دوشنبه، فروردین ۱۰، ۱۴۰۵

نیروی دریایی ایالات متحده در حالت آماده باش

 

سرفرماندهی واحد تفنگداران دریایی (MARFORRES) و نیروی دریایی جنوب ارتش ایالات متحده آمریکا ژنرال لئورنارد آندرسن بخشنامه ای بتاریخ ۲۶ مارس ۲۰۲۶ خطاب به همه نیروهای دریایی تحت فرمان خود صادر کرده است. در این بخشنامه،  اهمیت آماده باش نظامی با توجه به عملیات کنونی علیه ایران مورد تأکید قرار گرفته است. علاوه بر این، در بخشنامه فوق به این موضوع اشاره شده که از آنجا که عملیات نظامی در نیمکره غربی همچنان ادامه دارد، ممکن است بسیج کامل نیروهای دریایی ایالات متحده به یک واقعیت تبدیل شود.

خبر از این منبع چینی:

https://x.com/Eng_china5/status/2038168774952845363

ـــــــــــــــ

تصریح سیاست حمله زمینی ارتش آمریکا

 

جی دی ونس معاون دونالد ترامپ:

«ما علاقه‌ای نداریم بیش از یک یا دو سال در ایران بمانیم. ما بزودی از این کشور خارج خواهیم شد و قیمت گاز دوباره تنزل می یابد.»!!

پس نظیر عراق، موضوع بر سر حمله زمینی ارتش آمریکا به ایران با هدف سرنگونی رژیم اسلامی است.

خبر از این منبع:

https://x.com/i/status/2038315017133822058

... و قابل توجه کسانی که معتقد بودند که معاون رئیس جمهور آمریکا خواهان ادامه جنگ نیست.

خبر بالا در منبع دیگری، یعنی سایت اینترنتی تلویزیون سلطنت طلب ایران اینترنشنال به شکل زیر آمده است:

جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، گفت که ایالات متحده کارزار نظامی خود علیه جمهوری اسلامی را تا وقتی ادامه خواهد داد که از خنثی‌سازی بلندمدت توانمندی‌های این حکومت اطمینان حاصل کند.

ونس در گفت‌وگو با بنی جانسون، صاحب پادکست «برنامه بنی» گفت که هدف این حملات جلوگیری از از تبدیل شدن تهران به یک تهدید «برای مدت زمانی بسیار طولانی» است.

او افزود که اگرچه واشینگتن به بیشتر اهداف نظامی خود دست یافته است و اشاره کرد که برخی ممکن است استدلال کنند این اهداف تحقق یافته‌اند اما عملیات باید ادامه یابد تا از بازسازی سریع توانمندی‌های ایران جلوگیری شود.

ونس گفت: «رییس‌جمهور [ترامپ] عملیات را برای مدت طولانی‌تری ادامه خواهد داد تا اطمینان حاصل شود که مجبور به شروع دوباره جنگ نشویم.»

او جمهوری اسلامی را به ادامه تلاش‌ها برای توسعه سلاح‌های هسته‌ای متهم و آن را تهدیدی مداوم برای منافع ایالات متحده توصیف کرد و گفت دستاوردهای حاصل‌شده تاکنون هنوز دائمی نیستند.

ونس در پاسخ به نگرانی‌ها درباره افزایش قیمت انرژی، تاثیر آن را کم‌اهمیت جلوه داد و آن را «واکنشی موقت» دانست.

او همچنین تاکید کرد که ایالات متحده به دنبال حضور طولانی‌مدت در ایران نیست و اشاره کرد که نیروها پس از تحقق اهداف امنیتی عقب‌نشینی خواهند کرد.

ـــــــــــــــ

شنبه، فروردین ۰۸، ۱۴۰۵

مطالبه محوری و فوری از دولت دینی حاکم: برسمیت شناسی مردم ایران بعنوان «شهروند»!

 

مطالبه محوری و فوری از دولت دینی حاکم: برسمیت شناسی مردم ایران بعنوان «شهروند»!

انتشار دوم: ۸ فروردين ۱۴۰۵۲۸ مارس ۲۰۲۶

انتشار اول: ۲۸ خرداد ۱۳۹۲- ۱۸ ژوئن ۲۰۱۳


تمامی جنایات و ویرانگری های رژیم اسلامی از روز تأسیس آن بر این اساس بنا شده است، که این ماشین سرکوب و راهزنی و تبعیض، مردم ایران را بعنوان «شهروند» برسمیت نمی شناسد. حکومت اسلامی، باید قوانین و نظامات خود را بر این مبناء قرار دهد، که مردم ایران، نه غنیمت جنگی لشگر اسلام، نه برده و نیمه برده، نه «بندگان خدا» و «پیروان انبیاء» و اعضاء «امت اسلامی»، و نه رعایا و موالی و عجم و قبیله و طایفه، بلکه انسان های جامعه صنعتی یعنی شهروندان، و بطور بنیادی متفاوت از انسان های جوامع برده داری و فئودالی هستند.*۱ به این اعتبار، مردم ایران صاحب حقوق شهروندی بوده، و رژیم حاکم اسلامی این حقوق رایج در جهان را که حتی قبایل کنونی در جنگل های آمازون و پاپوآ گینه نو نیز از آن برخوردار هستند، باید از طریق تغییر فوری همه قوانین فعلی خود، صریح و روشن برسمیت بشناسد: 

۱- همه شهروندان کشور ایران، صرفنظر از جنسیت و گرایش جنسی، زبان، مذهب، ایدوئولوژی، نظرات سیاسی و وابستگی حزبی، موقعیت شغلی و اجتماعی و خانوادگی، پیشینه شخصی و یا خانوادگی، شکل ظاهری، وابستگی جغرافیایی، تعلقات فرهنگی- هنری، شیوه زندگی و آداب و معاشرت میان خود، انسان هایی برابر محسوب گشته و در مقابل دستگاه دولتی و سایر نهادهای قدرت، قانونگذاری، قضایی، صاحبان ثروت و دستگاه مذهب، باید از حقوقی کاملاً برابر برخوردار گردند.

۲- همه شهروندان کشور صرفنظر از تفاوت های ذکر شده، حق ابراز نظر سیاسی و فرهنگی و اعلام علائق فردی و اجتماعی خود در همه امور جامعه را دارا بوده، و مجاز به انتخاب کردن و انتخاب شدن برای کلیه مشاغل دولتی و کشوری، تا بالاترین سطوح سیاسی، قانونگذاری، قضایی و نظامی هستند.

۳- همه شهروندان ایران از حقوق برابر در تحصیل، کارآموزی، کسب محل کار، تندرستی، مسکن، درآمد کافی، شرایط بازنشستگی و از کارافتادگی قابل قبول، فعالیت های هنری- تفریحی دلخواه، و نوع انتخاب خوراک و پوشش برخوردار هستند.

۴- شهروندان زن از حق انتخاب پوشش، تحصیل، شغل، مسافرت، ورزش و تفریح، و همه انواع مناسبات فردی- اجتماعی خود در حوزه های فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، و برابری کامل با مردان در شرایط ازدواج، زندگی خانوادگی، طلاق، ارث و سرپرستی فرزندان برخوردار هستند. 

۵- شهروندان ایران از حق بازخواست و کنترل دستگاه های دولتی و کشوری بمنظور اطلاع از چگونگی هزینه درآمدهای کشور، بویژه صرف ثروت های جامعه برای افراد و نهادهای دولتی و غیردولتی و یا جریانات سیاسی و مذهبی در داخل و خارج از کشور برخوردار هستند. 

۶- شهروندان کشور حق دارند برای دفاع از منافع صنفی، سیاسی، فرهنگی و یا شخصی خود، به تشکیل سندیکاها، احزاب سیاسی، انجمن ها، نهادها و مؤسسات مشابه ضروری اقدام کنند.

۷- همه ارگان های متفرقه اجرائی و اعمال قدرت، قانونگذاری، قضایی و مشابه آنها، باید تبدیل به مؤسساتی انتخابی و محدود در چهارچوب حقوق عمومی محسوب گشته، و بطور مشخص در مقابل مردم و افکار عمومی پاسخگو باشند.

اکبر تک دهقان

۲۸ خرداد ۱۳۹۲- ۱۸ ژوئن ۲۰۱۳
---------

توضیحات:

*۱- «امام راحل» لیبرال های ایرانی، در فرمان تأسیس «بنیاد مستضعفان» رژیم در سال ۱۳۵۸، از اموال و منابع این بنیاد چندین بار تحت عنوان «غنائم» نام میبردکسی از میان لیبرال های تازه به قدرت خزیده، حتی به طنز هم به این شیوه برخورد ایراد نگرفت.

- مطلب بالا بدلیل شرایط کنونی و اضمحلال سیاسی، اجتماعی و نظامی رژیم اسلامی، زیر فشار بحران هایی که خود عامل اصلی آن‌ها طی ۴۷ سال است، بازانتشار میگردد. این در تاریخ جهان معاصر بی سابقه است که یک دولت، هیچ درجه‌ای از حقوق رایج را برای مردم برسمیت نشناخته و حتی هم اینک هم حاضر به انجام کمترین عقب نشینی در این رابطه نیست. دارودسته های خیانتکار و ضدمردمی نظیر اصلاح طلبان حکومتی، نهضت آزادی، جریان ملی- مذهبی ها، جبهه ملی، حزب توده و باند «اکثریت» باید امروز بچشم خود ببینند، چه هیولایی را بر سرنوشت کشور مسلط کردند. هیولایی که نه فقط کشور را برای شخم زدن در اختیار قدرت‌های بین‌المللی و منطقه ای گذاشته است، بلکه تحت چنین شرایطی حتی هنوز هم از برسمیت شناسی مردم ایران بعنوان «شهروند» خودداری میکند

- مطلب در انتشار دوم، اندکی ادیت شده و قسمت هایی در دو بند «توضیحات» نیز به آن اضافه شده است.

- انتشار اول در این نشانی:

مطالبه محوری و فوری از دولت دینی حاکم: برسمیت شناسی مردم ایران بعنوان "شهروند"!

۲۸ خرداد ۱۳۹۲- ۱۸ ژوئن ۲۰۱۳

ــــــــــــــــــــــ

جمعه، اسفند ۲۹، ۱۴۰۴

بهاران خجسته باد!

عید نوروز سال ۱۴۰۵خورشیدی مبارک باد! 

بهاران خجسته باد!

https://x.com/i/status/2023795951891370020 


شعر حافظ با صدای شاعر مردم ایران و شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو!

https://youtu.be/2F87jI6QGo0  


رسید مژده که ایّام غم نخواهد ماند     

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند


من ارچه در نظر یار خاکسار شدم 

رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند


چو پرده‌دار به شمشیر می‌زندهمه را 

کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند


چه جای شُکر و شکایت ز نقش نیک و بد است؟ 

چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند


سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود 

که «جام باده بیاور که جم نخواهد ماند»


غنیمتی  شِمُر ای شمع وصل پروانه! 

که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند


توانگرادل درویش خود به دست آور 

که مخزن زر و گنج دِرم نخواهد ماند


بدین رَواقِ زَبَرجَد نوشته‌اند به زر

که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند


ز مهربانی جانان طمع مبُر حافظ!

که نقش جور و نشانِ ستم نخواهد ماند

ـــــــــــــــ 



دوشنبه، اسفند ۲۵، ۱۴۰۴

تهران ۱۴۰۴ و مردم قربانی توحش سوسیال دموکراتیک - امپریالیستی!

 

https://x.com/i/status/2033286342600278042


در زیر تصویر یک هواپیمای بمب افکن ‌ب - ۵۲ آمریکایی که در حال فرود در پایگاهی در انگلستان است تا بمب های جدیدی را دریافت و برای بمباران ایران حمل کند! در انگلستان هم اینک سوسیال دموکرات ها حکومت میکنند!


https://x.com/richimedhurst/status/2032889048558129576


در لینک زیر این زیگمار گابریل، رئیس سابق حزب سوسیال دموکرات آلمان است، که بمباران شهرهای ایران را علنا  تأیید میکند! گابریل امروز عضو شورای مدیریت کنسرن بزرگ راین متال است و این کنسرن بزرگترین شرکت تولیدکننده سلاح های جنگی در آلمان است!

عناصر سخیف و ضد مردمی و بقول خودسوسیال دموکرات ایرانی در اروپا نظیر اعضا جبهه ملی خیانتکار و نوچه های جدید آن‌ها مسعود فتحی، مصطفی مدنی، جمشید طاهری پور و مهدی فتاپور باید این صحنه‌ها و موضع گیری های سوسیال دموکراتیک را بشناسند


«این درست است که [حل مشکل] با قهر نظامی انجام گیرد


https://x.com/FabioDeMasi/status/2032364284412395903


اکبر تک دهقان

۱۶ مارس ۲۰۲۶۲۵ اسفند ۱۴۰۴

ـــــــــــــــ


یکشنبه، اسفند ۲۴، ۱۴۰۴

آمریکا در صدد تهاجم زمینی به ایران؟

https://x.com/mog_russEN/status/2033259434386813118/video/2

اطلاعات زیادی در محیط اینترنت در رفت و آمد هستند که گواهی بر امکان تهاجم زمینی قریب الوقوع ارتش آمریکا به ایران محسوب میشوند. براساس حرص و طمع پایان ناپذیر دولت آمریکا به صنایع نفت و گاز ایران و تلاش برای کنترل تنگه هرمز، میتوان از شهر بندرعباس و جزیره خارک بعنوان اهداف نظامی احتمالی دولت ترامپ نام برد.

دولت های آمریکا و اسرائیل در سیاست سرنگونی رژیم اسلامی متفق القول هستند و احتمالاً «فرصت طلایی» بدست آمده را بسادگی از دست نخواهند داد.

ـــــــــــــــ

پنجشنبه، اسفند ۲۱، ۱۴۰۴

مترسکی بعنوان رهبر جدید رژیم اسلامی!

 

پس از گذشت چندین روز در میانه آتش جنگ، عاقبت مجتبی خامنه ای فرزند علی خامنه ای و ناشناس برای افکار عمومی و صحنه سیاست بین المللی، در روز ۱۷ اسفند- ۸ مارس، بعنوان رهبر جدید رژیم اسلامی معرفی گشت. پدر او علی خامنه ای نه فقط از بنیانگذاران رژیم اسلامی بود، بلکه بمدت ۸ سال نیز پست ریاست جمهوری حکومت را اشغال کرده و همواره هم در هسته سخت قدرت حضور داشته است. فرزند او از هیچیک از امتیازات او، نه سیاسی، نه نظامی، نه مذهبی و نه اجتماعی برخوردار نیست.

آنچه مکررا در باره مجتبی خامنه ای نقل می‌شود، به نقش پشت پرده احتمالی او در انتقال دستورات علی خامنه ای به نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران، و همچنین موقعیت او در رأس الیگارش های صاحبان ثروت و امتیازات دولتی مربوط میگردد. اما این وضعیتی قابل محاسبه در سطح کشور بمعنای سیاسی نیست و او در زندگی واقعی، تسلطی بر امور سیاسی و دولتی ندارد. مجتبی خامنه ای فردی صاحب اتوریته شخصی برای اعمال فرماندهی و صدور دستور به رئیس جمهور و نیروهای مختلف امنیتی و نظامی نیست.

این سؤال بنابراین مطرح میگردد که فردی که حتی یک سخنرانی ساده و کوتاه در هیچ موضوعی از او در رسانه ها موجود نیست، چگونه بیکباره بعنوان رهبر رژیم اسلامی تعیین میگردد. پاسخ به این سؤال عمدتا با اطلاع از مختصات سیاسی کشور، نقش سپاه پاسداران در جنگ کنونی و وظایف نیروی «بسیج» در اعمال کنترل براعتراضات امکانپذیر است:

۱- رژیم اسلامی هم اینک با شدت در وضعیت جنگ بقاء با ارتش های دو دولت ابرقدرت بین‌المللی و منطقه ای جهان و آسیای غربی، یعنی آمریکا و اسرائیل قرار دارد. از دید جناح مسلط بر نهادهای نظامی- امنیتی، نهادهای مالک ثروت های نفت و گاز و تنظیمات تقسیم آن میان حامیان حکومت و نیز مسلط بر نهادهای قانون گذاری، قضاییه و سرکوب، این آن شرایطی نیست که جناح حاکم، دست به ریسک بزرگی زده و روحانیون اصلاح طلب را بر راس نهاد رهبری منصوب کند. چهره های صرفاً روحانی و فقیه در «مجلس خبرگان» و «مجمع تشخیص مصلحت نظام» نیز حامل سطح قابل قبولی از احاطه، تماس و یا علاقمند بر امور سیاسی، نظامی و امنیتی نیستند.

۲- رژیم اسلامی یک رژیم مذهبی افراطی و فرقه آخرالزمانی هم هست و انتصاب شخصی از خانواده علی خامنه ای و ادامه حمل نام رهبر مقتدر قبلی، ظاهرا تزریق نوعی قوت قلب مذهبی به پایگاه اجتماعی حکومت محسوب گشته وتداوم تاثیرگذاری مذهبی فرضی جایگاه رهبر سابق بر شرایط کنونی و آینده را همچنان تضمین میکند!

۳- حکومت اسلامی، شخصیت سنگین وزن و روحانی از میان «اصولگرایان» را در اختیار ندارد که دارای موقعیت و توانایی سیاسی مهمی از دوران اولیه حکومت اسلامی باشد. از این رو، هر رهبر جدید آن بطور اجتناب ناپذیری دارای وضعیتی غیردلخواه و متوسط و محدود است که با موقعیت رهبر سابق آن قابل مقایسه نخواهد بود. به این ترتیب، یک رهبر ضعیف اما از خانواده علی خامنه ای در عمل به بهترین گزینه تبدیل می‌شود- بدون اینکه بتوان از آن انتظار معجزه سیاسی و یا قدرت مستقل رهبری را نتیجه گرفت.

۴- مجتبی خامنه ای براساس اطلاعات تاکنونی، همان کسی بود که تشخیص رهبر و پدر خود مبنی بر حمایت از محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ۱۳۸۴ و در برابر هاشمی رفسنجانی را به پایگاه اجتماعی و نیروهای حکومتی، منتقل و تضمین کرد. محمود احمدی نژاد در شرایطی وارد انتخابات فوق شد که نیروی سرکوب مستقیم یعنی «بسیج» به فراست تاثیرگذاری تعیین کننده ای افتاد تا از قدرتگیری جریان مدعی اصلاح طلبی و قربانی شدن منافع خود توسط آن بمثابه نیروی سرکوبگر خیابانی جلوگیری کند. جریان اصلاح طلب در این مقطع، نوعی رفرم در کارکرد و انجام گشت های خیابانی و سرکوب مستقیم را دنبال میکرد. از قضا اینکه در همان دوره، بر نقش مجتبی خامنه ای در دخالت در انتخابات و تحکیم موقعیت نیروی «بسیج» سپاه پاسداران اشاره میگشت.

در شرایط کنونی نه فقط ادامه حیات رژیم در زیر بمباران ها و موشک باران های آمریکا و اسرائیل به یک مسأله روز مبدل گشته، بلکه مقابله با اعتراضات خیابانی به دوره تحمیل احمدی نژاد نیز شباهت یافته است. هم در مثال گذشته و هم امروز، این نیروی «بسیج» حکومتی است که تکیه گاه اصلی نظام علیه مردم عاصی و معترض را تشکیل داده است.

۵- تعیین سریع مجتبی خامنه ای به سمت رهبر ماشین حکومتی بویژه باید پیامی به مهاجمین آمریکایی و اسرائیلی تلقی گردد که نظام اسلامی برخلاف تصور آنها، دچار بحران مهلکی نیست و بسیار سریع قادر به جایگزینی رهبر خود است. تعیین مجتبی خامنه ای قبل از اینکه به میدان آمدن یک رهبر قدرتمند برای هدایت کشتی طوفانزده حکومت اسلامی باشد، نمایش در وهله اول اشغال صندلی رهبری برای خالی نماندن آن در مقابل چشمان دشمنان است!!

۶- حکومت اسلامی برای ادامه حیات و در مقاومت علیه حملات آمریکا و اسرائیل، به تمام و کمال به عملیات های موشکی و پهپادی سپاه پاسداران متکی است. رهبر جدید رژیم اسلامی هم باید تاییدگر همین وضعیت و سیاست روز بوده و از ایجاد هرگونه مزاحمت سیاسی علیه آن پرهیز کند. نه فقط مترسکی نظیر مجتبی خامنه ای، بلکه در حالت فرضی بازهم اضطراری تر و به شرط ثابت ماندن پارامترهای کنونی، شخصی بمراتب ضعیف‌تر از او هم ممکن بود که به سمت رهبر رژیم اسلامی منصوب گردد.


اکبر تک دهقان

۱۲ مارس ۲۰۲۶- ۲۱ اسفند ۱۴۰۴

---------

توضیحات:

در مقاله دیگری از همین نگارنده، فرضیات دیگری مبنای ارزیابی قرار گرفته و انتخاب یک رهبر ناتوان بعنوان یک «احتمال ضعیف» تلقی شده است. در این حالت،‌ سپردن بخش بزرگی از اختیارات رهبری به رئیس جمهور بعنوان عامل ایجاد توازن در موقعیت یک رهبر ضعیف در نظر گرفته شده است. در حالتی که هم اینک اتفاق افتاده، در‌واقع یک رهبر ناتوان به مصدر رهبری منصوب شده و ضعف رهبری او باید با قدرت سپاه پاسداران و نیروی بسیج جبران گردد. تفاوت موضوع در آنجا است که مبنای تحلیل فوق، موقعیت و موضع دولت مسعود پزشکیان و سیاست دلخواه او برای از سرگیری مذاکرات با امریکا معیار قرار گرفته است.

یک تحلیل سیاسی بطور واقعی و نه ذهنی، تنها با لحاظ پارامترهای سیاسی موجود شکل نمیگیرد، بلکه باید تمایل و گرایش ناظر بیرونی رویدادهای سیاسی را هم جزء بازیگران دخیل در شکل دادن به روندهای سیاسی بحساب آورد- یعنی همه آنچه که تحت عنوان «منافع» بازیگران و ناظران در حوادث سیاسی فرمولبندی میگردد. ایجاد توازن میان گرایش ناظر بیرونی و کشف و لحاظ وقایع سخت عینی مستقل از ناظر بیرونی، در اکثر موارد بطور نصفه‌نیمه صورت میگیرد و نه بطور کامل.

رژیم اسلامی تحت مواضع نیروی مسلط آن، نظیر جنگ تجاوزکارانه ۸ ساله، به سیاست تبدیل جنگ کنونی به جنگی طولانی روی آورده است. در چنین حالتی در وهله اول، تعیین رهبر از میان اصلاح طلبان، اهمیت خود را برای یک تحلیل سیاسی از دست میدهد. با تمام اوصاف، از دید این نگارنده، جناح مسعود پزشکیان بدلیل وضعیت بشدت غیرقابل تحمل معیشتی جامعه، تلاش های خود برای قبولاندن نوعی سیاست مذاکره به کل سیستم حاکم را بطور کامل کنار نخواهد گذاشت.

مقاله قبلی مورد بحث در این نشانی:

https://j-shoraie.blogspot.com/2026/03/blog-post_4.html

ـــــــــــــــ

دوشنبه، اسفند ۱۸، ۱۴۰۴

تهران در محاصره‌ی گرانی، فضای پادگانی و بی‌پناهیِ شهروندان

 

منبعشورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴- ۹ مارس ۲۰۲۶

ده روز است که تهران، آن شهرِ همیشه بیدار، به سکوتی دلهره‌آور فرو رفته است. خیابان‌ها خالی‌تر از هر زمانِ دیگری است و کرکره‌ی مغازه‌ها پایین کشیده شده. اینجا دیگر چرخِ زندگی و اقتصاد نمی‌چرخد؛ تنها دغدغه، زنده ماندن تا صبحِ فرداست.

در روزهایی که مردمِ مضطرب بیش از هر چیزی به احساس امنیت و پناه نیاز دارند، چهره‌ی شهر به‌شکلی غریب، پادگانی شده است. بر سر میدان‌ها و چهارراه‌های اصلی، ماشین‌های سرکوب و لوله‌ی سنگینِ تیربارها خودنمایی می‌کنند.

ایست‌وبازرسی‌های متعدد در جای‌جای استان، سایه‌ی سنگینِ رعب را بر سرِ همان اندک رهگذرانِ خسته و نگران می‌اندازد. گویی پیش از آنکه نگرانِ آسمان باشیم، باید از خیابان‌های شهرِ خودمان بترسیم.

زیر این آسمانِ پرالتهاب، سفره‌های خالی جنگِ خاموشِ دیگری به راه انداخته‌انددر همین ده روز، قیمتِ ساده‌ترین بهانه‌های زنده ماندن، مثل تخم‌مرغ و سیب‌زمینی، دو تا سه برابر شده است. رنجِ پدری که در میانه‌ی اضطرابِ جنگ، توانِ خریدِ یک وعده غذای ساده برای خانواده‌اش را ندارد، کمتر از آوارِ بمب‌ها نیست .صف های طویل پمپ بنزین و نانوایی ها (به خصوص در روزهای اولرا هم باید به این حجم فشارهای روزمره افزود.

اما شب‌ها، بی‌رحم‌ترین بخشِ این روایت‌اند. تداومِ حملات و خبرِ کشته شدنِ هم‌وطنانِ غیرنظامی، خواب و آرامش را از چشمانِ شهر ربوده استسنگین‌ترین بارِ این وحشت بر روانِ کودکانی آوار شده که با هر صدای مهیبی می‌لرزند و پناهی جز آغوشِ لرزانِ والدینشان ندارند.

فاجعه‌ی بزرگ‌تر، بی‌پناهیِ مطلقِ ماست؛ نه آژیرِ خطری به صدا درمی‌آید تا فرصتِ جان‌پناه گرفتن بدهد، و نه اصلاً پناهگاهی تدارک دیده شده که مادری بتواند فرزندش را در آن پنهان کندشهروندانِ تهران، رهاشده و بی‌دفاع، تنها به انتظارِ سرنوشت نشسته‌اند.

و تلخ‌تر از همه‌ی این‌ها، تماشای گروه‌هایی از طرفداران حاکمیت است که در همین خیابان‌های ماتم‌زده، به اسم عزاداری اما با شعارها و سخنرانی‌های تهدیدآمیز رژه می‌رونداین قدرت‌نمایی‌ها در روزهایی که روانِ جامعه از ترسِ بمباران و مرگ متلاشی است، حسی عمیق از ناامنی و بیگانگی را در دلِ شهروندان می‌کارد؛ گویی ما در خانه‌ی خودمان، تنهاترین و بی‌دفاع‌ترین انسان‌های روی زمین هستیم.

---------- 


دعوت 
به همبستگی در شرایط جنگ و قطع اینترنت  


محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

 

منبع: صفحه ایکس محمد حبیبی

دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۴۰۴- ۹ مارس ۲۰۲۶


محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، با انتشار پیامی در شبکه ایکس و در اشاره به شرایط جنگی و قطع اینترنت در ایران، بر ضرورت همبستگی اجتماعی تأکید کرد.

او نوشتدر شرایطی که «اینترنت قطع است و زندگی زیر موج انفجارها می‌گذرد»، شجاعانه‌ترین کار مردم مراقبت از یکدیگر است. به گفته او، در چنین وضعیتی مردم می‌توانند با تشکیل هسته‌های همیاری در محله‌ها، مراقبت از سالمندان و به اشتراک گذاشتن آب و غذا، از یکدیگر حمایت کنند.

حبیبی در پایان پیام خود تأکید کرد«نجات ما در همبستگی است

---------- 

توضیحات:

فونت درشت و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.

ــــــــــــــــ

شنبه، اسفند ۱۶، ۱۴۰۴

تهاجمات جنایتکارانه و مردم صبور و امیدوار!

 

بمباران ها و موشک باران های شهرهای کشور بویژه تهران از سوی جنایتکاران و تجاوزکاران بین‌المللی، اسرائیل و آمریکا، با شدت ادامه دارد. مردم صبور و باتجربه ایران اما به زندگی عادی خود ادامه میدهند. توده های اسیر این ستمگری بیسابقه، مطمئن هستند که این روزهای تیره و تار هم به پایان میرسند. تجارب نسل های گذشته مردم ایران از دوران های طولانی انباشته از شقاوت قدرت های بربرمنش دیروز، راهنمای امروز آن‌ها برای تحمل شرایط هولناک کنونی است.

https://x.com/CGTNOfficial/status/2030101126037786789

ـــــــــــــــ

چهارشنبه، اسفند ۱۳، ۱۴۰۴

رژیم اسلامی و شرایط تعیین رهبر جدید

 

با مرگ علی خامنه ای که درست به میزان سال های حکومت محمدرضا پهلوی در سمت رهبری حکومت اسلامی قرار داشت، تعیین رهبر جدید به مسأله سیاسی اصلی رژیم اسلامی مبدل گشته است. برخلاف تصورات برخی از تحلیل گران رسانه‌های جریان اصلی، سپاه پاسداران رژیم اسلامی، بعنوان تشکیلاتی نظامی- اقتصادی، در موقعیت سیاسی بلامنازع قرار ندارد، تا بتواند رهبر بعدی فرضی خود را به همه سطوح نظام حاکم تحمیل کند.

رژیم اسلامی از گروه ها و لایه‌های متعدد صاحبان قدرت و امتیازات، با انگیزه‌های متفاوت، نابرابر و بعضا متناقض تشکیل شده است. بهمین دلیل، این حکومت حتی انتخابات های پارلمانی خود را برای ایجاد توازن در میان ترکیب طبقاتی و اجتماعی آن، منظما برگزار کرده است. از همین رو هم، شیوه حکومتگری آن با حکومت های دیکتاتوری کلاسیک سرمایه داری متفاوت است

حکومت اسلامی هم اینک با حملات سنگین هوایی ارتش های آمریکا و اسرائیل در جنگ مرگ و زندگی درگیر است و تصمیمات سیاسی استراتژیک فعلی، باید از فیلتر لایه‌های مختلف دسته بندی های درونی آن با موفقیت عبور کند. در غیر این صورت ممکن است آثار صدمات بزرگ کنونی از طریق جنگ، بدلیل تشدید تضادهای درونی، حتی موجودیت آن را در کوتاه مدت زیر سؤال ببرد. رژیم اسلامی با هر میزان آلودگی به انواع تفکرات ارتجاعی اما دارای نظمی درونی است و بخوبی میداند که تحت چنین شرایطی، چه سیاستی در خدمت بقاء آتی آن قرار دارد.

در روزهای گذشته سردیپلمات حکومت عباس عراقچی مواضعی را اتخاذ کرده که از تمایل رژیم اسلامی به از سرگیری مذاکرات با آمریکا حکایت میکند. عراقچی همچنین با وزیر امور خارجه ترکیه و نیز یکی از مسئولین یک حزب کرد عراقی تماس برقرار کرده است. این تماس ها بر بستر عوارض هولناک حملات هوایی ارتش های آمریکا و اسرائیل، از اطلاع سران حکومت از وضعیت سیاسی و نظامی بشدت وخیم آن حکایت میکند. ارتش رژیم اسلامی و سپاه پاسداران، امکانات نظامی مهمی را برای مقابله با چنین حملاتی در اختیار ندارند و مهاجمین هر روز پادگان ها و مراکز نظامی نیروهای مسلح رژیم را درهم میکوبند.

شرایط فعلی جنگ و قصد مهاجمین به کشور مبنی بر ادامه حملات حداقل تا ۳ هفته دیگر، موضوعی نیست که حکومت اسلامی بتواند به سادگی از کنار آن بگذرد. از این رو، حتی اعلام صریح آمادگی برای شروع دوباره مذاکرات، هنوز به تغییری جدی در تهاجمات تجاوزکاران منجر نخواهد شد. تنها اقدامی که از سوی دولت های آمریکا و اسرائیل به احتمال قوی جدی گرفته خواهد شد، اعلام یک آتش بس یکجانبه از سوی دولت مسعود پزشکیان است.

شکست فضاحت بار و تحقیرآمیز رژیم اسلامی در جنگ، نابودی همه نیروهای نیابتی آن در آسیای غربی، برباد رفتن نقشه های صدور انقلاب اسلامی، آثار تشدید یافته تحریم های بین‌المللی، بحران اقتصادی و مالی فلج کننده، نارضایتی اجتماعی عمیق و مبارزات فداکارانه مردم، جناح قابل توجه حکومت را به بازنگری تاریخ سیاست‌های تاکنونی سوق داده است. اینکه چنین تناقضاتی در درون ساختار حکومتی هنوز به بیرون درز نکرده است، ناشی از رعایت «مصلحت» شرایط جنگی است.

رژیم اسلامی هم اینک بطور عاجل به توقف جنگ نیاز دارد. درک این واقعیت از سوی سردمداران حکومتی به معنای همچنین پذیرش الزامات سیاسی چنین شرایطی است. بویژه اینکه عدم وجود هم نظری میان دولت مسعود پزشکیان و علی خامنه ای در موضوع مذاکرات با آمریکا، از دلایل اصلی شکست مذاکرات اخیر بود.*۱ این آن زمینه سیاسی موثر است که در انتخاب رهبر بعدی رژیم اسلامی نقش اصلی را ایفا خواهد کرد؛ از این رو:

رهبر بعدی رژیم اسلامی باید اولاً دارای تجارب و توانایی های سیاسی و مهارت های دیپلماتیک بوده، و از سوی دیگر، در عرصه داخلی و بین‌المللی هم با چنین صفاتی شناخته شده باشد. او همچنین باید از سوی اکثریت جناح های تشکیل دهنده رژیم بعنوان راه حلی اجتناب‌ناپذیر و فراجناحی پذیرفته شود.*۲ این آن دلایلی است که تعیین افراد صرفاً فقیه، ناشناس و یا فاقد تجارب دولتی و توانایی سیاسی را احتمالا پیشاپیش از حلقه انتخاب شوندگان حذف میکند.*۳


اکبر تک دهقان

۱۳ اسفند ۱۴۰۴- ۴ مارس ۲۰۲۶

--------

توضیحات:

*۱- مسعود پزشکیان پس از جنگ خرداد ایران و آمریکا و اسرائیل گفت: من خواهان مذاکره بودم اما رهبر مخالف بود و من پذیرفتم؛ و یا: «اگر بسازیم بازهم می آیند و میزنند»!! در این تردیدی نیست که جناح حاکم قادر نیست به کار دولت ادامه دهد، اگر سیاست تاکنونی، از طریق یک رهبر جدید هم، همچنان ادامه یابد.

*۲- تجارب متعددی وجود دارند که در شرایط بحران های سخت، گرایش هایی از جناح های مختلف حکومتی بر سر سپردن امور دولت به «اصلاح طلبان» توافق کرده اند- از جمله در مورد دولت مسعود پزشکیان!

*۳- میتوان احتمال تعیین یک رهبر هیچکاره و غیرسیاسی، اما در همانحال سپردن بخش اعظم اختیارات رهبری به رئیس جمهور را هم در نظر گرفت. این اما یک احتمال ضعیف است. رهبر جلاد قبلی حکومت هم در سال ۱۳۶۷ در مقابل چشمان موافق و مخالف، تسلیم شد و «جام زهر» را سر کشید!! 

ـــــــــــــــــ


سلطنت طلبان عامل اصلی چنین سیاستی هستند!


https://twitter.com/i/status/2028895344298275209

سلطنت طلبان عامل اصلی اتخاذ چنین سیاستی هستند و بهزاد کریمی، جمشید طاهری پور، مسعود فتحی، مصطفی مدنی و ... از «حزب چپ»، در پی ائتلاف با چنین جانوران تصادفا سیاسی شده‌ای هستند! همان کسانی که ۴۷ سال است در مذمت مبارزه مسلحانه و در تمام دوران زندگی در اروپا از «خشونت پرهیزی» دم میزنند!

ـــــــــــــــ


شنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۴

محکومیت وحشیگری امپریالیستی!

 

https://x.com/i/status/2027702139624247741


در اولین ساعات پیش از ظهر شنبه ۲۸ فوریه ۲۰۲۶- ۹ اسفند ۱۴۰۴ تهاجم هوایی وسیع ارتش های آمریکا و اسرائیل به ایران، برای بار دوم طی ۸ ماه اخیر، آغاز شد. تاکنون شهرهای مختلفی از جمله تهران، کرمانشاه، کرج و تبریز مورد حملات وحشیانه موشکی قرار گرفته اند.

دونالد ترامپ رئیس جمهور امریکا در سخنانی تماماً هوچیگرانه و ریاکارانه از جنگ علیه رژیم سرکوبگر اسلامی و سپاه پاسداران سخن گفته است. هر فرد اندک مطلعی تشخیص میدهد اما که این تهاجم جنایتکارانه در چهارچوب سیاست های جدید امپریالیسم آمریکا در تسلط بر جهان و بویژه منابع نفت و مواد خام مهم مورد نیاز ایالات متحده قرار دارد.

دارودسته جنایتکار پهلوی و سردسته پلید آن از این تهاجم بربرمنشانه حمایت کرده و مردم را به آمادگی برای سرنگونی رژیم اسلامی فراخوانده است. غافل از اینکه مردم ایران از تسلط اسرائيل و آمریکا و سگ زنجیری آن‌ها یعنی باند جنایی پهلوی، بمراتب بیش از سلطه گری رژیم ترور اسلامی وحشت دارند.

این تصور که تهاجم نظامی کنونی اسرائیل و آمریکا به ایران موجب سرنگونی رژیم ترور اسلامی میشود، تصور پوچی بیش نیست. چنین نتیجه ای فقط میتواند در ادامه یک جنگ زمینی بزرگ و فراگیر و پرخسارت امکانپذیر گردد که مهاجمان نه علاقه و نه امکان ورود به آن را در اختیار دارند. جنگ کنونی از آغاز آن یک جنگ منطقه ای است و ذخایر و امکانات طرفین جنگ تفاوت زیادی با یکدیگر ندارند، بلکه فقط از انواع متفاوتی هستند.

بدترین سناریو برای مردم ایران در این جنگ تجاوزکارانه، غلبه مهاجمین وحشی بر مقدرات سیاسی کشور ما است. در این حالت، دستاوردها و همه نتایج مبارزات مردم ایران از مقطع انقلاب مشروطیت تاکنون، برای کسب و حفظ استقلال سیاسی و همزمان با آن یکپارچگی سرزمینی کشور، دچار مخاطرات غیرقابل جبرانی خواهند گشت.

***

مبارزه برای سرنگونی رژیم ترور اسلامی، از مقابله عملی و فعالانه با دارودسته جنایتکار پهلوی جدا نیست!

***

اکبر تک دهقان

۹ اسفند ۱۴۰۴- ۲۸ فوریه ۲۰۲۶

ــــــــــــــــــ

چهارشنبه، اسفند ۰۶، ۱۴۰۴

بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد خطاب به کارگران و مردم ایران

 

کارگران و مردم زحمتکش و ستم‌دیده کشور،


در این شرایط بسیار خطیر، پرتنش، ناپایدار و اضطراب‌آمیز، جان و زندگی همه‌ی ما بیش از هر مسئله‌ای باید در مرکز توجه قرار گیرد. برای ما که هر روز با سرکوب، استبداد، دستمزدهای ناچیز، گرانی افسارگسیخته، ناامنی شغلی و فشارهای اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، هر بحران سیاسی، اقتصادی یا نظامی پیش از هر چیز تهدیدی مستقیم علیه امنیت، معیشت و آینده‌ی فرزندان‌مان در سراسر کشور است.


سندیکا بر این باور است که از منظر جنبش کارگری، هر دگرگونی بزرگ اجتماعی و سیاسی در ایران باید از دفاع از آزادی، برابری، زندگی، معیشت، کرامت انسانی و حق تشکل‌یابی مستقل کارگران و مردم آغاز شود.


استقلال ما کارگران، به‌عنوان بزرگ‌ترین و زحمتکش‌ترین طبقه‌ی اجتماعی کشور که از جمله متشکل از زنان و مردان، جوانان و همه‌ی اقوام و ملیت‌های ساکن این سرزمین است، همراه با تکیه بر نیروی میلیونی‌مان، راهنمای ما در قبال تحولات روز است.


در این راستا، طی روزهای آتی، مجموعه‌ای از مواضع سندیکا که بر پایه‌ی اصول زیر تنظیم شده، منتشر خواهد شد:


دفاع بی‌قید و شرط از جان و زندگی کارگران، خانواده‌های کارگری و مردم ستم‌دیده کشور؛ اعتراض قاطع علیه سرکوب و کشتار داخلی و علیه جنگ و نظامی‌گری؛ و مخالفت با هر سیاستی که جان، امنیت و معیشت مردم را بیش از پیش به خطر اندازد.


از تمامی تشکل‌ها و گروه‌های کارگری، دانشجویی، زنان و مدافعان آزادی و برابری در کشور می‌خواهیم که با بیان مواضع صریح و روشن و با همگرایی و هوشیاری، اجازه ندهند دهه‌ها مبارزه‌ی جانکاه جنبش‌های اجتماعی ایران در این شرایط حساس به نابودی کشیده شود یا مورد سوءاستفاده قرار گیرد.


هرگز فراموش نکنیم که چاره‌ی کارگران و زحمتکشان، وحدت و تشکیلات است.


سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

۵ اسفند۱۴۰۴ [۲۵ فوریه ۲۰۲۶]

----------

توضیحات:

فونت درشت در متن و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.

ــــــــــــــــ

سه‌شنبه، اسفند ۰۵، ۱۴۰۴

حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از اعتراضات سراسری دانشجویان

 

در سومین روز اعتراضات سراسری، دانشجویان در دانشگاه‌های متعددی از جمله دانشگاه فردوسی مشهد، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه صنعتی امیرکبیر، دانشگاه تهران و دانشگاه هنر ایران با برگزاری تجمع‌هایی اعتراضی، گرامیداشت جان‌باختگان خیزش دی‌ماه و طرح مطالبات خود، اعتراضشان را بیان کردند. گزارش‌ها حاکی از حضور نیروهای بسیج و یگان ویژه در برخی از این دانشگاه‌ها و برخورد خشونت‌آمیز با دانشجویان است. تاکنون آمار روشنی از مجروحان یا بازداشت‌شدگان منتشر نشده است، با این حال مسئولیت هرگونه تعرض به امنیت و سلامت دانشجویان بر عهده نهادهای نظام است که به جای پاسخ‌گویی، به مداخله امنیتی متوسل می‌شوند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ضمن اعلام همبستگی با مبارزات دانشجویی علیه سرکوب و برای آزادی و برابری، بر ضرورت پایان دادن به خشونت در دانشگاه‌ها، آزادی دانشجویان بازداشت‌شده و به رسمیت شناختن حق تجمع و بیان مطالبات تأکید می‌کند و خواستار حفظ امنیت و کرامت دانشجویان در محیط‌های آموزشی است. 

جنبش دانشجویی و جنبش کارگری در سال‌های گذشته بارها بر مطالبات مشترکی همچون عدالت اجتماعی، حق تشکل‌یابی مستقل، آزادی بیان و مبارزه علیه سرکوب حکومتی تأکید کرده‌اند. سندیکا بر گسترش همبستگی میان محیط‌های کار و دانشگاه، تداوم سنت همبستگی تاریخی کارگر و دانشجو در جنبش‌های اجتماعی ایران و دفاع از استقلال تشکل‌های دانشجویی و کارگری از دولت، نهادهای حکومتی و مدافعان هر شکل دیگری از استبداد، اقتدارگرایی و تمامیت‌خواهی تأکید می‌کند.


کارگر، دانشجو، اتحاد اتحاد!

دانشجوی زندانی آزاد باید گردد! زندانی سیاسی آزاد باید گردد!

نه سرکوب، نه ستم، فقط آزادی و برابری!

چاره کارگران و زحمتکشان وحدت و تشکیلات است!


سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

چهارم اسفند ۱۴۰۴ [۲۳ فوریه ۲۰۲۶]

----------

توضیحات:

فونت درشت در متن و اضافه تاریخ میلادی از وبلاگ بازسازی است.

ـــــــــــــــــ


یکشنبه، اسفند ۰۳، ۱۴۰۴

اطلاع به بازدیدکنندگان

بازدیدکننده گرامی!

وبلاگ «برنامه سیاسی» با انتشار چهارم بخش دهم از «برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک»، در نشانی زیر به روز شده است:

برنامه سیاسی برای بازسازی کشور در یک جمهوری دموکراتیک۱۰، تأمین اجتماعی عمومی شهروندان (انتشار چهارم)

https://radikaldemokratik.blogspot.com/2026/02/blog-post_21.html

ـــــــــــــــــــــــ

جمعه، اسفند ۰۱، ۱۴۰۴

ضرورت حیاتی: آماده سازی تشکیل «حزب سوسیالیست مردم ایران» در داخل کشور!


بازتکثیر مقاله‌ای در ضرورت پاسخگویی به شرایط متحول سیاسی کنونی کشور

۱ اسفند ۱۴۰۴- ۲۰ فوریه ۲۰۲۶

---

ضرورت حیاتی: آماده سازی تشکیل «حزب سوسیالیست مردم ایران» در داخل کشور!

«حزب سوسیالیست مردم ایران» به سنت های مبارزاتی توده های آزادیخواه و زحمتکش در تاریخ سیاسی معاصر ایران و به جنبش انقلابی کنونی تعلق داشته، خود را با آنها هویت یابی میکند:

۱- انقلاب ضد استبدادی و استقلال طلبانه مشروطیت،

۲- جمهوری شورایی سوسیالیستی ایران («جمهوری گیلان»)،

۳- مقاومت علیه دیکتاتوری رضاخان،

۴- جنبش های سندیکایی کارگران و زحمتکشان،

۵- جنبش کارگری- کمونیستی و چپ انقلابی کشور (۱۳۳۲- ۱۳۲۰)،

۶- جنبش ملی کردن صنعت نفت، دولت ملی محمد مصدق و علیه کودتای امپریالیستی ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲،

۷- مبارزات زنان، دانشجویان، نویسندگان و هنرمندان،

۸- مبارزات سازمان چریکهای فدایی خلق ایران،

۹- اهداف آزادیخواهانه، عدالتجویانه و استقلال طلبانه انقلاب بهمن (۱۳۶۰- ۱۳۴۹) علیه رژیم کودتایی- فاشیستی محمدرضا پهلوی و رژیم ترور اسلامی،

۱۰- مقاومت زندانیان سیاسی و خانواده های آنها در سه رژیم دیکتاتوری،

۱۱- مقاومت بزرگ علیه تثبیت رژیم ترور اسلامی از فردای سقوط رژیم پهلوی و در دهه ۶۰ خورشیدی، و مبارزات انقلابی کنونی برای سرنگونی رژیم دیکتاتوری اسلامی،

۱۲- عدالت اجتماعی همه جانبه، دموکراسی مستقیم و پارلمانتاریسم پیشرو.

«حزب سوسیالیست مردم ایران»، حزب کارگران، دهقانان، روستاییان و جناح چپ طبقه متوسط شهری است و از موضع منافع نیروهای نامبرده، دست به رقابت های سیاسی مولد با سایر سازمان های سیاسی زده، و قادر به انجام سازش های سیاسی اجتناب ناپذیر با احزاب نزدیک به دیگر طبقات اجتماعی است.

عضویت در «حزب سوسیالیست مردم ایران» و شرکت در ارگان های تصمیم گیری آن منوط به پذیرش پنج اصل پایه ای زیر خواهد بود: 

۱- پذیرش برنامه سیاسی و اساسنامه حزب و فعالیت در یکی از ارگان های آن

۲- دفاع از استقلال سیاسی و یکپارچگی سرزمینی کشور ایران

۳- دفاع از زندگی صلح آمیز مشترک مردم و ساختار واحد ملت ایران

۴- عدم تأسیس دولت ها و مجلس های «قومی» تحت پوشش «فدرالیسم»

۵- مقابله عملی و فعالانه با دارودسته جنایتکار پهلوی در جنبش انقلابی کنونی

«حزب سوسیالیست مردم ایران» حزبی است سیاسی و رزمنده، دخالت گر، عمل گرا و سازمانگر از سنت چپ انقلابی ایران و آخرین رهبران آن: بیژن جزنی و حمید اشرف؛ و نه یک محفل آه و ناله، گپ و گفتگوهای شخصی و سطحی؛ و نه یک انجمن «سوته دلان». این بویژه از آن رو مهم است، که دارودسته جنایتکار پهلوی بطور گسترده و با وقاحتی بی سابقه، در حال ایجاد تمرکز در صفوف خود، جلب حمایت قدرت های امپریالیستی، حتی بدست گرفتن رهبری مبارزات خیابانی کنونی و برگزاری یک رفراندوم بمنظور بازگشت دوباره رژیم ساواک به کشور است! سلطنت طلبان فاشیست و لیبرال های راست افراطی هار پنهان نمی کنند که ایران آینده باید به یک کشور نیمه مستعمره نظیر دوران درنده خویی رژیم پهلوی تبدیل شده، و به اردوی سیاسی- نظامی غرب منضم گشته، حتی به عضویت پیمان ناتو در آید و در خصومت ورزی و کشمکش های سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب با فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین شریک شود!

«حزب سوسیالیست مردم ایران» یک حزب سراسری و معتقد به اصل تخطی ناپذیر برابر- حقوقی شهروندان و توسعه متوازن اقتصادی- تکنولوژیک و اجتماعی- فرهنگی استان های کشور است. این حزب در همه استان ها و مناطق کشور به یکسان حضور داشته و فعالیت نموده، امتیاز سیاسی ویژه ای را برای پایتخت و یا منطقه ای دیگر برسمیت نخواهد شناخت. «حزب سوسیالیست مردم ایران» حزبی است برای یک جمهوری دموکراتیک، و در این امر ذینفع بوده و قادر است که با احزاب منطقه ای ایران مناسباتی پایدار ایجاد نماید.

زبان ارتباطی در مناسبات این حزب و جامعه ایران، زبان فارسی دولتی است. در همان حال باید همه زبان های مادری شهروندان ایران در سیستم آموزشی کشور ادغام شده، و به هرشکلی از تبعیض میان مردم بدلیل تفاوت در زبان های مادری در محیط های شغلی، آموزشی و اجتماعی خاتمه داده شود.

«حزب سوسیالیست مردم ایران» حزب بازسازی سریع و همه جانبه اقتصادی- تکنولوژیک کشور در جهان کنونی و آتی است. بازسازی کشور ایران پس از ویرانی های غیرقابل تصور رژیم های تبهکار پهلوی و اسلامی، تنها میتواند و باید بطور آگاهانه، نقشه مند، توسط اکثریت توده های مردم و با رعایت منافع کنونی و آتی توده های کار و زحمت و نه به بهای کار برده وار کارگران انجام گیرد. یک ایران تماماً بازسازی شده و بلحاظ اقتصادی و مالی قدرتمند، میتواند شرایطی را فراهم سازد، تا طبقه کارگر ایران نیز نظیر همه کارگران جهان، هدف نهایی سوسیالیسم را بمثابه یک جامعه انسانی و پیشرفته در برابر خود قرار دهد.

***

مبارزه برای سرنگونی رژیم ترور اسلامی، از مقابله عملی و فعالانه با دارودسته جنایتکار پهلوی جدا نیست!

***

---

 اکبر تک دهقان

۲۳ دی ۱۴۰۱ - ۱۳ ژانویه ۲۰۲۳

انتشار اول در وبلاگ  بازسازی:

https://j-shoraie.blogspot.com/2023/01/blog-post_13.html

------------

توضیحات:

مطلب بالا در بعضی سطور اندکی ادیت شده  است.

ــــــــــــــــــــ

دوشنبه، بهمن ۲۷، ۱۴۰۴

تراژدی چپ، خارج از کشور و سلطنت طلبان!

لیبرال های راست، خائنین، تبهکاران و بعضا راسیست و جانی صفت و سلطنت طلبی نظیر فرخ نگهدار، بهزاد کریمی، مصطفی مدنی، علی کشتگر، یوسف راه کارگر (علی دماوندی)، مسعود فتحی (مدیر مسئول!!)، محمدرضا شالگونی و عباس توکل، نیروی چپ ایران در خارج از کشور را عمداً و فقط برای منافع شخصی حقیر خود، «سکه یه پول» ساختند!! 

این تبهکاران، حال بعنوان کارمندان و یا جیره خواران اتحادیه اروپا، بدستور صاحب کار جدید خود بمدت ۴۵ سال از «خشونت پرهیزی»، نفرت از «نکبت انقلاب»، ممانعت از مبارزه و مزایای عافیت طلبی و دنیای «مصاحبه» و «مقالات» نوشتند. آنها در زندان های رژیم پهلوی از نزدیکی خود به سازمان فدایی بشدت پشیمان شده و سال ها با روح تنفر از مبارزه و رابطه با منافع توده های محروم مشغول مزخرف بافی و محفل بازی و دسته بندی بودند. انبوه هواداران سازمان فدایی و شهروندان معمولی در سال های انقلاب بهمن، چگونه باید از این دگردیسی، تمرین روحیات توطئه گرانه و مقاصد تشکیلات شکنانه آنها مطلع میشدند؟ 

امروز سلطنت طلبان و فرهنگ شکنجه و آدمکشی ساواک، درست به کمک مستقیم و غیرمستقیم عناصر بالا، به میدان داران سیاست سرنگونی رژیم در خارج از کشور مبدل شده اند و این نه فقط از طریق «انقلاب» بلکه حتی با بکار بردن «خشونت» فوق العاده و نابودکننده توسط ارتش های آمریکا و اسرائیل. 

فعلا که چیزی برای تقویت و زنده نگهداشتن روح مبارزه و تغییرات سیاسی از تاریخ چپ انقلابی ایران وجود ندارد. حداقل از این صحنه ها از چین لذت ببریم!! همان کشوری که عناصر بالا در هر فرصتی بنا به وظایف محوله از سوی صاحب کاران اروپایی خود به آن فحاشی میکنند.


https://x.com/i/status/2021912342804766902

https://x.com/i/status/2021882178997825750

https://x.com/i/status/2021804890809675843


اکبر تک دهقان

۱۶ فوریه ۲۰۲۶- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴

---------- 

توضیحات:

مصطفی مدنی، امروز در حزب چپ، در سال ۱۹۸۹، در شهر هانور هنوز آلمان غربی («مقر شورای عالی»!!) و در سال های آخر حیات اتحاد شوروی، با شدت و حدت از فیدل کاسترو بعنوان «خوک» نام برد!!

ـــــــــــــــــــــــــــ