پنجشنبه، اسفند ۲۱، ۱۴۰۴

مترسکی بعنوان رهبر جدید رژیم اسلامی!

 

پس از گذشت چندین روز در میانه آتش جنگ، عاقبت مجتبی خامنه ای فرزند علی خامنه ای و ناشناس برای افکار عمومی و صحنه سیاست بین المللی، در روز ۱۷ اسفند- ۸ مارس، بعنوان رهبر جدید رژیم اسلامی معرفی گشت. پدر او علی خامنه ای نه فقط از بنیانگذاران رژیم اسلامی بود، بلکه بمدت ۸ سال نیز پست ریاست جمهوری حکومت را اشغال کرده و همواره هم در هسته سخت قدرت حضور داشته است. فرزند او از هیچیک از امتیازات او، نه سیاسی، نه نظامی، نه مذهبی و نه اجتماعی برخوردار نیست.

آنچه مکررا در باره مجتبی خامنه ای نقل می‌شود، به نقش پشت پرده احتمالی او در انتقال دستورات علی خامنه ای به نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران، و همچنین موقعیت او در رأس الیگارش های صاحبان ثروت و امتیازات دولتی مربوط میگردد. اما این وضعیتی قابل محاسبه در سطح کشور بمعنای سیاسی نیست و او در زندگی واقعی، تسلطی بر امور سیاسی و دولتی ندارد. مجتبی خامنه ای فردی صاحب اتوریته شخصی برای اعمال فرماندهی و صدور دستور به رئیس جمهور و نیروهای مختلف امنیتی و نظامی نیست.

این سؤال بنابراین مطرح میگردد که فردی که حتی یک سخنرانی ساده و کوتاه در هیچ موضوعی از او در رسانه ها موجود نیست، چگونه بیکباره بعنوان رهبر رژیم اسلامی تعیین میگردد. پاسخ به این سؤال عمدتا با اطلاع از مختصات سیاسی کشور، نقش سپاه پاسداران در جنگ کنونی و وظایف نیروی «بسیج» در اعمال کنترل براعتراضات امکانپذیر است:

۱- رژیم اسلامی هم اینک با شدت در وضعیت جنگ بقاء با ارتش های دو دولت ابرقدرت بین‌المللی و منطقه ای جهان و آسیای غربی، یعنی آمریکا و اسرائیل قرار دارد. از دید جناح مسلط بر نهادهای نظامی- امنیتی، نهادهای مالک ثروت های نفت و گاز و تنظیمات تقسیم آن میان حامیان حکومت و نیز مسلط بر نهادهای قانون گذاری، قضاییه و سرکوب، این آن شرایطی نیست که جناح حاکم، دست به ریسک بزرگی زده و روحانیون اصلاح طلب را بر راس نهاد رهبری منصوب کند. چهره های صرفاً روحانی و فقیه در «مجلس خبرگان» و «مجمع تشخیص مصلحت نظام» نیز حامل سطح قابل قبولی از احاطه، تماس و یا علاقمند بر امور سیاسی، نظامی و امنیتی نیستند.

۲- رژیم اسلامی یک رژیم مذهبی افراطی و فرقه آخرالزمانی هم هست و انتصاب شخصی از خانواده علی خامنه ای و ادامه حمل نام رهبر مقتدر قبلی، ظاهرا تزریق نوعی قوت قلب مذهبی به پایگاه اجتماعی حکومت محسوب گشته وتداوم تاثیرگذاری مذهبی فرضی جایگاه رهبر سابق بر شرایط کنونی و آینده را همچنان تضمین میکند!

۳- حکومت اسلامی، شخصیت سنگین وزن و روحانی از میان «اصولگرایان» را در اختیار ندارد که دارای موقعیت و توانایی سیاسی مهمی از دوران اولیه حکومت اسلامی باشد. از این رو، هر رهبر جدید آن بطور اجتناب ناپذیری دارای وضعیتی غیردلخواه و متوسط و محدود است که با موقعیت رهبر سابق آن قابل مقایسه نخواهد بود. به این ترتیب، یک رهبر ضعیف اما از خانواده علی خامنه ای در عمل به بهترین گزینه تبدیل می‌شود- بدون اینکه بتوان از آن انتظار معجزه سیاسی و یا قدرت مستقل رهبری را نتیجه گرفت.

۴- مجتبی خامنه ای براساس اطلاعات تاکنونی، همان کسی بود که تشخیص رهبر و پدر خود مبنی بر حمایت از محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ۱۳۸۴ و در برابر هاشمی رفسنجانی را به پایگاه اجتماعی و نیروهای حکومتی، منتقل و تضمین کرد. محمود احمدی نژاد در شرایطی وارد انتخابات فوق شد که نیروی سرکوب مستقیم یعنی «بسیج» به فراست تاثیرگذاری تعیین کننده ای افتاد تا از قدرتگیری جریان مدعی اصلاح طلبی و قربانی شدن منافع خود توسط آن بمثابه نیروی سرکوبگر خیابانی جلوگیری کند. جریان اصلاح طلب در این مقطع، نوعی رفرم در کارکرد و انجام گشت های خیابانی و سرکوب مستقیم را دنبال میکرد. از قضا اینکه در همان دوره، بر نقش مجتبی خامنه ای در دخالت در انتخابات و تحکیم موقعیت نیروی «بسیج» سپاه پاسداران اشاره میگشت.

در شرایط کنونی نه فقط ادامه حیات رژیم در زیر بمباران ها و موشک باران های آمریکا و اسرائیل به یک مسأله روز مبدل گشته، بلکه مقابله با اعتراضات خیابانی به دوره تحمیل احمدی نژاد نیز شباهت یافته است. هم در مثال گذشته و هم امروز، این نیروی «بسیج» حکومتی است که تکیه گاه اصلی نظام علیه مردم عاصی و معترض را تشکیل داده است.

۵- تعیین سریع مجتبی خامنه ای به سمت رهبر ماشین حکومتی بویژه باید پیامی به مهاجمین آمریکایی و اسرائیلی تلقی گردد که نظام اسلامی برخلاف تصور آنها، دچار بحران مهلکی نیست و بسیار سریع قادر به جایگزینی رهبر خود است. تعیین مجتبی خامنه ای قبل از اینکه به میدان آمدن یک رهبر قدرتمند برای هدایت کشتی طوفانزده حکومت اسلامی باشد، نمایش در وهله اول اشغال صندلی رهبری برای خالی نماندن آن در مقابل چشمان دشمنان است!!

۶- حکومت اسلامی برای ادامه حیات و در مقاومت علیه حملات آمریکا و اسرائیل، به تمام و کمال به عملیات های موشکی و پهپادی سپاه پاسداران متکی است. رهبر جدید رژیم اسلامی هم باید تاییدگر همین وضعیت و سیاست روز بوده و از ایجاد هرگونه مزاحمت سیاسی علیه آن پرهیز کند. نه فقط مترسکی نظیر مجتبی خامنه ای، بلکه در حالت فرضی بازهم اضطراری تر و به شرط ثابت ماندن پارامترهای کنونی، شخصی بمراتب ضعیف‌تر از او هم ممکن بود که به سمت رهبر رژیم اسلامی منصوب گردد.


اکبر تک دهقان

۱۲ مارس ۲۰۲۶- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

---------

توضیحات:

در مقاله دیگری از همین نگارنده، فرضیات دیگری مبنای ارزیابی قرار گرفته و انتخاب یک رهبر ناتوان بعنوان یک «احتمال ضعیف» تلقی شده است. در این حالت،‌ سپردن بخش بزرگی از اختیارات رهبری به رئیس جمهور بعنوان عامل ایجاد توازن در موقعیت یک رهبر ضعیف در نظر گرفته شده است. در حالتی که هم اینک اتفاق افتاده، در‌واقع یک رهبر ناتوان به مصدر رهبری منصوب شده و ضعف رهبری او باید با قدرت سپاه پاسداران و نیروی بسیج جبران گردد. تفاوت موضوع در آنجا است که مبنای تحلیل فوق، موقعیت و موضع دولت مسعود پزشکیان و سیاست دلخواه او برای از سرگیری مذاکرات با امریکا معیار قرار گرفته است.

یک تحلیل سیاسی بطور واقعی و نه ذهنی، تنها با لحاظ پارامترهای سیاسی موجود شکل نمیگیرد، بلکه باید تمایل و گرایش ناظر بیرونی رویدادهای سیاسی را هم جزء بازیگران دخیل در شکل دادن به روندهای سیاسی بحساب آورد- یعنی همه آنچه که تحت عنوان «منافع» بازیگران و ناظران در حوادث سیاسی فرمولبندی میگردد. ایجاد توازن میان گرایش ناظر بیرونی و کشف و لحاظ وقایع سخت عینی مستقل از ناظر بیرونی، در اکثر موارد بطور نصفه‌نیمه صورت میگیرد و نه بطور کامل.

رژیم اسلامی تحت مواضع نیروی مسلط آن، نظیر جنگ تجاوزکارانه ۸ ساله، به سیاست تبدیل جنگ کنونی به جنگی طولانی روی آورده است. در چنین حالتی در وهله اول، تعیین رهبر از میان اصلاح طلبان، اهمیت خود را برای یک تحلیل سیاسی از دست میدهد. با تمام اوصاف، از دید این نگارنده، جناح مسعود پزشکیان بدلیل وضعیت بشدت غیرقابل تحمل معیشتی جامعه، تلاش های خود برای قبولاندن نوعی سیاست مذاکره به کل سیستم حاکم را بطور کامل کنار نخواهد گذاشت.

مقاله قبلی مورد بحث در این نشانی:

https://j-shoraie.blogspot.com/2026/03/blog-post_4.html

ـــــــــــــــ

دوشنبه، اسفند ۱۸، ۱۴۰۴

تهران در محاصره‌ی گرانی، فضای پادگانی و بی‌پناهیِ شهروندان

 

منبعشورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴- ۹ مارس ۲۰۲۶

ده روز است که تهران، آن شهرِ همیشه بیدار، به سکوتی دلهره‌آور فرو رفته است. خیابان‌ها خالی‌تر از هر زمانِ دیگری است و کرکره‌ی مغازه‌ها پایین کشیده شده. اینجا دیگر چرخِ زندگی و اقتصاد نمی‌چرخد؛ تنها دغدغه، زنده ماندن تا صبحِ فرداست.

در روزهایی که مردمِ مضطرب بیش از هر چیزی به احساس امنیت و پناه نیاز دارند، چهره‌ی شهر به‌شکلی غریب، پادگانی شده است. بر سر میدان‌ها و چهارراه‌های اصلی، ماشین‌های سرکوب و لوله‌ی سنگینِ تیربارها خودنمایی می‌کنند.

ایست‌وبازرسی‌های متعدد در جای‌جای استان، سایه‌ی سنگینِ رعب را بر سرِ همان اندک رهگذرانِ خسته و نگران می‌اندازد. گویی پیش از آنکه نگرانِ آسمان باشیم، باید از خیابان‌های شهرِ خودمان بترسیم.

زیر این آسمانِ پرالتهاب، سفره‌های خالی جنگِ خاموشِ دیگری به راه انداخته‌انددر همین ده روز، قیمتِ ساده‌ترین بهانه‌های زنده ماندن، مثل تخم‌مرغ و سیب‌زمینی، دو تا سه برابر شده است. رنجِ پدری که در میانه‌ی اضطرابِ جنگ، توانِ خریدِ یک وعده غذای ساده برای خانواده‌اش را ندارد، کمتر از آوارِ بمب‌ها نیست .صف های طویل پمپ بنزین و نانوایی ها (به خصوص در روزهای اولرا هم باید به این حجم فشارهای روزمره افزود.

اما شب‌ها، بی‌رحم‌ترین بخشِ این روایت‌اند. تداومِ حملات و خبرِ کشته شدنِ هم‌وطنانِ غیرنظامی، خواب و آرامش را از چشمانِ شهر ربوده استسنگین‌ترین بارِ این وحشت بر روانِ کودکانی آوار شده که با هر صدای مهیبی می‌لرزند و پناهی جز آغوشِ لرزانِ والدینشان ندارند.

فاجعه‌ی بزرگ‌تر، بی‌پناهیِ مطلقِ ماست؛ نه آژیرِ خطری به صدا درمی‌آید تا فرصتِ جان‌پناه گرفتن بدهد، و نه اصلاً پناهگاهی تدارک دیده شده که مادری بتواند فرزندش را در آن پنهان کندشهروندانِ تهران، رهاشده و بی‌دفاع، تنها به انتظارِ سرنوشت نشسته‌اند.

و تلخ‌تر از همه‌ی این‌ها، تماشای گروه‌هایی از طرفداران حاکمیت است که در همین خیابان‌های ماتم‌زده، به اسم عزاداری اما با شعارها و سخنرانی‌های تهدیدآمیز رژه می‌رونداین قدرت‌نمایی‌ها در روزهایی که روانِ جامعه از ترسِ بمباران و مرگ متلاشی است، حسی عمیق از ناامنی و بیگانگی را در دلِ شهروندان می‌کارد؛ گویی ما در خانه‌ی خودمان، تنهاترین و بی‌دفاع‌ترین انسان‌های روی زمین هستیم.

---------- 


دعوت 
به همبستگی در شرایط جنگ و قطع اینترنت  


محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

 

منبع: صفحه ایکس محمد حبیبی

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴- ۹ مارس ۲۰۲۶


محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، با انتشار پیامی در شبکه ایکس و در اشاره به شرایط جنگی و قطع اینترنت در ایران، بر ضرورت همبستگی اجتماعی تأکید کرد.

او نوشتدر شرایطی که «اینترنت قطع است و زندگی زیر موج انفجارها می‌گذرد»، شجاعانه‌ترین کار مردم مراقبت از یکدیگر است. به گفته او، در چنین وضعیتی مردم می‌توانند با تشکیل هسته‌های همیاری در محله‌ها، مراقبت از سالمندان و به اشتراک گذاشتن آب و غذا، از یکدیگر حمایت کنند.

حبیبی در پایان پیام خود تأکید کرد«نجات ما در همبستگی است

---------- 

توضیحات:

فونت درشت و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.

ــــــــــــــــ

شنبه، اسفند ۱۶، ۱۴۰۴

تهاجمات جنایتکارانه و مردم صبور و امیدوار!

 

بمباران ها و موشک باران های شهرهای کشور بویژه تهران از سوی جنایتکاران و تجاوزکاران بین‌المللی، اسرائیل و آمریکا، با شدت ادامه دارد. مردم صبور و باتجربه ایران اما به زندگی عادی خود ادامه میدهند. توده های اسیر این ستمگری بیسابقه، مطمئن هستند که این روزهای تیره و تار هم به پایان میرسند. تجارب نسل های گذشته مردم ایران از دوران های طولانی انباشته از شقاوت قدرت های بربرمنش دیروز، راهنمای امروز آن‌ها برای تحمل شرایط هولناک کنونی است.

https://x.com/CGTNOfficial/status/2030101126037786789

ـــــــــــــــ

چهارشنبه، اسفند ۱۳، ۱۴۰۴

رژیم اسلامی و شرایط تعیین رهبر جدید

 

با مرگ علی خامنه ای که درست به میزان سال های حکومت محمدرضا پهلوی در سمت رهبری حکومت اسلامی قرار داشت، تعیین رهبر جدید به مسأله سیاسی اصلی رژیم اسلامی مبدل گشته است. برخلاف تصورات برخی از تحلیل گران رسانه‌های جریان اصلی، سپاه پاسداران رژیم اسلامی، بعنوان تشکیلاتی نظامی- اقتصادی، در موقعیت سیاسی بلامنازع قرار ندارد، تا بتواند رهبر بعدی فرضی خود را به همه سطوح نظام حاکم تحمیل کند.

رژیم اسلامی از گروه ها و لایه‌های متعدد صاحبان قدرت و امتیازات، با انگیزه‌های متفاوت، نابرابر و بعضا متناقض تشکیل شده است. بهمین دلیل، این حکومت حتی انتخابات های پارلمانی خود را برای ایجاد توازن در میان ترکیب طبقاتی و اجتماعی آن، منظما برگزار کرده است. از همین رو هم، شیوه حکومتگری آن با حکومت های دیکتاتوری کلاسیک سرمایه داری متفاوت است

حکومت اسلامی هم اینک با حملات سنگین هوایی ارتش های آمریکا و اسرائیل در جنگ مرگ و زندگی درگیر است و تصمیمات سیاسی استراتژیک فعلی، باید از فیلتر لایه‌های مختلف دسته بندی های درونی آن با موفقیت عبور کند. در غیر این صورت ممکن است آثار صدمات بزرگ کنونی از طریق جنگ، بدلیل تشدید تضادهای درونی، حتی موجودیت آن را در کوتاه مدت زیر سؤال ببرد. رژیم اسلامی با هر میزان آلودگی به انواع تفکرات ارتجاعی اما دارای نظمی درونی است و بخوبی میداند که تحت چنین شرایطی، چه سیاستی در خدمت بقاء آتی آن قرار دارد.

در روزهای گذشته سردیپلمات حکومت عباس عراقچی مواضعی را اتخاذ کرده که از تمایل رژیم اسلامی به از سرگیری مذاکرات با آمریکا حکایت میکند. عراقچی همچنین با وزیر امور خارجه ترکیه و نیز یکی از مسئولین یک حزب کرد عراقی تماس برقرار کرده است. این تماس ها بر بستر عوارض هولناک حملات هوایی ارتش های آمریکا و اسرائیل، از اطلاع سران حکومت از وضعیت سیاسی و نظامی بشدت وخیم آن حکایت میکند. ارتش رژیم اسلامی و سپاه پاسداران، امکانات نظامی مهمی را برای مقابله با چنین حملاتی در اختیار ندارند و مهاجمین هر روز پادگان ها و مراکز نظامی نیروهای مسلح رژیم را درهم میکوبند.

شرایط فعلی جنگ و قصد مهاجمین به کشور مبنی بر ادامه حملات حداقل تا ۳ هفته دیگر، موضوعی نیست که حکومت اسلامی بتواند به سادگی از کنار آن بگذرد. از این رو، حتی اعلام صریح آمادگی برای شروع دوباره مذاکرات، هنوز به تغییری جدی در تهاجمات تجاوزکاران منجر نخواهد شد. تنها اقدامی که از سوی دولت های آمریکا و اسرائیل به احتمال قوی جدی گرفته خواهد شد، اعلام یک آتش بس یکجانبه از سوی دولت مسعود پزشکیان است.

شکست فضاحت بار و تحقیرآمیز رژیم اسلامی در جنگ، نابودی همه نیروهای نیابتی آن در آسیای غربی، برباد رفتن نقشه های صدور انقلاب اسلامی، آثار تشدید یافته تحریم های بین‌المللی، بحران اقتصادی و مالی فلج کننده، نارضایتی اجتماعی عمیق و مبارزات فداکارانه مردم، جناح قابل توجه حکومت را به بازنگری تاریخ سیاست‌های تاکنونی سوق داده است. اینکه چنین تناقضاتی در درون ساختار حکومتی هنوز به بیرون درز نکرده است، ناشی از رعایت «مصلحت» شرایط جنگی است.

رژیم اسلامی هم اینک بطور عاجل به توقف جنگ نیاز دارد. درک این واقعیت از سوی سردمداران حکومتی به معنای همچنین پذیرش الزامات سیاسی چنین شرایطی است. بویژه اینکه عدم وجود هم نظری میان دولت مسعود پزشکیان و علی خامنه ای در موضوع مذاکرات با آمریکا، از دلایل اصلی شکست مذاکرات اخیر بود.*۱ این آن زمینه سیاسی موثر است که در انتخاب رهبر بعدی رژیم اسلامی نقش اصلی را ایفا خواهد کرد؛ از این رو:

رهبر بعدی رژیم اسلامی باید اولاً دارای تجارب و توانایی های سیاسی و مهارت های دیپلماتیک بوده، و از سوی دیگر، در عرصه داخلی و بین‌المللی هم با چنین صفاتی شناخته شده باشد. او همچنین باید از سوی اکثریت جناح های تشکیل دهنده رژیم بعنوان راه حلی اجتناب‌ناپذیر و فراجناحی پذیرفته شود.*۲ این آن دلایلی است که تعیین افراد صرفاً فقیه، ناشناس و یا فاقد تجارب دولتی و توانایی سیاسی را احتمالا پیشاپیش از حلقه انتخاب شوندگان حذف میکند.*۳


اکبر تک دهقان

۱۳ اسفند ۱۴۰۴- ۴ مارس ۲۰۲۶

--------

توضیحات:

*۱- مسعود پزشکیان پس از جنگ خرداد ایران و آمریکا و اسرائیل گفت: من خواهان مذاکره بودم اما رهبر مخالف بود و من پذیرفتم؛ و یا: «اگر بسازیم بازهم می آیند و میزنند»!! در این تردیدی نیست که جناح حاکم قادر نیست به کار دولت ادامه دهد، اگر سیاست تاکنونی، از طریق یک رهبر جدید هم، همچنان ادامه یابد.

*۲- تجارب متعددی وجود دارند که در شرایط بحران های سخت، گرایش هایی از جناح های مختلف حکومتی بر سر سپردن امور دولت به «اصلاح طلبان» توافق کرده اند- از جمله در مورد دولت مسعود پزشکیان!

*۳- میتوان احتمال تعیین یک رهبر هیچکاره و غیرسیاسی، اما در همانحال سپردن بخش اعظم اختیارات رهبری به رئیس جمهور را هم در نظر گرفت. این اما یک احتمال ضعیف است. رهبر جلاد قبلی حکومت هم در سال ۱۳۶۷ در مقابل چشمان موافق و مخالف، تسلیم شد و «جام زهر» را سر کشید!! 

ـــــــــــــــــ


سلطنت طلبان عامل اصلی چنین سیاستی هستند!


https://twitter.com/i/status/2028895344298275209

سلطنت طلبان عامل اصلی اتخاذ چنین سیاستی هستند و بهزاد کریمی، جمشید طاهری پور، مسعود فتحی، مصطفی مدنی و ... از «حزب چپ»، در پی ائتلاف با چنین جانوران تصادفا سیاسی شده‌ای هستند! همان کسانی که ۴۷ سال است در مذمت مبارزه مسلحانه و در تمام دوران زندگی در اروپا از «خشونت پرهیزی» دم میزنند!

ـــــــــــــــ


شنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۴

محکومیت وحشیگری امپریالیستی!

 

https://x.com/i/status/2027702139624247741


در اولین ساعات پیش از ظهر شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶- ۹ اسفند ۱۴۰۴ تهاجم هوایی وسیع ارتش های آمریکا و اسرائیل به ایران، برای بار دوم طی ۸ ماه اخیر، آغاز شد. تاکنون شهرهای مختلفی از جمله تهران، کرمانشاه، کرج و تبریز مورد حملات وحشیانه موشکی قرار گرفته اند.

دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا در سخنانی تماماً هوچیگرانه و ریاکارانه از جنگ علیه رژیم سرکوبگر اسلامی و سپاه پاسداران سخن گفته است. هر فرد اندک مطلعی تشخیص میدهد اما که این تهاجم جنایتکارانه در چهارچوب سیاست های جدید امپریالیسم آمریکا در تسلط بر جهان و بویژه منابع نفت و مواد خام مهم مورد نیاز ایالات متحده قرار دارد.

دارودسته جنایتکار پهلوی و سردسته پلید آن از این تهاجم بربرمنشانه حمایت کرده و مردم را به آمادگی برای سرنگونی رژیم اسلامی فراخوانده است. غافل از اینکه مردم ایران از تسلط اسرائيل و آمریکا و سگ زنجیری آن‌ها یعنی باند جنایی پهلوی، بمراتب بیش از سلطه گری رژیم ترور اسلامی وحشت دارند.

این تصور که تهاجم نظامی کنونی اسرائیل و آمریکا به ایران موجب سرنگونی رژیم ترور اسلامی میشود، تصور پوچی بیش نیست. چنین نتیجه ای فقط میتواند در ادامه یک جنگ زمینی بزرگ و فراگیر و پرخسارت امکانپذیر گردد که مهاجمان نه علاقه و نه امکان ورود به آن را در اختیار دارند. جنگ کنونی از آغاز آن یک جنگ منطقه ای است و ذخایر و امکانات طرفین جنگ تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند، بلکه فقط از انواع متفاوتی هستند.

بدترین سناریو برای مردم ایران در این جنگ تجاوزکارانه، غلبه مهاجمین وحشی بر مقدرات سیاسی کشور ما است. در این حالت، دستاوردها و همه نتایج مبارزات مردم ایران از مقطع انقلاب مشروطیت تاکنون، برای کسب و حفظ استقلال سیاسی و همزمان با آن یکپارچگی سرزمینی کشور، دچار مخاطرات غیرقابل جبرانی خواهند گشت.

***

مبارزه برای سرنگونی رژیم ترور اسلامی، از مقابله عملی و فعالانه با دارودسته جنایتکار پهلوی جدا نیست!

***

اکبر تک دهقان

۹ اسفند ۱۴۰۴- ۲۸ فوریه ۲۰۲۶

ــــــــــــــــــ

چهارشنبه، اسفند ۰۶، ۱۴۰۴

بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد خطاب به کارگران و مردم ایران

 

کارگران و مردم زحمتکش و ستم‌دیده کشور،


در این شرایط بسیار خطیر، پرتنش، ناپایدار و اضطراب‌آمیز، جان و زندگی همه‌ی ما بیش از هر مسئله‌ای باید در مرکز توجه قرار گیرد. برای ما که هر روز با سرکوب، استبداد، دستمزدهای ناچیز، گرانی افسارگسیخته، ناامنی شغلی و فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، هر بحران سیاسی، اقتصادی یا نظامی پیش از هر چیز تهدیدی مستقیم علیه امنیت، معیشت و آینده‌ی فرزندان‌مان در سراسر کشور است.


سندیکا بر این باور است که از منظر جنبش کارگری، هر دگرگونی بزرگ اجتماعی و سیاسی در ایران باید از دفاع از آزادی، برابری، زندگی، معیشت، کرامت انسانی و حق تشکل‌یابی مستقل کارگران و مردم آغاز شود.


استقلال ما کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین و زحمتکش‌ترین طبقه‌ی اجتماعی کشور که از جمله متشکل از زنان و مردان، جوانان و همه‌ی اقوام و ملیت‌های ساکن این سرزمین است، همراه با تکیه بر نیروی میلیونی‌مان، راهنمای ما در قبال تحولات روز است.


در این راستا، طی روزهای آتی، مجموعه‌ای از مواضع سندیکا که بر پایه‌ی اصول زیر تنظیم شده، منتشر خواهد شد:


دفاع بی‌قید و شرط از جان و زندگی کارگران، خانواده‌های کارگری و مردم ستم‌دیده کشور؛ اعتراض قاطع علیه سرکوب و کشتار داخلی و علیه جنگ و نظامی‌گری؛ و مخالفت با هر سیاستی که جان، امنیت و معیشت مردم را بیش از پیش به خطر اندازد.


از تمامی تشکل‌ها و گروه‌های کارگری، دانشجویی، زنان و مدافعان آزادی و برابری در کشور می‌خواهیم که با بیان مواضع صریح و روشن و با همگرایی و هوشیاری، اجازه ندهند دهه‌ها مبارزه‌ی جانکاه جنبش‌های اجتماعی ایران در این شرایط حساس به نابودی کشیده شود یا مورد سوءاستفاده قرار گیرد.


هرگز فراموش نکنیم که چاره‌ی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.


سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۵ اسفند۱۴۰۴ [۲۵ فوریه ۲۰۲۶]

----------

توضیحات:

فونت درشت در متن و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.

ــــــــــــــــ