پنجشنبه، فروردین ۲۰، ۱۴۰۵

چین کنونی و قضاوت پیرامون استالین

 

استالین [رهبر] خوبی بود. استالین را تخطئه کردن به این معنا بود که در ایدوئولوژی اتحاد شوروی هرج و مرج ایجاد شده و نهلیسیم تاریخی در پیش گرفته میشد.*۱ این اقدام به آنجا منجر شد که نهادهای حزبی در کلیه سطوح، دیگر بسختی قادر به حفظ کارکرد خود بودند. این اقدام، نقش رهبری کننده حزب کمونیست بر ارتش سرخ را از آن سلب کرد. در انتها، حزب کمونیست اتحاد شوروی، علیرغم اهمیت بزرگ آن، دچار درهم ریختگی و پراکندگی شد. و پس از آن، اتحاد شوروی، با همه اهمیت آن بعنوان کشور سوسیالیستی، از هم گسست و تکه پاره شد. این درسی [بزرگ] از گذشته است.


شی جینگ پینگ. رئیس جمهور، دبیرکل کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و رئیس کمیسیون نظامی مرکزی ارتش آزادیبخش خلق چین

-------

توضیحات:

*۱- نهیلیسم نوعی جهان بینی فلسفی- سیاسی است که اعتبار همه ارزش ها، نرم‌ها و نظامات اجتماعی را منکر شده و طی قرون هجدهم تا بیستم بعنوان یک پدیده فلسفی و اجتماعی شکل گرفت.

در میان هنرمندان وابسته به اقشار مرفه در رژیم پهلوی در سال های آخر حکومت آن، همین فلسفه فکری تحت عنوان «هیچ» رواج یافته بود.

در مقطع سال های ۱۳۵۸ به بعد و میان طیف نزدیک به چپ و یا مدعی چپ، سازمان های طیف «خط ۳» و در سال های شکست انقلاب بهمن در دهه ۶۰ نیز، بطور خاص جریان عبدالله مهتدی- منصور حکمت- ابراهیم علیزاده بارزترین شکل ایدوئولوژیک نهیلیسم را بوجود آوردند. این جریان معتقد بود که هم انقلاب اکتبر و هم همه انقلابات ضد استعماری- ضد امپریالیستی در قرن بیستم بطور کامل شکست‌خورده و حتی به نتایج منفی و بدتر از سرمایه داری منجر گشته بودند. این مواضع بر مواضع لیبرال های راست، راست فاشیستی، ضدکمونیست های افراطی، مدافعین استعمار در کشورهای مستعمره و سلطنت طلبان منطبق بود.

ـــــــــــــــــ

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر