دوشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۸

پس از کودتای انتخاباتی؛ جامعه ایران به کدام سو میرود؟ - 4


اکبر تک دهقان
24 خرداد 1388- 14 ژوئن 2009


نتایج مثبت کودتای انتخاباتی!

زمانیکه از احتمال شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 و از شرکت روسیه تزاری در این جنگ صحبت میشود، لنین میگوید: " من فکر نمیکنم که تزار روسیه اینهمه احمق باشد، که چنین هدیه بزرگی را به ما تقدیم کند!" اما تجربه نشان داد، که تزار روسیه، درست " اینهمه احمق" بود: از آنجا که بمثابه یک کشور امپریالیستی غوطه ور در بحرانهای بی پایان، راهی بجز شرکت در قتل عام تدارک دیده شده توسط قدرتهای " فائقه "، برای مقابله با جنبش کارگری اروپا و تقسیم جهان نداشت؛ به این دلیل که او علیرغم اطلاع از خطرات آغاز جنگ اما، بحکم شرایط سیاسی، اقتصادی و نظامی دوران توسعه امپریالیستی سرمایه داری، ناگزیر از پذیرش ضروریات عینی این جهت گیری بود. امروز برای رژیم اسلامی، در توسل آن به یک کودتای انتخاباتی علیه مردم از یک طرف و همزمان، انحصار طلبی افراطی به زیان حریفان درونی خود از سوی دیگر، درست همین قانونمندی و اجبار شرایط عینی حاکم است. انقلاب مردم ایران علیه رژیم فاشیستی اسلامی، به چه فرصت طلایی بجز اقدام سرکوبگرانه و آشکارا احمقانه کنونی، برای کشاندن توده های مردم به خیابان و تمرین مقابله قهرآمیز مردمی با قهر دولتی نیاز داشت؟ همان قهر دولتی، که طی 30 سال، حیات این ماشین کشتارجمعی را تضمین کرده است.

جناح مسلط رژیم اسلامی، به دلیل شرایط بن بستی که طی 4 سال اخیر بویژه، در آن گرفتار گشته، به اتخاذ این تصمیم و ارتکاب این حماقت بزرگ نیاز داشت. همانگونه که برای مردم، راهی بجز تشدید مبارزه نمانده، برای جانیان حاکم نیز در جهت عکس آن، وضع بر همین منوال است. استراتژی رژیم اسلامی در شرایط کنونی، تولید بمب هسته ای، و توسل به یک جنگ خارجی است: بهمان دلیل که در آغاز استقرار آن درسالهای 57 تا 59 درست به همین انتخاب نیاز پیدا کرد؛ جنگی که به اعلام موسوی اردبیلی در سالهای مذکور، یک " نعمت الهی" بوده، در صورت عدم حمله ارتش عراق، "ما " باید خود آن را شروع میکردیم. در پرتو جنگ جنایتکارانه 8 ساله و به بهانه آن، نابودی همه سازمانهای سیاسی و قتل عام دهها هزار مبارز سیاسی امکانپذیر گشته، نیروی سرکوب گسترده کنونی و حتی روانشناسی سیاسی یک جامعه " اسلامی " و متکی بر " شهادت"، شکل گرفت. اگر از دوران " توسعه" سرمایه داری ایران در طول سلطه حکومت اسلامی، جنگ 8 ساله را کسر کنید، تقریباً هیچ چیز دیگری باقی نمی ماند.

مردم به ناچار شرکت کننده در نمایش انتخاباتی رژیم، روزها پیش از موعد رأی گیری، در کوچه و خیابان بودند. تا از یکطرف، حضور و میزان قدرت خود را به نمایش بگذارند، از سوی دیگر، بمحض اطلاع از تقلب انتخاباتی گسترده، بی تعلل و بی وقفه، نظیر روزهای قبل در خیابانها حاضر شده، رژیم و دستگاه سرکوب آن را علناً به مصاف طلبند. این تاکتیک سیاسی نه لزوماً از مرکزی تعیین و هدایت شده، بلکه از انگیزه های بسیار نیرومند توده های معترض به رژیم، برای ایجاد تغییراتی سیاسی در همین دوره کنونی، ناشی گردیده است. خطرات سلطه مجدد جناح " رهبر" بر سرنوشت کشور، چنان است، که دیگر هیچ راهی، برای جلوگیری از سقوط کامل جامعه به قعر جنگ و فقر و فروپاشی کامل باقی نمانده است. نتیجه اینکه توده های مردم، خود ابتکار عمل را بدست گرفته، نارهبران اصلاح طلب را به دنبال خود کشیده، حتی آنها را مجبور ساختند، علیرغم " هشدار" های متعدد مبنی بر خودداری از اعمال " خشونت"، بتدریج و صریحاً از مردم بخواهند، به اعتراضات " مدنی " خود ادامه دهند!

اعتراضات مداوم کنونی، که بعضاً در تمام ساعات روز جریان دارند، قبل از همه، ابهت دستگاه سرکوب رژیم، موتورسواران، " لباس شخصی" ها، نیروی انتظامی تبهکار و دسته جات " ضد شورش" را در هم شکست. آنهایی که تا دیروز کسی جراًت عدم اطاعت از دستورات سرکوبگرانه خیابانی شان را نداشت، حال در روز روشن، بطور مستقیم مورد تهاجم مردم واقع شده، " برده گان" دیروزشان برای دستورات امروزشان، پشیزی ارزش قائل نمیشوند. چه کسی تصور چنین " موهبتی" را داشت؟ صحنه ای که یک دخترجوان و بی سلاح، چندین لگد به سوی مأمور تا دندان مسلح " رهبر" پرتاب میکند، باید هر تحلیلگر و فعال سیاسی را قانع کند: این جامعه نسبت به تحولات مربوط به اعتراضات اول ماه مه سال 1384 *1 باز هم یک گام اساسی به جلو برداشته است. لازم به تأکید است، همه صحنه های جنگ و گریز خیابانی، که از شمارش خارج شده اند، تنها طی 2 روز پس از انتخابات روی داده اند.

توازن قوای سیاسی در جامعه ایران از اوائل سال 1384، بنفع توده های مردم شروع به تغییر نمود، و مراسمهای روز کارگر در سراسر کشور در سال مزبور، آن را به نمایش گذاشت. این روند هم اینک نیز علیرغم گسترده گی سرکوب مردم طی 4 سال اخیر، با شدت بیسابقه ای در حال پیشروی است.
-----------------------

توضیحات
-----------------------

نقل این مطلب، در سایتهای خارج از کشور، با ذکر منبع آزاد است.

نقل این مطلب در سایتها و نشریات داخل کشور، بدون ذکر منبع، بدون نام نویسنده، و یا با نام مستعار، بشرط عدم تغییر در محتوای آن آزاد است. نگارنده این سطور، به این دلیل علیه فرد و یا مؤسسه ای، دست به اعتراض و افشاءگری نخواهد زد.
www.j-shoraie.blogspot.com pouyane50@yahoo.de
-------------------------------

سرنگونی رژیم ترور اسلامی - اعلام آزادیهای عمومی - فراخوان کنگره شوراها
کنگره شوراها یک کنگره عمومی است، که در لحظات سرنگونی رژیم اسلامی، از تجمع نماینده گان شوراها، سندیکاها و اتحادیه ها، کمیته ها، نهادها و ارگانهای صنفی و دموکراتیک همه اقشار و طبقات سهیم در سرنگونی رژیم اسلامی، در داخل کشور تشکیل میگردد. این کنگره، از قدرت گیری سازمان مجاهدین و مدافعین رژیم پهلوی، بمثابه جریانات ارتجاعی و سرکوبگر ممانعت بعمل آورده، راه سوء استفاده از خلاء قدرت برای شروع کشمکشهای قومی، توسل به تخریب و انتقام جویی را سد نموده، خطوط کلی نظام سیاسی آتی را روشن ساخته، و موعد انتخابات ارگانهای دائمی در کشور را معین میکند.
--------------------------------
طرح اولیه قطعنامه هایی برای ارائه به کنگره شوراهاwww.toumaj.blogfa.com

یکشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۸

پس از کودتای انتخاباتی؛ جامعه ایران به کدام سو میرود؟ - 3

اکبر تک دهقان
24 خرداد 1388- 14 ژوئن 2009


اصلاح طلبان، " لیبرال دموکرات" ها و اعتراضات مردمی!

کشمکشهای کنونی در کشور، در دو وجه اصلی قابل تفکیک است:

1- مردمی که از این رژیم جانی به تنگ آمده، برای سرنگونی آن به شیوه کم خطر، یعنی " انقلاب رنگی/ مخملی" روی آورده اند. برای مردم درعین حال کاملاً روشن است، هر میزان عقب راندن حکومت اسلامی، شرایط را برای برچیدن کامل آن، مناسب تر خواهد ساخت. از آنجا که هیچگونه رهبری مورد اعتماد و خارج از ساختار حاکم وجود ندارد، امید خود را به استفاده از تضادهای داخلی رژیم اسلامی بسته، به قصد ایجاد حتی یک روزنه اندک به پای انتخاباتی رفته اند، که خود از ضد دموکراتیک و " خودمانی" بودن آن مطلع بوده اند.

2- در همان سویی که مردم حضور دارند - با تفاوت بنیادی در منافع و انگیزه ها- درعین حال جریانی اسلامی، ضد دموکراتیک و خود از بنیانگذاران اصلی و چه بسا افراطی این ماشین آدمکشی قرار دارد. معضل این گروه یعنی " اصلاح طلبان " اما، نه ضد دموکراتیک و ضد انسانی بودن این رژیم همواره فاشیستی، بلکه سهم خواهی آنها از طعمه عظیم قدرت و ثروت در کشور است- بویژه اینکه خود را در تأسیس رژیم اسلامی و جنایات غیرقابل تصور دهه 60، کاملاً بحق، بسیار سهیم میدانند. بجز این، این گروه بر بی فایده بودن سیاست سرکوب عریان و حکومت تروریستی در طی 30 سال پی برده، تلاش میکند، از طریق سفرهای خارجی، " گفتگوی تمدنها " و لبخند زدن ضمن انجام مصاحبه با خبرنگاران خارجی، راه حل دیگری برای جلوگیری از فروپاشی نظام دلخواه خود بیابد. در طی 8 سال سلطه این جریان بر دستگاه اجرایی، آنها کوچکترین گامی در جهت منافع مردم برنداشتند. حتی مشاور زن محمد خاتمی، در آخرین روزهای ریاست جمهوری اصلاح طلبان، از حکم عمیقأ ضدبشری و هولناک تر از سیاست آدم سوزی در رژیم هیتلر، یعنی سنگسار، دفاع کرده، آن را ضامن " حفظ خانواده " در ایران شمرد.

در این میان همچنین گروه دیگری از اصلاح طلبان، عمدتاً در خارج از رژیم، وجود دارند. این جریان که خود را " لیبرال" و یا " لیبرال دموکرات" مینامد، گروهی بشدت ضد کمونیست افراطی و دشمن حرکت مستقل مردم بوده، چشم به فرامین قدرتهای امپریالیستی دوخته، مداوماً به دستگاه حاکمه پیرامون " خطر" کمونیستها هشدار داده، مخالف هر نوعی از دخالت توده ها در تعیین سرنوشت خود هستند. یکی از نماینده گان این جریان، احمد زید آبادی، در مصاحبه ای با رادیو آلمان ( دویچه وله Welle Deutsche ) در روز 23 خرداد- که به یک توافق از پیش صورت گرفته با سیاستهای دولت آلمان شبیه است- بطور غیرمستقیم، اما صریح و روشن، از مردم میخواهد، وضع موجود را پذیرفته، پس از مدت کوتاهی به خانه های خود بازگردند. روشن است این فقط میزان نفرت جریان " لیبرال" از توسل مردم به ابتکارات توده ای را به نمایش میگذارد. رادیو آلمان برای پوشاندن این موضع عمیقاً ارتجاعی و گمراه ساختن مخاطبین خود، تیتر مصاحبه فوق را به یک شکل ظاهراً رادیکال، یعنی تحریم انتخابات مزین میسازد.
--------------------------------

نقل این مطلب، در سایتهای خارج از کشور، با ذکر منبع آزاد است.

نقل این مطلب در سایتها و نشریات داخل کشور، بدون ذکر منبع، بدون نام نویسنده، و یا با نام مستعار، بشرط عدم تغییر در محتوای آن آزاد است. نگارنده این سطور، به این دلیل علیه فرد و یا مؤسسه ای، دست به اعتراض و افشاءگری نخواهد زد.


www.j-shoraie.blogspot.com pouyane50@yahoo.de

------------------

پس از کودتای انتخاباتی؛ جامعه ایران به کدام سو میرود؟ - 2



اکبر تک دهقان
24 خرداد 1388- 14 ژوئن 2009


تحول سیاسی صورت گرفته در کشور، حتی در چهارچوب نرمهای رایج سیاسی، اقدامی کودتاگرانه محسوب میگردد. موضوع در اینجا نه بر سر " اصلاح طلبان" و اهداف آنها، که طی 8 سال حکومت این گروه، چیزی از اصلاح طلبی آنان آشکار نشد، بلکه صحبت از مردمی است که براساس یک قراداد اعلام شده از سوی یک دولت ظاهراً رسمی، به پای یک " انتخابات" رفته اند- یعنی قراردادی را با طرف مقابل منعقد نموده اند. دستگاه اداری برگزار کننده انتخابات، پیش از شروع شمارش آراء، همه ابزارهای تماس فوری و انتقال اطلاعات را از کار انداخته، نماینده گان معینی را وسیعاً از حق نظارت بر صندوقها محروم کرده، دست به ممانعت از کنترل خالی بودن صندوقها زده، در انتها هم اقدام به جابجایی صندوقها نموده، حتی علیرغم عدم اتمام رای گیری، مراکز رأی گیری را بسته، مردم را با خشونت به بیرون ریخته است. آنها سپس بدون شمارش آراء، اعداد از قبل تنظیم شده ای را در مقابل اسامی معینی ثبت نموده، بلافاصله ساختمان مرکزی محل شمارش آراء را تعطیل کرده، دست به تهاجم به دفاتر حریفان خود زده، به ضرب و شتم مخالف و خبرنگار اقدام کرده، و بسرعت نیروهای مسلح خود را به خیابانها گسیل ساخته اند. وقتی همه این امور، به تغییرات سیاسی علیه همان دولت ظاهراً رسمی مربوط باشد، و نه خرید و فروش " سیب زمینی"، در اینصورت مردم با یک کودتای نظامی در مفهوم کلاسیک آن سر و کار دارند و لاغیر.

به توضیح حقوقی بالا، اخبار و اطلاعات متعددی را که به قبل و بعد از انتخابات فوق مربوط هستند، اضافه کنیم. در هیچیک از نظرخواهیهای گسترده سابق، حتی کمترین سطحی از " پیروزی" مسئول سابق این دستگاه اجرایی وجود ندارد. از این گذشته، هجوم مردم امیدوار به اندک تغییراتی در چهارچوب این رژیم ضد دموکراتیک، چنان همه جانبه بود، که " رئیس جمهور" کودتایی کنونی، چاره کار را در انجام اموری نظیر توزیع رایگان سیب زمینی و افتتاح یک خط آهن هنوز به اتمام نرسیده می بیند. روشن است، نظرخواهیها، بیان حقیقی تحولات بعدی نیستند، اما در چهارچوب شرایط سیاسی معینی، همچنین تعداد و تنوع اینگونه نظرخواهیها، به همراه شواهدی نظیر تجمعات توده ای بزرگ، جهت کلی تغییرات آتی را بدرستی بیان خواهند نمود.
----------------------------------
- نقل مطالب این وبلاگ، بدون ذکر منبع آزاد است. انتشار مجدد تمام و یا بخشی از هر مطلب، بدون ذکر نام نویسنده و یا با نام مستعار، در نشریات و سایتهای داخل و خارج آزاد است. نگارنده این سطور، هرگز به این دلیل علیه فرد و یا مؤسسه ای، دست به افشاءگری نزده! از آن وسیله ای برای خودستایی و تبلیغات ارزان نخواهد ساخت. نویسنده اتنطار دارد که اصل محتوای مطلب، بطور جدی تغییر نکند.

شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۸

پس از کودتای انتخاباتی؛ جامعه ایران به کدام سو میرود؟ - 1

اکبر تک دهقان
23 خرداد 1388- 13 ژوئن 2009

جناح همواره مسلط در رژیم اسلامی، نمایش انتخاباتی روز 22 خرداد را، به یک کودتا علیه مردمی که به ایجاد اندک روزنه ای در این رژیم جانی امید بسته بودند، مبدل ساخت. اینکه آیا چنین تغییری ممکن بود و یا توده های مردم باید به تحریم آن دست میزدند و یا خیر، از اهمیت این حق انسان تحت برده گی اسلامی کم نمیکند، که آنها برای قابل تحمل ساختن شرایط بربرمنشانه زندگی در این رژیم پلید، حق داشتند در این جهت گام بردارند. تحلیل سیاسی و یا توضیح جامعه شناسانه رفتار سیاسی مردم، نباید به حق آنها در توسل به اقدامات معینی، آنگونه که خود صحیح تشخیص میدهند و قادر به تحمل آن هستند، صدمه ای بزنند. از این رو باید ضمن احترام به مردم اسیر در این شرایط فوق تصور، احساسات و آرزوهای آنها را درک کرد، دخالتگری سیاسی و شور و امید به برافکندن هیولای حکومت اسلامی را در میان آنها، تقویت و تحکیم ساخت. این همچنین نوعی مرزبندی با جریانات ارتجاعی و ضدمردمی، نظیر سلطنت طلبان و سازمان مجاهدین، محسوب میگردد - یعنی نیروهایی که عناصر سرکوبگر و اشراف منش آنها، امروزه، صفحات کامنت نویسی سایتهای خبری را از سرکوفت زدن به مردم و تحقیر آنها پر ساخته اند.
----------------------

نقل این مطلب، در سایتهای خارج از کشور، با ذکر منبع آزاد است.

نقل این مطلب در سایتها و نشریات داخل کشور، بدون ذکر منبع، بدون نام نویسنده، و یا با نام مستعار، بشرط عدم تغییر در محتوای آن آزاد است. نگارنده این سطور، به این دلیل علیه فرد و یا مؤسسه ای، دست به اعتراض و افشاءگری نخواهد زد.
-------------------

یکشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۸

بیانیه کانون نویسنده گان ایران

به مناسبت
بیست و هشتمین سالگرد اعدام سعید سلطانپور

يکشنبه ۱۷ خرداد ۱٣٨٨ - ۷ ژوئن ۲۰۰۹

مردم شریف و آزاده !

بیست و هشت سال پیش، در چنین روزهایی، در ٣۱ خرداد ۱٣۶۰، سعید سلطانپور، شاعر، نمایش‌نامه‌نویس، منتقد، کارگردان تئاتر و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران که در رژیم گذشته نیز بارها زندانی شده بود، پس از تحمل شکنجه‌های سنگین، همراه با ۱۴ تن دیگر به جوخه‌ اعدام سپرده شد. اما سعید فقط یک شاعر، نویسنده یا نمایشگر ساده نبود. شاید به جرأت بتوان گفت که او جلوه‌گاه تمامی ویژگی‌های برجسته‌یی بود که در هر عصر، تنها در تنی چند از روشنفکران به نمود در می‌آید؛ روشنفکری متعهد، انترنالیست، فروتن در برابر مردم و خروشان در مقابل قدرت ستم‌بارگان؛ نویسنده و شاعری که التزام‌اش به آزادی و برابری، حقیقت و همه ارزش‌های انسانی و پاک، تا دم مرگ با او بود. شک نداریم که شاملو‌ها، پوینده‌ها، مختاری‌ها و... در فضایی دم زدند و بالیدند که سلطانپور و سلطانپورها به وجود آورده بودند؛ با سنتی رشد کردند که در آن نوشتن و گفتن جدا از انسان و سرنوشت و آینده‌ی او معنایی ندارد. کانون نویسندگان ایران در بیست‌ و هشتمین سالگرد اعدام تبهکارانه‌ی سعید سلطانپور هم‌چنان بر خواسته‌ی بر حقِ همیشگیِ خود پا می‌فشارد که پرونده‌های کشتارهای دهه ۱٣۶۰ و از جمله پرونده سعید سلطانپور را بگشایند. آرزوی ما این است که شرایطی فراهم آید که بتوانیم بزرگداشتی شایسته‌ی این روشنفکر آزاده و بزرگ برگزار کنیم، و از تشکل‌هایی که در خارج کشور در تدارک مراسمی برای بزرگداشت یاد و خاطره سعید سلطانپور و راه و روش اجتماعی او هستند قدردانی می‌کنیم.
کانون نویسندگان ایران ۱۷ خرداد ۱٣٨٨

-------------------------
بنقل از:
اخبار روز: http://www.akhbar-rooz.com/
-------------------------

پنجشنبه، فروردین ۰۱، ۱۳۸۷

! بهاران خجسته باد


! بهاران خجسته باد


سالی نو در شرایط سلطه رژیم ترور اسلامی فرامیرسد. با هر درجه از زشتی و ددمنشی حکومت بربرمنشانه این رژیم پلید اما زندگی ادامه دارد، و باید با تمام توان برای رویش آینده ای انسانی مبارزه و فداکاری کرد. تاریخ جنبش کارگری- کمونیستی ایران از مقطع انقلاب مشروطیت تاکنون، از مبارزه، امید و استقامت برای برانداختن توحش طبقات استثمارگر انباشته است.

با اتکاء به این حقیقت که در سال 1387، تعمیق مبارزات انقلابی در کشور اجتناب ناپذیر است، بکوشیم از هم اکنون، سالی از مبارزه سازمانیافته برای تحقق اهداف کمونیستی بخش پیشرو جامعه ایران را رقم بزنیم.

!بهاران خجسته باد

گروه وبلاگهای جمهوری شورایی

29 اسفند 1386- 19 مارس 2008

www.j-shoraie.blogspot.com

سه‌شنبه، دی ۱۸، ۱۳۸۶

حسین زهری (بهرام) تبهکار و برخورد با این وبسایت!


در یک وبگردی اتفاقی به مطلبی پیرامون خود برخوردم. در این به اصطلاح مقاله، در واقع اما لجن نامه، در کنار نامهای متعددی از جمله: سازمان راه کارگر، مجاهدین، سایت روشنگری، سایت دیدگاه و مسئول آن آقای علی ناظر، در دو جمله کوتاه، نام این نگارنده نیز بعنوان "همکار وزارت اطلاعات" رژیم اسلامی، آنهم از سالها پیش! ذکر شده است. در مطلب مورد اشاره، نام خانواده گی متهم پاک شده است. اما در سایت گروه حسین زهری( بهرام)،- همان " مسئول کمیته خارج سابق" سازمان فدایی - اقلیت تا 4 بهمن سال 1364- ، اصل مطلب در شکل کامل آن تحت زیر- عنوان:

" همسویی "روشنگری" با رژیم جمهوری اسلامی ایران برای وارد کردن افترا به نیروهای انقلابی"، هنوز مشخصات کامل این نگارنده موجود است.

اصل مطلب در سایت گروه حسین زهری (بهرام) نام زیر را در صفحه اول، قسمت وسط و بالای آن حمل نموده، امضاء "سازمان چریکهای فدایی خلق ایران"،( یعنی گروه حسین زهری) بر بالای آن نقش بسته است. این به اصطلاح سازمان، چنان نحس و نفرین شده است، که حتی یک سایت جدی و یا سازمان سیاسی به نشانی آن لینک نداده است؛ مگر اینکه غرض و مرضی در کار بوده باشد. احتمالاً برای اولین بار بسیاری از خواننده گان و از طریق همین متن کوتاه در اینجا، از وجود آن اطلاع خواهند یافت! مطلب زیر در سایت مزبور، چنان چندش آور و انباشته از دروغ است، که خواننده بزحمت قادر به خواندن کامل آن خواهد شد:

" چه کسانی حقایق را تحریف میکنند؟
سایت " روشنگری" در خدمت کیست؟ اپوزیسیون یا رژیم جمهوری اسلامی ایران؟
الله قلی خان جهانگیری، فئودال، اکثریتی، مجاهد یا " انقلابی کبیر"؟ "

اینکه حسین زهری (بهرام)، این تبهکار و راهزن اموال و اسناد سازمان چریکهای فدایی خلق ایران- اقلیت در خارج و این استفراغ تاریخ اخیر چپ ایران، تا چه حد فاقد شرافت سیاسی است، نیازی به اثبات ندارد. او به شهادت اقدامات خود، از شرافت و ارزشهای انسانی همانقدر بهره مند است، که لاجوردی از اصول احترام به حقوق شهروندی برخوردار بود! اما چنین جانوری- که نه فقط بدبختانه بطور کامل روی دو پا راه میرود، بلکه بدتر از آن، حتی قادر به چرخاندن سایت و "سازمان" هم هست!- ، سر از سازمان بیچاره ما در نمی آورد و نقشی جدی در وقوع جنایت 4 بهمن سال 64 ایفا نمیکرد، اگر یک عضو باقی مانده کمیته مرکزی، یعنی عباس توکل و باند خارج از کشوری آن، این هیولا را در سال 1361، بعنوان عضو انتصابی کمیته مرکزی به جان فعالین سازمان نمی انداختند. حسین زهری (بهرام)، خود قادر نبود، اینهمه بار بی وجدانی، دروغ و ضدیت با بدیهی ترین حقوق شهروندان اسیر و آواره این کشور را بتنهایی بر دوش بکشد؛ او باید فعالانه کمک دریافت میکرد، آموزش میدید و ابزارهای سقوط آزاد کنونی را در اختیار میگرفت. عباس توکل، "هسته اقلیت" چی ها و تیم آنها در خارج، شمشیر حسین زهری (بهرام) را تیز کردند.

نگارنده در اینجا پنهان نمیکند، که دادخواهی و رسیده گی به هر سطحی از نقض حقوق شهروندی و انسانی خود را- چه در دوران فعالیت تشکیلاتی و چه فعالیت مستقل امروز، از جمله از طریق نمونه بالا را- حق بدیهی خود دانسته، شرایط دمکراتیک و دستگاه قضایی یک دولت مردمی را در فردای سرنگونی ماشین ترور اسلامی، به این منظور به یاری خواهد طلبید.

-  رونوشت برای روزنامه " نیمروز"، چاپ لندن، که هر از چند گاهی، با دریافت پولی
کلان از اموال بسرقت برده سازمان فدایی- اقلیت، بنفع این باند بی مقدار تبلیغ میکند:

18 دی 1386- 8 ژانویه 2008

جمهوری شورایی
(اکبر تک دهقان)
-------------------------------------