شنبه، فروردین ۰۸، ۱۴۰۵

مطالبه محوری و فوری از دولت دینی حاکم: برسمیت شناسی مردم ایران بعنوان «شهروند»!

 

مطالبه محوری و فوری از دولت دینی حاکم: برسمیت شناسی مردم ایران بعنوان «شهروند»!

انتشار دوم: ۸ فروردين ۱۴۰۵۲۸ مارس ۲۰۲۶

انتشار اول: ۲۸ خرداد ۱۳۹۲- ۱۸ ژوئن ۲۰۱۳


تمامی جنایات و ویرانگری های رژیم اسلامی از روز تأسیس آن بر این اساس بنا شده است، که این ماشین سرکوب و راهزنی و تبعیض، مردم ایران را بعنوان «شهروند» برسمیت نمی شناسد. حکومت اسلامی، باید قوانین و نظامات خود را بر این مبناء قرار دهد، که مردم ایران، نه غنیمت جنگی لشگر اسلام، نه برده و نیمه برده، نه «بندگان خدا» و «پیروان انبیاء» و اعضاء «امت اسلامی»، و نه رعایا و موالی و عجم و قبیله و طایفه، بلکه انسان های جامعه صنعتی یعنی شهروندان، و بطور بنیادی متفاوت از انسان های جوامع برده داری و فئودالی هستند.*۱ به این اعتبار، مردم ایران صاحب حقوق شهروندی بوده، و رژیم حاکم اسلامی این حقوق رایج در جهان را که حتی قبایل کنونی در جنگل های آمازون و پاپوآ گینه نو نیز از آن برخوردار هستند، باید از طریق تغییر فوری همه قوانین فعلی خود، صریح و روشن برسمیت بشناسد: 

۱- همه شهروندان کشور ایران، صرفنظر از جنسیت و گرایش جنسی، زبان، مذهب، ایدوئولوژی، نظرات سیاسی و وابستگی حزبی، موقعیت شغلی و اجتماعی و خانوادگی، پیشینه شخصی و یا خانوادگی، شکل ظاهری، وابستگی جغرافیایی، تعلقات فرهنگی- هنری، شیوه زندگی و آداب و معاشرت میان خود، انسان هایی برابر محسوب گشته و در مقابل دستگاه دولتی و سایر نهادهای قدرت، قانونگذاری، قضایی، صاحبان ثروت و دستگاه مذهب، باید از حقوقی کاملاً برابر برخوردار گردند.

۲- همه شهروندان کشور صرفنظر از تفاوت های ذکر شده، حق ابراز نظر سیاسی و فرهنگی و اعلام علائق فردی و اجتماعی خود در همه امور جامعه را دارا بوده، و مجاز به انتخاب کردن و انتخاب شدن برای کلیه مشاغل دولتی و کشوری، تا بالاترین سطوح سیاسی، قانونگذاری، قضایی و نظامی هستند.

۳- همه شهروندان ایران از حقوق برابر در تحصیل، کارآموزی، کسب محل کار، تندرستی، مسکن، درآمد کافی، شرایط بازنشستگی و از کارافتادگی قابل قبول، فعالیت های هنری- تفریحی دلخواه، و نوع انتخاب خوراک و پوشش برخوردار هستند.

۴- شهروندان زن از حق انتخاب پوشش، تحصیل، شغل، مسافرت، ورزش و تفریح، و همه انواع مناسبات فردی- اجتماعی خود در حوزه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، و برابری کامل با مردان در شرایط ازدواج، زندگی خانوادگی، طلاق، ارث و سرپرستی فرزندان برخوردار هستند. 

۵- شهروندان ایران از حق بازخواست و کنترل دستگاه های دولتی و کشوری بمنظور اطلاع از چگونگی هزینه درآمدهای کشور، بویژه صرف ثروت های جامعه برای افراد و نهادهای دولتی و غیردولتی و یا جریانات سیاسی و مذهبی در داخل و خارج از کشور برخوردار هستند. 

۶- شهروندان کشور حق دارند برای دفاع از منافع صنفی، سیاسی، فرهنگی و یا شخصی خود، به تشکیل سندیکاها، احزاب سیاسی، انجمن ها، نهادها و مؤسسات مشابه ضروری اقدام کنند.

۷- همه ارگان های متفرقه اجرائی و اعمال قدرت، قانونگذاری، قضایی و مشابه آنها، باید تبدیل به مؤسساتی انتخابی و محدود در چهارچوب حقوق عمومی محسوب گشته، و بطور مشخص در مقابل مردم و افکار عمومی پاسخگو باشند.

اکبر تک دهقان

۲۸ خرداد ۱۳۹۲- ۱۸ ژوئن ۲۰۱۳
---------

توضیحات:

*۱- «امام راحل» لیبرال های ایرانی، در فرمان تأسیس «بنیاد مستضعفان» رژیم در سال ۱۳۵۸، از اموال و منابع این بنیاد چندین بار تحت عنوان «غنائم» نام میبردکسی از میان لیبرال های تازه به قدرت خزیده، حتی به طنز هم به این شیوه برخورد ایراد نگرفت.

- مطلب بالا بدلیل شرایط کنونی و اضمحلال سیاسی، اجتماعی و نظامی رژیم اسلامی، زیر فشار بحران هایی که خود عامل اصلی آن‌ها طی ۴۷ سال است، بازانتشار میگردد. این در تاریخ جهان معاصر بی سابقه است که یک دولت، هیچ درجه‌ای از حقوق رایج را برای مردم برسمیت نشناخته و حتی هم اینک هم حاضر به انجام کمترین عقب نشینی در این رابطه نیست. دارودسته های خیانتکار و ضدمردمی نظیر اصلاح طلبان حکومتی، نهضت آزادی، جریان ملی- مذهبی ها، جبهه ملی، حزب توده و باند «اکثریت» باید امروز بچشم خود ببینند، چه هیولایی را بر سرنوشت کشور مسلط کردند. هیولایی که نه فقط کشور را برای شخم زدن در اختیار قدرت‌های بین‌المللی و منطقه ای گذاشته است بلکه تحت چنین شرایطی حتی هنوز از برسمیت شناسی مردم ایران بعنوان «شهروند» خودداری میکند.

- مطلب در انتشار دوم، اندکی ادیت شده است.

ــــــــــــــــــــــ

جمعه، اسفند ۲۹، ۱۴۰۴

بهاران خجسته باد!

عید نوروز سال ۱۴۰۵خورشیدی مبارک باد! 

بهاران خجسته باد!

https://x.com/i/status/2023795951891370020 


شعر حافظ با صدای شاعر مردم ایران و شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو!

https://youtu.be/2F87jI6QGo0  


رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماند     

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند


من ارچه در نظر یار خاکسار شدم 

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند


چو پرده‌دار به شمشیر می‌زندهمه را 

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند


چه جای شُکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟ 

چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند


سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود 

که «جام باده بیاور که جم نخواهد ماند»


غنیمتی  شِمُر ای شمع وصل پروانه! 

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند


توانگرادل درویش خود به دست آور 

که مخزن زر و گنج دِرم نخواهد ماند


بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشته‌اند به زر

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند


ز مهربانی جانان طمع مبُر حافظ!

که نقش جور و نشانِ ستم نخواهد ماند

ـــــــــــــــ 



دوشنبه، اسفند ۲۵، ۱۴۰۴

تهران ۱۴۰۴ و مردم قربانی توحش سوسیال دموکراتیک - امپریالیستی!

 

https://x.com/i/status/2033286342600278042


در زیر تصویر یک هواپیمای بمب افکن ‌ب - ۵۲ آمریکایی که در حال فرود در پایگاهی در انگلستان است تا بمب های جدیدی را دریافت و برای بمباران ایران حمل کند! در انگلستان هم اینک سوسیال دموکرات ها حکومت میکنند!


https://x.com/richimedhurst/status/2032889048558129576


در لینک زیر این زیگمار گابریل، رئیس سابق حزب سوسیال دموکرات آلمان است، که بمباران شهرهای ایران را علنا  تأیید میکند! گابریل امروز عضو شورای مدیریت کنسرن بزرگ راین متال است و این کنسرن بزرگترین شرکت تولیدکننده سلاح های جنگی در آلمان است!

عناصر سخیف و ضد مردمی و بقول خودسوسیال دموکرات ایرانی در اروپا نظیر اعضا جبهه ملی خیانتکار و نوچه های جدید آن‌ها مسعود فتحی، مصطفی مدنی، جمشید طاهری پور و مهدی فتاپور باید این صحنه‌ها و موضع گیری های سوسیال دموکراتیک را بشناسند


«این درست است که [حل مشکل] با قهر نظامی انجام گیرد


https://x.com/FabioDeMasi/status/2032364284412395903


اکبر تک دهقان

۱۶ مارس ۲۰۲۶۲۵ اسفند ۱۴۰۴

ـــــــــــــــ


یکشنبه، اسفند ۲۴، ۱۴۰۴

آمریکا در صدد تهاجم زمینی به ایران؟

https://x.com/mog_russEN/status/2033259434386813118/video/2

اطلاعات زیادی در محیط اینترنت در رفت و آمد هستند که گواهی بر امکان تهاجم زمینی قریب الوقوع ارتش آمریکا به ایران محسوب میشوند. براساس حرص و طمع پایان ناپذیر دولت آمریکا به صنایع نفت و گاز ایران و تلاش برای کنترل تنگه هرمز، میتوان از شهر بندرعباس و جزیره خارک بعنوان اهداف نظامی احتمالی دولت ترامپ نام برد.

دولت های آمریکا و اسرائیل در سیاست سرنگونی رژیم اسلامی متفق القول هستند و احتمالاً «فرصت طلایی» بدست آمده را بسادگی از دست نخواهند داد.

ـــــــــــــــ

پنجشنبه، اسفند ۲۱، ۱۴۰۴

مترسکی بعنوان رهبر جدید رژیم اسلامی!

 

پس از گذشت چندین روز در میانه آتش جنگ، عاقبت مجتبی خامنه ای فرزند علی خامنه ای و ناشناس برای افکار عمومی و صحنه سیاست بین المللی، در روز ۱۷ اسفند- ۸ مارس، بعنوان رهبر جدید رژیم اسلامی معرفی گشت. پدر او علی خامنه ای نه فقط از بنیانگذاران رژیم اسلامی بود، بلکه بمدت ۸ سال نیز پست ریاست جمهوری حکومت را اشغال کرده و همواره هم در هسته سخت قدرت حضور داشته است. فرزند او از هیچیک از امتیازات او، نه سیاسی، نه نظامی، نه مذهبی و نه اجتماعی برخوردار نیست.

آنچه مکررا در باره مجتبی خامنه ای نقل می‌شود، به نقش پشت پرده احتمالی او در انتقال دستورات علی خامنه ای به نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران، و همچنین موقعیت او در رأس الیگارش های صاحبان ثروت و امتیازات دولتی مربوط میگردد. اما این وضعیتی قابل محاسبه در سطح کشور بمعنای سیاسی نیست و او در زندگی واقعی، تسلطی بر امور سیاسی و دولتی ندارد. مجتبی خامنه ای فردی صاحب اتوریته شخصی برای اعمال فرماندهی و صدور دستور به رئیس جمهور و نیروهای مختلف امنیتی و نظامی نیست.

این سؤال بنابراین مطرح میگردد که فردی که حتی یک سخنرانی ساده و کوتاه در هیچ موضوعی از او در رسانه ها موجود نیست، چگونه بیکباره بعنوان رهبر رژیم اسلامی تعیین میگردد. پاسخ به این سؤال عمدتا با اطلاع از مختصات سیاسی کشور، نقش سپاه پاسداران در جنگ کنونی و وظایف نیروی «بسیج» در اعمال کنترل براعتراضات امکانپذیر است:

۱- رژیم اسلامی هم اینک با شدت در وضعیت جنگ بقاء با ارتش های دو دولت ابرقدرت بین‌المللی و منطقه ای جهان و آسیای غربی، یعنی آمریکا و اسرائیل قرار دارد. از دید جناح مسلط بر نهادهای نظامی- امنیتی، نهادهای مالک ثروت های نفت و گاز و تنظیمات تقسیم آن میان حامیان حکومت و نیز مسلط بر نهادهای قانون گذاری، قضاییه و سرکوب، این آن شرایطی نیست که جناح حاکم، دست به ریسک بزرگی زده و روحانیون اصلاح طلب را بر راس نهاد رهبری منصوب کند. چهره های صرفاً روحانی و فقیه در «مجلس خبرگان» و «مجمع تشخیص مصلحت نظام» نیز حامل سطح قابل قبولی از احاطه، تماس و یا علاقمند بر امور سیاسی، نظامی و امنیتی نیستند.

۲- رژیم اسلامی یک رژیم مذهبی افراطی و فرقه آخرالزمانی هم هست و انتصاب شخصی از خانواده علی خامنه ای و ادامه حمل نام رهبر مقتدر قبلی، ظاهرا تزریق نوعی قوت قلب مذهبی به پایگاه اجتماعی حکومت محسوب گشته وتداوم تاثیرگذاری مذهبی فرضی جایگاه رهبر سابق بر شرایط کنونی و آینده را همچنان تضمین میکند!

۳- حکومت اسلامی، شخصیت سنگین وزن و روحانی از میان «اصولگرایان» را در اختیار ندارد که دارای موقعیت و توانایی سیاسی مهمی از دوران اولیه حکومت اسلامی باشد. از این رو، هر رهبر جدید آن بطور اجتناب ناپذیری دارای وضعیتی غیردلخواه و متوسط و محدود است که با موقعیت رهبر سابق آن قابل مقایسه نخواهد بود. به این ترتیب، یک رهبر ضعیف اما از خانواده علی خامنه ای در عمل به بهترین گزینه تبدیل می‌شود- بدون اینکه بتوان از آن انتظار معجزه سیاسی و یا قدرت مستقل رهبری را نتیجه گرفت.

۴- مجتبی خامنه ای براساس اطلاعات تاکنونی، همان کسی بود که تشخیص رهبر و پدر خود مبنی بر حمایت از محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ۱۳۸۴ و در برابر هاشمی رفسنجانی را به پایگاه اجتماعی و نیروهای حکومتی، منتقل و تضمین کرد. محمود احمدی نژاد در شرایطی وارد انتخابات فوق شد که نیروی سرکوب مستقیم یعنی «بسیج» به فراست تاثیرگذاری تعیین کننده ای افتاد تا از قدرتگیری جریان مدعی اصلاح طلبی و قربانی شدن منافع خود توسط آن بمثابه نیروی سرکوبگر خیابانی جلوگیری کند. جریان اصلاح طلب در این مقطع، نوعی رفرم در کارکرد و انجام گشت های خیابانی و سرکوب مستقیم را دنبال میکرد. از قضا اینکه در همان دوره، بر نقش مجتبی خامنه ای در دخالت در انتخابات و تحکیم موقعیت نیروی «بسیج» سپاه پاسداران اشاره میگشت.

در شرایط کنونی نه فقط ادامه حیات رژیم در زیر بمباران ها و موشک باران های آمریکا و اسرائیل به یک مسأله روز مبدل گشته، بلکه مقابله با اعتراضات خیابانی به دوره تحمیل احمدی نژاد نیز شباهت یافته است. هم در مثال گذشته و هم امروز، این نیروی «بسیج» حکومتی است که تکیه گاه اصلی نظام علیه مردم عاصی و معترض را تشکیل داده است.

۵- تعیین سریع مجتبی خامنه ای به سمت رهبر ماشین حکومتی بویژه باید پیامی به مهاجمین آمریکایی و اسرائیلی تلقی گردد که نظام اسلامی برخلاف تصور آنها، دچار بحران مهلکی نیست و بسیار سریع قادر به جایگزینی رهبر خود است. تعیین مجتبی خامنه ای قبل از اینکه به میدان آمدن یک رهبر قدرتمند برای هدایت کشتی طوفانزده حکومت اسلامی باشد، نمایش در وهله اول اشغال صندلی رهبری برای خالی نماندن آن در مقابل چشمان دشمنان است!!

۶- حکومت اسلامی برای ادامه حیات و در مقاومت علیه حملات آمریکا و اسرائیل، به تمام و کمال به عملیات های موشکی و پهپادی سپاه پاسداران متکی است. رهبر جدید رژیم اسلامی هم باید تاییدگر همین وضعیت و سیاست روز بوده و از ایجاد هرگونه مزاحمت سیاسی علیه آن پرهیز کند. نه فقط مترسکی نظیر مجتبی خامنه ای، بلکه در حالت فرضی بازهم اضطراری تر و به شرط ثابت ماندن پارامترهای کنونی، شخصی بمراتب ضعیف‌تر از او هم ممکن بود که به سمت رهبر رژیم اسلامی منصوب گردد.


اکبر تک دهقان

۱۲ مارس ۲۰۲۶- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

---------

توضیحات:

در مقاله دیگری از همین نگارنده، فرضیات دیگری مبنای ارزیابی قرار گرفته و انتخاب یک رهبر ناتوان بعنوان یک «احتمال ضعیف» تلقی شده است. در این حالت،‌ سپردن بخش بزرگی از اختیارات رهبری به رئیس جمهور بعنوان عامل ایجاد توازن در موقعیت یک رهبر ضعیف در نظر گرفته شده است. در حالتی که هم اینک اتفاق افتاده، در‌واقع یک رهبر ناتوان به مصدر رهبری منصوب شده و ضعف رهبری او باید با قدرت سپاه پاسداران و نیروی بسیج جبران گردد. تفاوت موضوع در آنجا است که مبنای تحلیل فوق، موقعیت و موضع دولت مسعود پزشکیان و سیاست دلخواه او برای از سرگیری مذاکرات با امریکا معیار قرار گرفته است.

یک تحلیل سیاسی بطور واقعی و نه ذهنی، تنها با لحاظ پارامترهای سیاسی موجود شکل نمیگیرد، بلکه باید تمایل و گرایش ناظر بیرونی رویدادهای سیاسی را هم جزء بازیگران دخیل در شکل دادن به روندهای سیاسی بحساب آورد- یعنی همه آنچه که تحت عنوان «منافع» بازیگران و ناظران در حوادث سیاسی فرمولبندی میگردد. ایجاد توازن میان گرایش ناظر بیرونی و کشف و لحاظ وقایع سخت عینی مستقل از ناظر بیرونی، در اکثر موارد بطور نصفه‌نیمه صورت میگیرد و نه بطور کامل.

رژیم اسلامی تحت مواضع نیروی مسلط آن، نظیر جنگ تجاوزکارانه ۸ ساله، به سیاست تبدیل جنگ کنونی به جنگی طولانی روی آورده است. در چنین حالتی در وهله اول، تعیین رهبر از میان اصلاح طلبان، اهمیت خود را برای یک تحلیل سیاسی از دست میدهد. با تمام اوصاف، از دید این نگارنده، جناح مسعود پزشکیان بدلیل وضعیت بشدت غیرقابل تحمل معیشتی جامعه، تلاش های خود برای قبولاندن نوعی سیاست مذاکره به کل سیستم حاکم را بطور کامل کنار نخواهد گذاشت.

مقاله قبلی مورد بحث در این نشانی:

https://j-shoraie.blogspot.com/2026/03/blog-post_4.html

ـــــــــــــــ

دوشنبه، اسفند ۱۸، ۱۴۰۴

تهران در محاصره‌ی گرانی، فضای پادگانی و بی‌پناهیِ شهروندان

 

منبعشورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴- ۹ مارس ۲۰۲۶

ده روز است که تهران، آن شهرِ همیشه بیدار، به سکوتی دلهره‌آور فرو رفته است. خیابان‌ها خالی‌تر از هر زمانِ دیگری است و کرکره‌ی مغازه‌ها پایین کشیده شده. اینجا دیگر چرخِ زندگی و اقتصاد نمی‌چرخد؛ تنها دغدغه، زنده ماندن تا صبحِ فرداست.

در روزهایی که مردمِ مضطرب بیش از هر چیزی به احساس امنیت و پناه نیاز دارند، چهره‌ی شهر به‌شکلی غریب، پادگانی شده است. بر سر میدان‌ها و چهارراه‌های اصلی، ماشین‌های سرکوب و لوله‌ی سنگینِ تیربارها خودنمایی می‌کنند.

ایست‌وبازرسی‌های متعدد در جای‌جای استان، سایه‌ی سنگینِ رعب را بر سرِ همان اندک رهگذرانِ خسته و نگران می‌اندازد. گویی پیش از آنکه نگرانِ آسمان باشیم، باید از خیابان‌های شهرِ خودمان بترسیم.

زیر این آسمانِ پرالتهاب، سفره‌های خالی جنگِ خاموشِ دیگری به راه انداخته‌انددر همین ده روز، قیمتِ ساده‌ترین بهانه‌های زنده ماندن، مثل تخم‌مرغ و سیب‌زمینی، دو تا سه برابر شده است. رنجِ پدری که در میانه‌ی اضطرابِ جنگ، توانِ خریدِ یک وعده غذای ساده برای خانواده‌اش را ندارد، کمتر از آوارِ بمب‌ها نیست .صف های طویل پمپ بنزین و نانوایی ها (به خصوص در روزهای اولرا هم باید به این حجم فشارهای روزمره افزود.

اما شب‌ها، بی‌رحم‌ترین بخشِ این روایت‌اند. تداومِ حملات و خبرِ کشته شدنِ هم‌وطنانِ غیرنظامی، خواب و آرامش را از چشمانِ شهر ربوده استسنگین‌ترین بارِ این وحشت بر روانِ کودکانی آوار شده که با هر صدای مهیبی می‌لرزند و پناهی جز آغوشِ لرزانِ والدینشان ندارند.

فاجعه‌ی بزرگ‌تر، بی‌پناهیِ مطلقِ ماست؛ نه آژیرِ خطری به صدا درمی‌آید تا فرصتِ جان‌پناه گرفتن بدهد، و نه اصلاً پناهگاهی تدارک دیده شده که مادری بتواند فرزندش را در آن پنهان کندشهروندانِ تهران، رهاشده و بی‌دفاع، تنها به انتظارِ سرنوشت نشسته‌اند.

و تلخ‌تر از همه‌ی این‌ها، تماشای گروه‌هایی از طرفداران حاکمیت است که در همین خیابان‌های ماتم‌زده، به اسم عزاداری اما با شعارها و سخنرانی‌های تهدیدآمیز رژه می‌رونداین قدرت‌نمایی‌ها در روزهایی که روانِ جامعه از ترسِ بمباران و مرگ متلاشی است، حسی عمیق از ناامنی و بیگانگی را در دلِ شهروندان می‌کارد؛ گویی ما در خانه‌ی خودمان، تنهاترین و بی‌دفاع‌ترین انسان‌های روی زمین هستیم.

---------- 


دعوت 
به همبستگی در شرایط جنگ و قطع اینترنت  


محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

 

منبع: صفحه ایکس محمد حبیبی

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴- ۹ مارس ۲۰۲۶


محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، با انتشار پیامی در شبکه ایکس و در اشاره به شرایط جنگی و قطع اینترنت در ایران، بر ضرورت همبستگی اجتماعی تأکید کرد.

او نوشتدر شرایطی که «اینترنت قطع است و زندگی زیر موج انفجارها می‌گذرد»، شجاعانه‌ترین کار مردم مراقبت از یکدیگر است. به گفته او، در چنین وضعیتی مردم می‌توانند با تشکیل هسته‌های همیاری در محله‌ها، مراقبت از سالمندان و به اشتراک گذاشتن آب و غذا، از یکدیگر حمایت کنند.

حبیبی در پایان پیام خود تأکید کرد«نجات ما در همبستگی است

---------- 

توضیحات:

فونت درشت و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.

ــــــــــــــــ

شنبه، اسفند ۱۶، ۱۴۰۴

تهاجمات جنایتکارانه و مردم صبور و امیدوار!

 

بمباران ها و موشک باران های شهرهای کشور بویژه تهران از سوی جنایتکاران و تجاوزکاران بین‌المللی، اسرائیل و آمریکا، با شدت ادامه دارد. مردم صبور و باتجربه ایران اما به زندگی عادی خود ادامه میدهند. توده های اسیر این ستمگری بیسابقه، مطمئن هستند که این روزهای تیره و تار هم به پایان میرسند. تجارب نسل های گذشته مردم ایران از دوران های طولانی انباشته از شقاوت قدرت های بربرمنش دیروز، راهنمای امروز آن‌ها برای تحمل شرایط هولناک کنونی است.

https://x.com/CGTNOfficial/status/2030101126037786789

ـــــــــــــــ