. برای نجات اقتدارگرایی. بحث بقا و نابودیِ سیستم است و حفظ ساختار قدرتی که حاضر است در خود استحاله شود. لباس و کلامش را تغییر دهد. شعارهایش را عوض کند، ولی بماند.
پس [از دید این دو نیرو] باید ائتلاف کرد و این ائتلاف میان نیروهایی که ساختارهایی مشابه دارند شکل میگیرد. میان اصلاحطلبان و سلطنتطلبان. هردو در پی احیای قدرتی مطلقه و خواهان اقتدارگرایی. اقتدار اصلاحطلبان را در دههی شصت تجربه کردیم. نیروی امنیتی، قضائی و نظامیِ در خدمتشان و اقدامات فرهنگیشان را زیستیم؛ و با سلطنتطلبان فارغ از پیشینهی تاریخی استبدادیشان، با برنامههایی برای احیای ساواک و شعارهایی ارتجاعی و حذفی که گویای خاستگاهی از رسیدن به جامعهای تکصداست، آشنا هستیم.
نمیتوان بدون توضیحی در مورد شباهتهای «ولایت فقاهتی» و «ولایت سلطنتی» از دامن این ملعون به آغوش آن گُجسته پناه برد و با ایجاد فضایی سانتیمانتال و نفیِ فضای [مبارزه] انقلابی و تخریب یا نادیدهانگاریِ انقلابیون به انتظار فروپاشی نشست. در قیاس میان مذهب و ملیگرایی [ارتجاعی] نمیتوان به استفادهی حاکمان از ابزارهای ایدئولوژیک (مذهب و ناسیونالیسم) برای تحکیم قدرت و مشروعیت خود اشاره نکرد و فراموش کرد حاکمانِ اقتدارطلب برای تاسیس و حفظ قدرت خود به یکی از این دو عامل متکی هستند.
«مثلث قدرت» و اتکای حاکمان بر نیروی نظامی و نیروی مذهبی را، که در گذر زمان به اتکای حاکمان بر نیروی نظامی و ناسیونالیسم تغییر کرد؛ و بهرهای که دیکتاتورها از مذهب یا ناسیونالیسم برای تحکیم قدرت و تهییج توده [مردم] بردهاند را از یاد نبریم. ناآگاهانه کمک کردن به شکلگیری اقتداری دیگر، مسئولیت سنگینی به عهدهمان میگذارد و چنانچه آگاهانه بر طبلی این چنین بکوبیم، جز اپورتونیسم و بهره بردن از حس تحقیر شدهی مردمی تحت ستم، هدفی نداریم.
بذری که محمدرضا پهلوی کاشت و ائتلافی که همواره با نیروهای مرتجع مذهبی داشت، به حذف نیروهای مترقی و پیشرو انجامید و به قدرت گرفتن اسلامگراها و حکومت آخوندی ختم شد.
جوانان انقلابی ایران، برآمده از بذری هستند که به واسطهی بیش از یک قرن مبارزه علیه ستم و استثمار در ایران کاشته شد؛ و هریک حلقهای هستند در زنجیر مبارزانِ راه آزادی. جوانان انقلابی ایران اقتدار و استبداد را در هیچ چارچوب و لباسی بر نمیتابند و جملات قصار روشنفکران فرصتطلب [آنها را] از مسیر مبارزه با اقتدارگرایی خارجشان نمیکند.
گلرخ ایرایی
فروردین ۱۴۰۴ [آوریل ۲۰۲۶]
زندان اوین
-----------
توضیحات:
- بهاره هدایت به طیفی از لیبرال های راست/راست افراطی تعلق دارد که عمدتا تحت عنوان «دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال» در دهه های ۸۰ و ۹۰ خورشیدی به فعالیت ضدکمونیستی مشغول بودند و اعضا آن نظیر سعید قاسمی نژد به سلطنت طلبان پیوستند. اتفاقاً سایت اخبار روز که همین اطلاعیه گلرخ ایرایی را درج کرده و سایت مسعود فتحی یعنی عصر نو، از مبلغین همیشگی همین محفل ضدکمونیست افراطی بودند که اساساً بکمک همین تبلیغات فرصت طلبانه به موقعیت کنونی خود دست یافتند.
- فونت درشت، علامت کروشه و مطالب درون آنها و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.
ــــــــــــــــــ