دوشنبه، فروردین ۱۷، ۱۴۰۵

نامه گلرخ ایرایی از زندان اوین خطاب به بهاره هدایت

 

هم‌بندی سابقم «بهاره هدایت» در استودیوی مُجازی که جمهوری اسلامی در تهران در اختیارش قرار می‌دهد می‌نشیند و با سلطنت‌طلبان اعلام همبستگی می‌کند.

[بهاره هدایت] با تحریک حس ناسیونالیستیِ مردمی که به سبب زیستن در سایه‌ی حکومتی دینی، هرگونه تمایلات ملی‌گرایانه‌شان تحقیر شد به تخریب نیروهای انقلابی برمی‌خیزد و با نادیده‌انگاریِ مخالفان [دموکراتیک و واقعی] رژیم، اپوزیسیون را به جریان سلطنت‌طلب تقلیل می‌دهد.

ما و آنان [یعنی سلطنت طلبان] همیشه با هم تفاوت داشتیم. آنان پیش از این نیز در تشکل‌های مُجاز دانشجویی و حزبی فعالیت می‌کردند. عضو دفتر تحکیم وحدتی بودند که توسط روح‌الله خمینی و با اشاره‌ی او کلید خورد و همیشه بر سفره‌ای که رژیم برای‌شان پهن کرد، نشستند و پای در رکابِ قاتلان دهه‌ی شصت که بعدها با عنوان اصلاح‌طلبان اعلام موجودیت کردند، به کار سیاسی در جهت حفظ رژیم کوشیدند.

[آنها] مانند ما در خانه‌ی خود بیگانه نبودند. [بلکه] در [شرایط] اختناق موجود مُجاز به ثبت تشکیلات و تاسیس حزب بودند و امکان کار سیاسی همیشه برای‌شان مهیا بود.

اما ما از محذوفین و مطرودین هستیم. در جریانات حکومتی استحاله نشدیم و شرف را به بهای سهمی از گوشه‌ی میزی که رژیم تدارک دید رها نکردیم و بهای ایستادگی‌مان را با طرد شدن از محافل مُجاز پرداختیم.

مردم فریب نمی‌خورند و به یاد می‌آورند.

اصلاح‌طلبان بعد از دی ۱۳۹۶ پایگاه اجتماعی خود را برای همیشه از دست دادند. بیست سال تلاشِ فرزندان خاتمی نافرجام ماند و احزاب اصلاح‌طلب منحل و دفاترشان تعطیل یا به متروکه بدل شدند و اصلاح‌طلبان قدرت قانع‌کنندگی قبل را از دست دادند.

اصلاحات علاوه بر از دست دادن اقبال مردمی از درون [نیز] ریزش کرد و جز بدنه‌ای نحیف از آن باقی نماند و نمی‌تواند مثل [دوره های] قبل ناجیِ رژیم باشد. آن هم در شرایطی که رژیم در سراشیبی سقوط است و دیگر نمی‌توان با گشودنِ راه و روزنه و بدون داشتن نیروی پیاده به نجات نظم موجود و حفظ نظام کوشید.

نیاز به سیاهی لشکر است. برای حفظ ساختار قدرت. برای نجات اقتدارگرایی. بحث بقا و نابودیِ سیستم است و حفظ ساختار قدرتی که حاضر است در خود استحاله شود. لباس و کلامش را تغییر دهد. شعارهایش را عوض کند، ولی بماند.

پس [از دید این دو نیرو] باید ائتلاف کرد و این ائتلاف میان نیروهایی که ساختارهایی مشابه دارند شکل می‌گیرد. میان اصلاح‌طلبان و سلطنت‌طلبان. هردو در پی احیای قدرتی مطلقه و خواهان اقتدارگرایی. اقتدار اصلاح‌طلبان را در دهه‌ی شصت تجربه کردیم. نیروی امنیتی، قضائی و نظامیِ در خدمت‌شان و اقدامات فرهنگی‌شان را زیستیم؛ و با سلطنت‌طلبان فارغ از پیشینه‌ی تاریخی استبدادی‌شان، با برنامه‌هایی برای احیای ساواک و شعارهایی ارتجاعی و حذفی که گویای خاستگاهی از رسیدن به جامعه‌ای تک‌صداست، آشنا هستیم.

نمی‌توان بدون توضیحی در مورد شباهت‌های «ولایت فقاهتی» و «ولایت سلطنتی» از دامن این ملعون به آغوش آن گُجسته پناه برد و با ایجاد فضایی سانتیمانتال و نفیِ فضای [مبارزه] انقلابی و تخریب یا نادیده‌انگاریِ انقلابیون به انتظار فروپاشی نشست. در قیاس میان مذهب و ملی‌گرایی [ارتجاعی] نمی‌توان به استفاده‌ی حاکمان از ابزارهای ایدئولوژیک (مذهب و ناسیونالیسم) برای تحکیم قدرت و مشروعیت خود اشاره نکرد و فراموش کرد حاکمانِ اقتدارطلب برای تاسیس و حفظ قدرت خود به یکی از این دو عامل متکی هستند.

«مثلث قدرت» و اتکای حاکمان بر نیروی نظامی و نیروی مذهبی را، که در گذر زمان به اتکای حاکمان بر نیروی نظامی و ناسیونالیسم تغییر کرد؛ و بهره‌ای که دیکتاتورها از مذهب یا ناسیونالیسم برای تحکیم قدرت و تهییج توده [مردم] برده‌اند را از یاد نبریم. ناآگاهانه کمک کردن به شکل‌گیری اقتداری دیگر، مسئولیت سنگینی به عهده‌مان می‌گذارد و چنان‌چه آگاهانه بر طبلی این چنین بکوبیم، جز اپورتونیسم و بهره بردن از حس تحقیر شده‌ی مردمی تحت ستم، هدفی نداریم.

بذری که محمدرضا پهلوی کاشت و ائتلافی که همواره با نیروهای مرتجع مذهبی داشت، به حذف نیروهای مترقی و پیشرو انجامید و به قدرت گرفتن اسلام‌گراها و حکومت آخوندی ختم شد.

جوانان انقلابی ایران، برآمده از بذری هستند که به واسطه‌ی بیش از یک قرن مبارزه علیه ستم و استثمار در ایران کاشته شد؛ و هریک حلقه‌ای هستند در زنجیر مبارزانِ راه آزادی. جوانان انقلابی ایران اقتدار و استبداد را در هیچ چارچوب و لباسی بر نمی‌تابند و جملات قصار روشنفکران فرصت‌طلب [آن‌ها را] از مسیر مبارزه با اقتدارگرایی خارج‌شان نمی‌کند.

گلرخ ایرایی

فروردین ۱۴۰۴ [آوریل ۲۰۲۶]

زندان اوین

-----------

توضیحات وبلاگ بازسازی:

بهاره هدایت به طیفی از لیبرال های راست/راست افراطی تعلق دارد که بخشی از آنها تحت عنوان «دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال» در دهه های ۸۰ و ۹۰ خورشیدی به فعالیت محفلی اشتغال داشته و بعدها نظیر سعید قاسمی نژد و امیرحسین اعتمادی به سلطنت طلبان پیوستند. اتفاقاً سایت اخبار روز که همین اطلاعیه گلرخ ایرایی را درج کرده، از مبلغین همیشگی همین محفل ضدکمونیست افراطی بود که اساساً با همین تبلیغات به موقعیت کنونی خود دست یافت.

فرد شناخته شده دیگری از همین طیف لیبرال/اصلاح طلب یعنی امیرحسین اعتمادی در دیدار دانشجویان این طیف با خامنه ای در سال ۱۳۸۸، افراد غیردانشجو را که گویا به درون اعتراضات نفوذ کرده بودند بعنوان عوامل اعتراضات معرفی کرد!! او امروز مثلاً مشاور مهم چهره فاشیست و رسوا و جنگ طلب رضاپهلوی است.

حتی عناصر غیراصلاح طلب از جریان «تحکیم وحدت حوزه و دانشگاه» نظیر سعید حبیبی هم در همان سال ورود به خارج از کشور با سعید قاسمی نژد و امثال او مشترکا فراخوانی را خطاب به دانشجویان منتشر کردند و به انها علیه توسل به مبارزه مسلحانه هشدار دادند!! سعید حبیبی پیش از آن و در داخل کشور در وبلاگی که مینوشت حتی از مبارزه مسلحانه و بیژن جزنی دفاع میکرد! سعید قاسمی نژاد در کنفرانسی که شهرداری پاریس برای او و شیرین عبادی ترتیب داده بود نظیر شیرین عبادی دست به نفرت پراکنی علیه چپ ایران زد.

عنصر افراطی دیگر طیف لیبرال راست/اصلاح طلب فردی بود بنام رشید اسماعیلی و طرفدار جناح مهدی کروبی. او در آخرین مقاله خود در بالای آن تأکید کرده بود که کمونیست‌ها حق ندارند مقاله او را بخوانند!!


- فونت درشت، علامت کروشه و مطالب درون آنها و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.

ــــــــــــــــــ


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر